Things that clerics have been against for last 200 years:
Bicycle , Clean water and shower, Radio , Cinema, TV, Music and dance , Chess, Video player , Satellite
Things that clerics have been against for last 200 years:
Bicycle , Clean water and shower, Radio , Cinema, TV, Music and dance , Chess, Video player , Satellite 

1. To live freely as human beings.
2. Not to be a slave.
3. For the sake of prosperity.
4. To have the right to choose.
5. Not to live in fear.
6. Not to be displaced and humiliated.
7. Not having to accept what we don’t like.
8. That our rights are not violated.
9. To have freedom of expression.
10. To have freedom of thought.
11. In order to enjoy the freedom of the parties.
12. Not to be tortured.
13. That no one has the right to insult us.
14. To be able to have a job.
15. Not to be captive to ignorance and superstition.
16. Not to be a victim of injustice and inequality.
17. To be respected.
18. For no one to decide for us.
در حالی که ایران کشور ثروتمندی است و منابع بسیار زیادی دارد ولی در ۴۰ سال گذشته مردم ایران هر روز فقیرتر شده اند و از این درآمد سرشار نفت و سایر منابع که باید در راه رفاه و سلامتی همه مردم ایران هزینه شود در کشورهای دیگر چون سوریه، فلسطین، حماس، عراق، یمن و گروه های تروریستی تلف میشود. با توجه به ورود. شبکه های اجتماعی و دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار صحیح، اطلاع از این فعالیت های رژیم و هدر رفتن پول و منابع ایران و گسترش فقر و بیکاری و افت ارزش پول ایران و سایر مشکلات باعث ایجاد فشارهای زیاد اجتماعی اقتصادی و عصبی بر مردم میشود
The Islamic Republic of Iran spends more than $ 16 billion annually on the money of the Iranian people in support of the terrorist groups and Syria.
While Iran is rich in wealth and has many resources, but in the past 40 years, the Iranian people have become poorer each day, and from this high income oil and other resources that should be spent on the welfare and health of all the people of Iran in other countries such as Syria , Palestine, Hamas, Iraq, Yemen, and terrorist groups. Regarding the arrival of social networks and the access of people to the correct information and news, the knowledge of these activities of the regime and the waste of Iranian money and resources, and the spread of poverty and unemployment and the depreciation of the Iranian currency and other problems caused a lot of socioeconomic and nervous pressures On people.
چرا مبارزه کنیم؟

Why fight?
1. To live freely as human beings.
2. Not to be a slave.
3. For the sake of prosperity.
4. To have the right to choose.
5. Not to live in fear.
6. Not to be displaced and humiliated.
7. Not having to accept what we don’t like.
8. That our rights are not violated.
9. To have freedom of expression.
10. To have freedom of thought.
11. In order to enjoy the freedom of the parties.
12. Not to be tortured.
13. That no one has the right to insult us.
14. To be able to have a job.
15. Not to be captive to ignorance and superstition.
16. Not to be a victim of injustice and inequality.
17. To be respected.
18. For no one to decide for us.
پاکستانیزه شدن ایران یکی از بدترین پیشبینیها در مورد آینده ایران در چند سال اخیر بود که عملا اتفاق افتاد. پاکستانی شدن به معنای اداره کشور از سوی نهادهای نظامی است و نیز اینکه منافع و ملاحظات نهادها و شخصیتهای نظامی نسبت به منافع ملی در اولویت قرار گیرد. در پاکستان سه عامل بنیادگرایی اسلامی، ضدیت با هند و تلاش برای رسیدن به سلاح هستهای ودر نهایت آزمایش پنج بمب هستهای بهتدریج کل کشور را به حیاط خلوت ارتش و دستگاههای امنیتی تبدیل کرد. ارتش پاکستان و ژنرالها امروز قدرتمندترین نهاد این کشور هستند که جهت همه معادلات داخلی و خارجی را تعیین می کنند. جمهوری اسلامی ایران نیز چند صد میلیارد دلار برای کامل کردن زنجیره تاسیسات و چرخه ساخت بمب اتمی هزینه کرده که به نتیجه صفر و در نهایت به تحریمهای بیسابقه بین المللی منجر شد. سود ناشی از تلاش برای دور زدن تحریمها یک طبقه نوظهور و شبکهای از نظامیها و امنیتیها و حلقه دوستان واقوام آنها را شکل داد که عملا در چند سال اخیر شکل گرفته اند. دور زدن تحریمها و قبل از آن واگذاری بخش اعظم فعالیتهای اقتصادی کشور به سپاه و نزدیکان سپاه عملا کشور را به طیول نهادهای اقتصادی عریض و طویل سپاه تبدیل کرد که معنایی جز کامل شده حلقه پاکستانیزه شدن ایران ندارد. ایران امروز، بدون هیچ جنبش اجتماعی، از سوی نظامیانی اداره میشود که بیش از هر چیز نگران کم نشدن سود و سهام شرکتهای وابسته به سپاه هستند.
Pakistanization of Iran was one of the worst predictions about the future of Iran during recent years, which actually happened. Pakistanization means the administration of the state by military institutions, and also the interests of military institutions and military personnel are prioritized over national interests. In Pakistan, three factors of Islamic fundamentalism, oppression against India and attempts to reach a nuclear weapon, and ultimately the testing of five nuclear bombs, gradually transformed the entire country into the backyard of the military and security apparatus. The Pakistan army and generals are today the most powerful institution in the country that will determine all internal and external equations
.
The Islamic Republic of Iran spent a few billion dollars on completing the plant chain and the bomb-making cycle, which resulted in a zero result and ultimately led to unprecedented international sanctions. The profits from trying to circumvent the sanctions created an emerging class of networks of security guards and the circle of their friends who were practically formed after the suppression of the green movement. Bypassing the sanctions, and prior to that, the majority of economic activities of the country were handed over to the Revolutionary Guard Corps and its close relatives, practically transformed the country into a widespread and long-standing economic corps, meaning nothing but the completion of the Pakistani cycle of Iran. Iran today, without any social movement, is run by militants, who are worried more about the loss of profits and shares of IRGC affiliated companies

موارد نقضِ فاحشِ حقوق بشر در ایران
ـ نقض حق زندگی (اعدامها) و اعدام متهمان نوجوان؛
ـ تداوم اجرای اعدام به اتهام ارتکاب جرایم پیش از ۱۸ سالگی بدون محاکمهی عادلانه و اعدام دستکم 40 تن به اتهام ارتکاب جرم پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی، در نیمهی دوم سال 2022 ؛
ـ ادامه ی شکنجهی زندانیان و دیگر رفتارها و مجازات های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز همچون شلاق و قطع عضو؛
ـ سر باز زدن جمهوری اسلامی از پذیرش ۲۰ توصیهی جامعهی بینالمللی دربارهی مقابله با شکنجه و سایر شکل های بدرفتاری؛
ـ عدم دسترسی مناسب زندانیان به امکانات پزشکی و درمانی؛
ـ بازداشت غیرقانونی معترضان و اتهام مفسد فیالارض و محاربه به آنها، دسترسی نداشتن آنها به وکیل مدافع؛
ـ مرگ زندانیان در زمان بازداشت؛
ـ نقض حقوق اولیهی آزادی بیان، عقیده و گردهمایی؛
ـ نقض حقوق زنان و بیان موارد مختلف آن از جمله در زمینه های احوال شخصی، نبود حقوق برابر در ازدواج، طلاق، حضانت کودک و ارث؛
ـ نقض نظاممندِ حقوق جوامع قومی و اقلیت های دینی از جمله بهاییان، مسیحیان ، بلوچ ها، کُردها، ترک های آذربایجانی، جامعهی یارسان و دراویش گنابادی؛
ـ محدودیت موقت دسترسی شهروندان به پیام رسان تلگرام و سپس مسدود شدن دائمی آن با حکم قضایی؛
ـ ممنوعیت دیگر شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب
Violation of the right to life (executions) and execution of juvenile offenders;
The continuation of execution on charges of committing crimes before the age of 18 without a fair trial and the execution of at least 40 people on the charge of committing a crime before reaching the age of 18, in the second half of 2022;
The continued torture of prisoners and other cruel, inhuman and degrading treatment and punishment, such as flogging and amputation;
To dismiss the Islamic Republic from accepting 20 recommendations of the international community on combating torture and other forms of mistreatment;
Lack of proper access of prisoners to medical and therapeutic facilities;
The illegal arrest of protesters and the accusation of the corruptor of Fiallarz and Moharebeh against them, their lack of access to a lawyer;
Deaths of detainees during arrest;
Violation of the basic rights of freedom of expression, opinion and assembly;
Violations of women’s rights and the expression of their various matters, including in matters of personal status, lack of equal rights in marriage, divorce, child custody and inheritance;
Systematic violations of the rights of ethnic societies and religious minorities, including Baha’is, Christians, Baluchis, Kurds, Azerbaijani Turks, Yasan Sins and Gonabadi Dervishes;
The temporary restriction of citizens’ access to the telegram and then its permanent blocking with a judicial order;
The ban on other social networks such as Facebook, Instagram and YouTube.

In the age of information and communication, it is not possible to confine the public will and desire by force, threat and power. We must learn to educate our society in an organized manner, to bring peace to the public opinion in order to destroy the dictatorship in a collective movement.

بزرگترین خائنان و جنایتکاران کسانی هستند که وقتی خطایی می بینند و می دانند خطاست، سرشان را برمی گردانند… سکوت در برابر ظلم در ایران، خیانت به بشریت است… سکوت نکنیم
The biggest traitors and criminals are those who see a mistake and they ignore it. The silence in front of oppression in Iran is a treason to humanity. Do not be calm.
نقض حق زندگی (اعدامها) و اعدام متهمان نوجوان؛
ـ تداوم اجرای اعدام به اتهام ارتکاب جرایم پیش از ۱۸ سالگی بدون محاکمهی عادلانه و اعدام دستکم یازده تن به اتهام ارتکاب جرم پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی، در نیمهی نخست سال قبل؛
ـ ادامه ی شکنجهی زندانیان و دیگر رفتارها و مجازات های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز همچون شلاق و قطع عضو؛
ـ سر باز زدن جمهوری اسلامی از پذیرش ۲۰ توصیهی جامعهی بینالمللی دربارهی مقابله با شکنجه و سایر شکل های بدرفتاری؛
ـ عدم دسترسی مناسب زندانیان به امکانات پزشکی و درمانی؛
ـ بازداشت غیرقانونی معترضان و اتهام مفسد فیالارض و محاربه به آنها، دسترسی نداشتن آنها به وکیل مدافع؛
ـ مرگ زندانیان در زمان بازداشت؛
ـ نقض حقوق اولیهی آزادی بیان، عقیده و گردهمایی؛
ـ نقض حقوق زنان و بیان موارد مختلف آن از جمله در زمینه های احوال شخصی، نبود حقوق برابر در ازدواج، طلاق، حضانت کودک و ارث؛
ـ نقض نظاممندِ حقوق جوامع قومی و اقلیت های دینی از جمله بهاییان، مسیحیان ، بلوچ ها، کُردها، ترک های آذربایجانی، جامعهی یارسان و دراویش گنابادی؛
ـ محدودیت موقت دسترسی شهروندان به پیام رسان تلگرام و سپس مسدود شدن دائمی آن با حکم قضایی؛
ـ ممنوعیت دیگر شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب
.
Violation of the right to life (executions) and execution of juvenile offenders;
The continuation of execution on charges of committing crimes before the age of 18 without a fair trial and the execution of at least 11 people on the charge of committing a crime before reaching the age of 18, in the first half of last year; 
The continued torture of prisoners and other cruel, inhuman and degrading treatment and punishment, such as flogging and amputation;
To dismiss the Islamic Republic from accepting 20 recommendations of the international community on combating torture and other forms of mistreatment;
Lack of proper access of prisoners to medical and therapeutic facilities;
The illegal arrest of protesters and the accusation of the Mofsede of Fiallarz and Moharebeh against them, their lack of access to a lawyer;
Deaths of detainees during arrest;
Violation of the basic rights of freedom of expression, opinion and assembly;
Violations of women’s rights and the expression of their various matters, including in matters of personal status, lack of equal rights in marriage, divorce, child custody and inheritance;
Systematic violations of the rights of ethnic societies and religious minorities, including Baha’is, Christians, Baluchis, Kurds, Azerbaijani Turks, Yasan Sins and Gonabadi Dervishes;
The temporary restriction of citizens’ access to the telegram and then its permanent blocking with a judicial order;
The ban on other social networks such as Facebook, Instagram and YouTube.
سیاست رژیم جمهوری اسلامی پیشبرد برنامهی اتمی خود به هر قیمت است. از همین جهت اصولاً بحث هزینه- فایده از آغاز از مجموعه مباحث مربوط به توسعه نیروگاه اتمی بوشهر و تاسیسات نطنز، اصفهان، اراک و فردو بیرون بوده است.
دولت جمهوری اسلامی در دو دههای که برنامه اتمی خود را به پیش برده حتی یک جزوه کوچک اطلاعرسانی در مورد صنایع اتمی و مخاطراتش در اختیار ساکنان مناطقی که این تأسیسات را در خود جای دادهاند نگذاشته است. حتی یک گفتوگو در رادیو و تلویزیون دولتی در این مورد با حضور موافقان و مخالفان برگزار نشده است. نگه داشتن مردم در بیخبری مطلق نمایانگر این نکته است که از منظر مقامات جمهوری اسلامی نه غنیسازی بلکه تشعشعات اتمی حق مسلم مردم ایران شمرده شده است.
بنا به دستورات مستقیم شورای امنیت ملی رسانههای دولتی و شبه دولتی و نیمه مستقل از هرگونه بحث در مورد سیاست اتمی کشور منع شدهاند و آنها که تبعیت نکردهاند هزینه آن را نیز پرداختهاند. مردم ایران و کارشناسان ایرانی از منظر حکومت حق هیچ اظهار نظری در مورد برنامهی اتمی کشور و هزینهها و پیامدهای آن ندارند.
برنامهی اتمی جمهوری اسلامی برنامهی اتمی ولی فقیه است که گویی از آسمان به او نازل شده و هیچ کس به جز وفاداران به وی حق اظهار نظر مخالف و منتقدانه در مورد آن ندارند، آن هم موضوعی که در کشوری زلزلهخیز و با ظرفیت فنی پایین و مقامات پر مدعا و متوهم میتواند برای جان صدها هزار نفر از مردم مخاطره داشته باشد.
The policy of the Islamic Republic of Iran is to advance its nuclear program at all costs. As a result, the cost-benefit debate has originated from a series of debates on the development of the Bushehr nuclear power plant and the facilities of Natanz, Isfahan, Arak, and Fordow. The government of the Islamic Republic, in the two decades that launched its nuclear program, did not even provide a small brochure on nuclear industry and its risks to the inhabitants of the areas where the facility was located. Even a talk on state radio and television has not been held in this case with supporters and opponents. Keeping the people in absolute ignorance indicates that from the point of view of the authorities of the Islamic Republic no enrichment, but the atomic radiation, has been considered as the absolute right of the people of Iran. 
According to direct directives issued by the National Security Council, public and paramilitary media and semi-independent media have been prohibited from discussing any nuclear policy of the country, and those who have not complied with it have also paid for it. From the perspective of the government, Iranian people and Iranian experts have no comment on the country’s nuclear program and its costs and consequences.
The atomic program of the Islamic Republic of Iran is the supreme leader’s nuclear program, which seems to have been revealed to him from heaven, and no one has the right to express an opinion on it, except loyalists, in a state of earthquake and low technical capacity, and officials Fugitive and ambitious can be a threat to the lives of hundreds of thousands of people.
کسانی که در رژیم فاشیستی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، بدنبال حقوق بشر می گردند ، بی خبرانی بیش نیستند! نه اسلام چیزی بنام حقوق بشر دارد و نه رژیم اسلامی. در قرآن ، مؤمنان هستند که فقط حقوق دارند و نه بقیه بشر. در رژیم اسلامی هم افرادی که شریک خامنه ای هستند و چاپلوسی او را می کنند دارای حقوق و مزایای ویژه هستند. نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به بشر اینگونه است : یا با ما باش و یا نابودت می کنیم. به نظرتان برای سقوط این رژیم و این ملاهای دروغگو، و ظالم و دزد، چه باید کرد؟

Those who seek human rights in the fascist regime of the Velayat-e Faqih and the Islamic Republic are living in our world. neither Islam nor the Islamic regime has anything to do with human rights. In the Quran, only believers are allowed to have rights and not the rest of mankind. In the Islamic regime, those who are partners of Khamenei and who are flattering him have special privileges and benefits. The Islamic and Islamic regime views of mankind are as follows: either with us or be destroyed by us. What do you think of the fall of this regime and these liars and ruthless mullahs?
در ایران امروز، سخن گفتن از عدالت، حقوق شهروندی و رعایت قانون در دادگاهها همه معنای خود را از دست داده است.
سرکوب و بازداشت منتقدین، ازار اقلیتها، نگهداشتن غیرقانونی افراد در زندان بدون محاکمه و وکیل، شکنجه و آزار زندانیان، اعترافگیری با زور و شکنجه، بیاعتنایی به حقوق قربانیان، محدودیت برای وکلا یا دستگیری و محاکمه آنها، دادگاههای غیر شفاف در عمل قوه قضائیه را به بازیچه نهادهای قدرت و بازوی سرکوب نیروهای امنیتی تبدیل کردهاست.
جالب این است که حکومت دینی با ادعای اجرا کردن «دستورات الهی» نه تنها نتوانسته مانع از گسترش فساد و سقوط اخلاقی در جامعه شود، که خود روحانیت و دیندارانی که گاه جای مهر بهروی پیشانی دارند و نماز و روزهشان ترک نمیشود به مهرههای اصلی فساد تبدیل شدهاند. فساد نظاممند بدون مشارکت گسترده مسئولین مکتبی، امامان جمعه، قضات روحانی و غیر روحانی قوه قضائیه، شورای نگهبان، «بیت رهبری»، نمایندگان مجلس، دستگاه دولتی و سرداران و نظامیان و آقازادهها نمیتوانست شکل گیرد.
A fresh manifestation of Molls-rulled Iran
Speaking of Justice, civil rights, and full of law has lost its true state of meaningfulness. 
Suppressing critics, assaulting minorities, detention of people without access to lawful process, torturing prisoners, forced confessions, neglecting victims’ rights, putting restrictions on lawyers and/or arresting them, and disingenuous proceedings has mad the judicial body a pawn for powerful institution leveraging suppression.


به نظرم رژیم جمهوری اسلامی به مثابه فاشیسم مذهبی تهدیدی جدی، فوری و خطرناک برای مردم ایران، منطقه خاورمیانه و جهان است. حکومت ایران، یک رژیم دیکتاتوری از نوع کلاسیک و یا رژیم ارتجاعی مانند طالبان نیست. رژیم حاکم بر ایران در عبور از بحرانهای گوناگون نشان داده است که قابلیتهای بیشتری از رژیمهای توتالیتر تجربه شده و یا ارتجاعی برای بقاء خود دارد. استفاده از ابزار مذهب قدرت بیشتری به رژیم کنونی ایران در مقایسه با حکومتهای فاشیستی که از ناسیونالیسم به عنوان ابزاری برای برانگیختن مردم استفاده می کنند، می دهد. این رژیم برای گسترش نفوذ خود به بمب اتمی نیاز دارد.
اگر رژیم حاکم بر ایران به تسلیحات هسته ای دست یابد، در استفاده از آن، چه به عنوان تهدید و یا سلاح واقعی تردید نمی کند و لشگرکشی آشکار خود را آغاز می کند.
برای مقابله با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران باید جبهه گسترده ای از نیروهای داخلی و بین المللی را گرد آورد.
The dangers and catastrophes that religious fascism ruling Iran can cause to humans, not just Iranians, but all over the world, is not fundamentally comparable to what happened in the 1930s and 40s, but to some extent are even more dangerous. In my opinion, the regime of the Islamic Republic as religious fascism is a serious, immediate and dangerous threat to the people of Iran, the Middle East and the world. The Iranian regime is not a classic dictatorship regime or a reactionary regime like the Taliban.
The regime ruling Iran over various crises has shown that it has more capabilities than totalitarian regimes or is reactionary to survive. The use of religious instruments gives more power to the current Iranian regime than the fascist governments that use nationalism as a means of provoking people. The regime needs the nuclear bomb to expand its influence. If Iran’s ruling regime gains nuclear weapons, it does not hesitate to use it, either as a threat or a real weapon, and it will begin its apparent rebellion.
In order to confront the religious fascism ruling in Iran, a vast front of internal and international forces has to be gathered.
برخیز
به یاد نگاههای مانده در انتهای کوچه، به امید بازگشت پدران و مادران و خواهران و برادران زندانی.
به یاد آنان که در سیاهچالهای رژیم، با دستبندهای آهنین به سقف زندانها آویزانند…
آنجا که تو ندیدهای و نشینده ای…
برخیز!
به یاد نالههای جوانان هموطنت در زیر شکنجههای مأموران بیعاطفه، آنگاه که پوست تن به شلاق میچسبد…
سوگند به آه بیگناهان محکوم در میان دیوارهای تنگ و بلند زندانهای فریبکاران،
سوگند به نگاههای حسرت آمیز بینوایان وطنت. برخیز!
سوگند به رنگ زرد کودکان بیسرپرست، به چشمهای اشکآلود مادران سوگند، برخیز!
به نگاههای بغضهای فروخورده پدران، به نگاههای دردمند نیازمندان وطنت، برخیز!
سوگند به دلهای اندوه بار و دستهای تاول زده کارگران در پشت کوهستان رنجهای بیحاصل


ما مطمئن هستیم که دیکتاتوری مذهبی آخوندهای حاکم بر ایران در قرن بیست و یکم دوام نخواهد آورد و سرنگون خواهد شد.
دلایل زیادی وجود دارد که باور کنیم روزهای جمهوری اسلامی به پایان رسیده است. به نظر میرسد دولت کنونی که توسط رهبر مذهبی آیتالله علی خامنهای، و شورای نگهبان آخوندهای سالخورده اداره میشود، که میتوانند هرگونه تغییر سیاستی توسط رئیسجمهور منتخب را نادیده بگیرند، بهطور وحشیانهای به نظر میرسد که با عموم مردم ارتباطی ندارد. نه تنها جوانان ایران – که حدود 70 درصد آنها زیر سی سال سن دارند – تحت “ولایت فقیه” (ولایت فقیه) هستند – بلکه اقتصاد نیز به دلیل تحریمهای اعمالشده توسط این کشور تحت کنترل است. غرب در واکنش به اصرار رژیم بر پیگیری برنامه هسته ای خود. تورم مدتهاست که از کنترل خارج شده است و تجارت و گردشگری کسری ناچیز از آنچه میتواند باشد، و با این حال حاکمیت در کل علاقه چندانی به قربانی کردن اصول مبارزاتی و انقلابی برای مصلحت اقتصادی و در واقع سیاسی نشان نداده است. آیا این رویکرد با توجه به تنگناهای اقتصادی در اطراف تهران و به چه قیمتی قابل تداوم است؟
we are confident that the mullahs’ religious dictatorship ruling Iran will not last in the 21th century and will be overthrown.
There is every reason to believe that the Islamic Republic’s days are numbered. The current government, lorded over by the religious supreme leader, Ayatollah Ali Khamene’i, and his Guardian Council of aging mullahs, who can overrule any policy change by the pseudo-elected president, seem wildly out of touch with the general populace. Not only are the youth of Iran—some 70 percent of whom are under the age of thirty—chaffing under the “guardianship of the Islamic jurists” (velayet-e-faqih)—but so is the economy, due to sanctions imposed by the West in response to the regime’s insistence on pursuing its nuclear program. Inflation has long been out of control and trade and tourism a tiny fraction of what it could be, and yet the establishment has on the whole shown little interest in sacrificing militant, revolutionary principles for economic, and indeed, political expediency. Can this approach be sustained in view of the tightening economic noose around Tehran, and at what cost?
ایران تنها کشوری در دنیاست که آمبولانس را برای سرکوب معترضان، آتش نشانی را برای متفرق کردن جمعیت، جرثقیل را برای اعدام در ملاء عام، ماشین پلیس را برای بستن راه و استفاده از دستگاه برش فلز را برای قطع انگشت ولی انرژی هسته ای را برای مقاصد صلح آمیز دارد!
Iran is the only country in the world that uses ambulances to suppress protesters, fire engines to disperse crowds, cranes to execute public executions, police cars to close streets, and chainsaws to cut off
opponents’ fingers, but it has nuclear energy for peaceful purposes!
A global lawsuit to hear the voice of the Iranian people:
We call for the establishment of an international “fact-finding committee” to investigate and expose the crimes of the Islamic Republic of Iran and to impose diplomatic sanctions on its officials, as:
Iranian judiciary has committed “systematic massacre” and “genocide”.
Iran has the highest execution rate in the world in terms of population
Iran has the largest number of lawsuits in the world in terms of population
Iran is the largest prison for journalists in the world
Iran is the biggest violator of women’s rights
Iran is the only country in the world where lawyers are imprisoned for doing professional work.
Iran is the only country in the world that officially registers child marriage
Iran is the only country in the world that has practically graded its citizens by establishing special clerical courts. (Union discrimination).
Iran is one of the biggest violators of religious freedoms in the world.
Iran is the only country in the world where people of different religions are not equal before the law (religious discrimination)
Iran is the only country in the world that discriminates between men and women in the execution of punishment (gender discrimination)
Iran is the only country in the world where the judiciary has been directly involved in the massacre of political prisoners; In other similar cases around the world, it has been the military, security forces, and ultimately the executive branch that have been responsible for massacres and genocides.
It is noted that although genocide has unfortunately taken place in other parts of the world, Iran is the only country in the world where the ruling system, and especially the judiciary in times of peace, is deliberately, systematically and thoroughly planned and through official channels and with awareness. All the officials and leaders of the system, and even with the allocation of the approved budget, have implemented various genocide projects.
سال ۲۰۲۲سال شکوه و همبستگی ایرانیان با هر زبان و باور و گرایش بود
با سازماندهی و همبستگی سال۲۰۲۳ سال پیروزی ملت ایران خواهد بود.سال تحقق آزادی و عدالت در ایران


سرکوب دگراندیشان و منتقدان و اقلیت های عقیدتی و سیاسی در خاورمیانه به ویژه ایران همچنان ادامه دارد و ما خواستار شکستن سکوت جامعه جهانی در برابر اختناق حاکم در ایران هستیم.
باید گفت فشارهای جامعه جهانی و اروپاییان به رژیم ایران بعد از قرارداد اتمی موسوم به برجام، به مراتب کاهش یافت و همین به مقامات رژیم اسلامی فرصت داد تا بتوانند مخالفان و منتقدان داخلی را کماکان سرکوب و وادار به سرکوب و خروج کنند. گفتنی است؛ گزارشگران پیشین ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، بارها با انتشار گزارش های مستند خود، رژیم جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر، سرکوب آزادی بیان و دگراندیشان، اعدام های فله ای، ربایش و تهدید منتقدان و همچنین عدم پایبندی به تعهدات بین المللی در حوزۀ حقوق انسانی محکوم کرده اند، اما جهان سکوت کرده است. به نظرم امروز بزرگترین خائنان و جنایتکاران کسانی هستند که وقتی خطایی می بینند و می دانند خطاست، سرشان را برمی گردانند… سکوت در برابر ظلم در ایران، خیانت به بشریت است… سکوت نکنیم.
The repression of dissidents, critics, and ideological and political minorities in the Middle East, especially Iran, continues, and we call for the international community’s silence to be broken on repression in Iran.
It has to be said that the pressure of the international community and the Europeans on the Iranian regime after the nuclear deal, called the Brajam, has been greatly reduced, and this has given Islamic regime officials the opportunity to continue to suppress and oust domestic dissidents and critics.
Former UN Special Rapporteurs on Iran have repeatedly published their documentary reports on the human rights abuses of the Islamic Republic of Iran, suppressing freedom of expression and dissent, mass executions, abduction and threatening of critics, as well as lack of criticism. They have condemned international human rights commitments, but the world is silent.
I think today the biggest traitors and criminals are those who turn their heads when they see an error and they know it is an error … Silence against the cruelty in Iran is a betrayal of humanity … let’s not be silent
نطق آزاد و بیان آزاد است
روح آزاد و روان آزاد است
همه جا زمزمه ی آزادی است
پیر آزاد و جوان آزاد است
در هدف ساختن سینه ی خلق
تیر آزاد و کمان آزاد است
از پی ریختن خون بشر
تیغ آزاد و سنان آزاد است
اگر از وضع جهان نالانی
ناله آزاد و فغان آزاد است
بر سر خود بزن و نعره بکش
دست آزاد و دهان آزاد است
you torchered people, but why did you rape them too?
your raped people, but why did you not let the family have the body?
You charged families to let them have the body, but why did you bury bodies in some village in the middle of nowhere?
You buried them in secret but why did you force mothers to have a compulsory confession?
You took the confession, but why did you destroy their funerals ?
You destroyed the funeral but why have you broken the gravestones ?

Sign Petition: The Iranian regime is wanting to execute and hang 3 young men who go by the names of: Amir Houssain Moradi, Saeed Tamjidi and Mohammad Rajabi who have been actively participating in peaceful demonstration in Iran in November of 2019 (Aban 1398). These brave young individuals were seeking after the freedom and welfare of the country as patriots, they believed in human rights and equality between men and women. They were fighting against the dictatorship and oppression which runs throughout the country, due to the power of the Ayatollah Khameneyi, in order to provide a better future for the next generation of their country.
It is important to know that their court trial was not made public, and they had no accessibility to an independent lawyer (as they legally should be allowed to seek). 
These 3 young men were only looking to live a better life not only for themselves but for their fellow countrymen and women. Like many of the younger generation of their time they had witnessed injustice and violence and they wanted freedom and democracy in the country they love so much and are patriots of. They sacrificed their youths in order to be able to start a change or start the conversation for a change which is so desperately needed in an oppressed country.
We are asking for the attention and help of all the Human rights Organizations, political activists, representatives of the countries around the globe and all the nations to bring awareness to this case, to pressurize the Iranian Regime to stop the execution of these 3 young men as soon as possible before it’s too late.

کارزار دادخواھی و درخواست توقف و لغو حکم اعدام سه تن از جوان ایرانی توسط رژیم اسلامی ایران
رژیم ایران در چند روز گذشتھ حکم اعدام سه جوان ایرانی بھ اسامی امیر حسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی که اخیرا” در تظاھرات مسالمت آمیز آبان ماه ١٣٩٨ شرکت داشتھاند را صادر کرده است. این جوانان شعاع و میھن پرست که به اصول و قوانین حقوق بشر و برابری زن و مرد معتقد ھستند تنھا خواھان آزادی و رفاه کشور بودند. آنھا علیھ دیکتاتوری و ظلم و ستمی کھ آیت الله خامنھ ای سالیان سال بر مردم ایران اعمال میکند جنگیدند تا بتوانند آینده ای بھتر را برای نسل بعدی کشور ایران فراھم سازند. دادگاھی کھ حکم اعدام این سھ جوان را صادر کرده نھ تنھا علنی نبوده بلکھ بھ ھیچ کدام از این آقایان حق دسترسی بھ وکیلی مستقل را ندادهاند. این سه جوان میھن پرست فقط بھ دنبال یک زندگی بھتر برای خود و دیگر ھموطنان زن و مرد خود بودند. آنھا نیز ھمچون دیگر جوانان نسل خود شاھد بی عدالتی و خشونت بودهاند و تنھا خواھان برقراری آزادی و دمکراسی در ایران عزیز بوده و ھستند. آنھا جوانی خود را فدا کردند تا بتوانند تغییری ایجاد کنند. بتوانند با گفتگو تغییر و تحولاتی را آغاز کنند کھ در کشور مظلوم ایران بھ شدت مورد نیاز است. ما خواھان توجھ و کمک ھمھ سازمانھای حقوق بشری، فعالان سیاسی، نمایندگان کشورھای جھان و ھمھ ملتھا برای آگاھی از این پرونده ھستیم تا در اسرع وقت رژیم ایران را تحت فشار قرار داده و از اعدام این سھ جوان قبل از اینکه دیر شود
While recent resolution of The UN General Assembly reflects only a small portion of the crimes of the ruling religious fascism in Iran, it, nevertheless, proves that this regime has always been the leading human rights violator in the world. 
The dossier on four decades of crimes against humanity and genocide committed by this regime, especially the 1988 massacre of 30,000 political prisoners, and the massacre of 1,500 demonstrators in 2019, must be referred to the UN Security Council. also leaders of this regime, Ali Khamenei, Ebrahim Raisi, and the Judiciary Chief, Gholam Hossein Mohseni Eje’I, must be prosecuted in an International Court. The international community must shun this regime and end impunity for its criminal leaders. The recent resolution of the UN General Assembly condemning human rights violations by the Iranian government, the countless and alarming numbers of death sentences, widespread and systematic arrests, arbitrary detentions, deprivation of access to health care and medical services, ill-treatment of prisoners in various prisons across the country, harassment, and intimidation of human rights defenders, using the leverage of torture to obtain confessions and suspicious deaths of prisoners. this resolution condemning human rights violations in the Iranian government emphasizes the need for credible and independent investigations, as well as impartiality in response to all serious human rights violations by the regime’s government, including enforced disappearances, extrajudicial executions, and the elimination of evidence. It added that the immunity of Iranian officials from such acts should end, and they should be brought to justice.
در حالی که قطعنامه اخیر مجمع عمومی سازمان ملل تنها بخش کوچکی از جنایات فاشیسم مذهبی حاکم در ایران را منعکس میکند، اما ثابت میکند که این رژیم همواره ناقض اصلی حقوق بشر در جهان بوده است.
پرونده چهار دهه جنایات علیه بشریت و نسل کشی این رژیم به ویژه کشتار 30000 زندانی سیاسی در سال 1988 و کشتار 1500 تظاهرکننده در سال 2019 باید به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود. همچنین رهبران این رژیم، علی خامنه ای، ابراهیم رئیسی و رئیس قوه قضائیه، غلامحسین محسنی اژه ای، باید در دادگاه بین المللی تحت تعقیب قرار گیرند. جامعه جهانی باید از این رژیم دوری کند و به معافیت رهبران جنایتکار آن پایان دهد. این قطعنامه که نقض حقوق بشر در حکومت ایران را محکوم می کند، بر لزوم انجام تحقیقات معتبر و مستقل و نیز بی طرفی در پاسخ به تمامی موارد نقض جدی حقوق بشر توسط حکومت رژیم، از جمله ناپدید شدن اجباری، اعدام های فراقانونی و حذف شواهد تاکید می کند. در ادامه این بیانیه آمده است که مصونیت مقامات ایرانی از چنین اقداماتی باید پایان یابد و آنها باید به دست عدالت سپرده شوند. این قطعنامه «نگرانی جدی خود را در مورد فراوانی هشداردهنده بالای اعمال و اجرای مجازات اعدام، «استفاده گسترده و سیستماتیک از دستگیریها و بازداشتهای خودسرانه»، «منع عمدی زندانیان از دسترسی به درمان و تجهیزات پزشکی کافی» ابراز میکند. و «اعمال هولناکی که توسط نگهبانان زندان اوین انجام میشود»، «آزار، ارعاب و آزار و اذیت، از جمله ربودن، دستگیری و اعدام مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر» و «دستگیری و بازداشت خودسرانه، و شکنجه و سایر موارد ظالمانه». ، رفتار یا مجازات غیرانسانی یا تحقیرآمیز با معترضان مسالمت آمیز، و «استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف و موارد مرگ مشکوک در بازداشتگاه»
به عنوان یک فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، وظیفه ما این است که صدای کسانی باشیم که به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان هستند و همه کسانی که در ایران با مجازات اعدام روبرو هستند.
امروزه، تحت رژیم دیکتاتوری فاشیستی که بر ایران کنترل دارد، تعداد زیادی از شهروندان ایرانی وجود دارند که صرفاً به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی خود در بازداشت یا محکوم به اعدام هستند.
سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی مهارت جدیدی را آموخته است تا با ارائه انگیزه های کاذب که هرگز به واقعیت نمی پیوندد، خانواده ها و دوستان اسیر را از پیش قدمی و صحبت در مورد وضعیتی که منجر به دستگیری آنها شده است، جلوگیری کند و این وظیفه ما به عنوان حقوق بشر است. فعالان برای روشن کردن این استراتژی.


نقض خشن، گسترده و مستمر حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران هم چنان ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی تاکنون نه به احمد شهید، نه به عاصمه جهانگیر و نه به جاوید رحمان، نمایندگان ویژه سازمان ملل اجازه ورود به کشور و بازدید از زندان ها را نداده اند. رژیم فاشیستی مذهبی ایران، همچنان خشونت علیه فعالان جنبش های اجتماعی و مدافعان حقوق بشر را افزایش داده است. از سویی دیگر، بازداشت ها، شکنجه، پرونده سازی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام هم چنان ادامه دارد. سرکوب مخالفان با شدت ادامه دارد و رژيم می کوشد مردم را نسبت به زنده و پويا بودن جنبش مدنی و دموکراسی خواهی مايوس سازد . اخیرا نیز گروهی از فعالان جنبش زنان و فعالان سایبری و وبلاگنویسان در ایران بازداشت شده اند.
طبق گزارش ها، زندانیان سیاسی در وضعیت دشواری به سر برده و از همه حقوق انسانی خود محروم هستند. آنها مدام در معرض بازجویی قرار دارند. اذیت و آزار در زندان ها پایانی ندارد. بدرفتاری در زندان ها یک امر عادی گشته و نیازهای درمانی زندانیان بیمار به عنوان وسیله ای برای از پای در آوردن آن ها تبدیل شده است. خطر مرگ بسیاری از زندانیان سیاسی را تهدید می کند. هم اکنون تعدادی از زندانیان شدیدا بیمار و نیازمند مراقبت های پزشکی ویژه هستند. اما بازجویان حکومت از رعایت حقوق اولیه و انسانی آن ها سر باز می زنند.اکنون بر ماست که صدای اعتراض خود را علیه نقض گسترده حقوق بشر، شکنجه و آزار زندانیان سیاسی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام علیه مخالفان سیاسی پر طنین تر کنیم، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به بازداشت ها و شکنجه و زندان مخالفان حکومت شویم. بعنوان یکی از فعالان حقوق بشری مدافع آزادی و برابری، جدایی دین و دولت، دموکراسی، حقوق بشر، و رفع هرگونه تبعيض، تمامی نیروهای دمکرات و آزادیخواه را به همگامی در کارزار برای آزادی زندانیان سیاسی و اعتراض علیه نقض حقوق بشر در ایران دعوت میکنم و از همه میخواهم در کارزاری برای افشای نقض حقوق بشر توسط رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران شرکت کنند.
Harsh, widespread and persistent violation of human rights has been continued by the regime of the Islamic Republic of Iran. Islamic regime has not allowed neither Ahmad Shahid, nor Asma Jahangir, nor Javid Rahman, UN special representatives, to enter the country to visit prisons. The religious fascist regime of Iran has continued to increase the violence against civic activists and human rights defenders on one hand whist continues detentions, torture, fake case filling, the issuance of long prison sentences, and execution on the other hand. The crackdown on the opposition is intensifying. Regime is trying hard to dishearten people of dynamism and vividness of democracy and social movement. Recently, a group of bloggers, women’s movement activist and social media activist have been imprisoned.
According to the reports, political prisoners are in an utterly inhumane situation, disfranchised of all their human rights. They are constantly being interrogated. There is no end to this harsh misery. Ill-treatment is quite usual inside prisons and poor prisoner are not even have the chance to have their medical needs provided. Life of the political prisoners are in jeopardy. Currently, number of prisoners are seriously ill and in urgent need of special medical care. However, the government interrogators refuse to respect their basic human rights.
Now it is our responsibility to be the voice of the voiceless to stand against the vast violation of human rights, torture of political prisoners, heavy prison sentences, and execution of the political opponents. We demand the freedom of political prisoners whilst request for putting an end to torture and execution.
I as a human rights defender and advocate of freedom and equality, secularism, democracy, human rights, and eliminating of all types of discrimination, would invite all liberal and democrat activist to take part in a campaign for both liberation of all political prisoners and protest against violation of human rights in Iran.
ـ نقض حق زندگی (اعدامها) و اعدام متهمان؛
ـ تداوم اجرای اعدام به اتهام ارتکاب جرایم پیش از ۱۸ سالگی بدون محاکمهی عادلانه و اعدام دستکم چهل تن به اتهام ارتکاب جرم پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی، در نیمهی نخست سال؛
ـ ادامه ی شکنجهی زندانیان و دیگر رفتارها و مجازات های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز همچون شلاق و قطع عضو؛
ـ سر باز زدن جمهوری اسلامی از پذیرش ۲۰ توصیهی جامعهی بینالمللی دربارهی مقابله با شکنجه و سایر شکل های بدرفتاری؛
ـ عدم دسترسی مناسب زندانیان به امکانات پزشکی و درمانی؛
ـ بازداشت غیرقانونی معترضان و اتهام مفسد فیالارض و محاربه به آنها، دسترسی نداشتن آنها به وکیل مدافع؛
ـ مرگ زندانیان در زمان بازداشت؛
ـ نقض حقوق اولیهی آزادی بیان، عقیده و گردهمایی؛
ـ نقض حقوق زنان و بیان موارد مختلف آن از جمله در زمینه های احوال شخصی، نبود حقوق برابر در ازدواج، طلاق، حضانت کودک و ارث؛
ـ نقض نظاممندِ حقوق جوامع قومی و اقلیت های دینی از جمله بهاییان، مسیحیان ، بلوچ ها، کُردها، ترک های آذربایجانی، جامعهی یارسان و دراویش گنابادی؛
ـ محدودیت موقت دسترسی شهروندان به پیام رسان تلگرام و سپس مسدود شدن دائمی آن با حکم قضایی؛
ـ ممنوعیت دیگر شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب.
Violation of the right to life (executions);
The continuation of execution on charges of committing crimes before the age of 18 without a fair trial and the execution of at least 40 people on the charge of committing a crime before reaching the age of 18, in the first half of year;
The continued torture of prisoners and other cruel, inhuman and degrading treatment and punishment, such as flogging and amputation;
To dismiss the Islamic Republic from accepting 20 recommendations of the international community on combating torture and other forms of mistreatment;
Lack of proper access of prisoners to medical and therapeutic facilities;
The illegal arrest of protesters and the accusation of the corruptor of Fiallarz and Moharebeh against them, their lack of access to a lawyer;
Deaths of detainees during arrest;
Violation of the basic rights of freedom of expression, opinion and assembly;
Violations of women’s rights and the expression of their various matters, including in matters of personal status, lack of equal rights in marriage, divorce, child custody and inheritance;
Systematic violations of the rights of ethnic societies and religious minorities, including Baha’is, Christians, Baluchis, Kurds, Azerbaijani Turks, Yaaresan Sins and Gonabadi Dervishes;
The temporary restriction of citizens’ access to the telegram and then its permanent blocking with a judicial order;
The ban on other social networks such as Facebook, Instagram and YouTube.
من به غير از جمهورى اسلامى ایران هيچ حكومتى رو در جهان نميشناسم كه از مردمش اينچنين عقب تر باشد و همچنان قوانین جنگل را بر مردمش که تحت فشار و خفقان هستند، اجرا کند.
رژیم جمهورى اسلامى ایران، با نمایش خشونت و اعدام و آزار مردم، مانند يك موتور كه در خلاف جهت حركت ميكند و مانع از پيشرفت و شكوفايى جامعه ايرانى شده است.
بر ما جوانان است که فریاد بزنیم و بگوییم جامعه جهانی باید مقابل حکومتهای ناقض حقوق بشر، ناقض حقوق انسانها، ناقض آزادی بیان و عقیده بایستد.
تمام ما باید فریاد باشیم و با اطلاع رسانی و شفاف سازی، مانع تداوم صدور و اجرای احکام اعدام در ایران شویم.
I do not know any government in the world other than the Islamic Republic of Iran that is so much more backward than its society and its people.
The Iranian Islamic Republic regime performs as a reverse engine that prevents the development of the Iranian community and doesn’t allow the Iranian society to flourish.
It is our duty as the secularist youth to raise our voice and strongly and persistently ask the international community to stand against the regimes that violate human rights, individuals’ basic rights, freedom of speech, and freedom of expressions and beliefs.
All of us must raise our voice and by informing, notifying and spreading the news stop the implementation of death sentences and individuals’ execution in Iran.
Islamic Republic hanged 23 y/o #MohsenShekari, innocent protester, in cold blood. This isn’t a regime you can negotiate with by carrots & sticks, but a rabid monster unable to control its rage even if it wanted to. It needs to be put down. Cut ties with them now #MahsaAmini

جمهوری اسلامی 23 ساله #محسن شکاری معترض بی گناه را با خونسردی به دار آویخت. این رژیمی نیست که بتوانید با هویج و چوب با آن مذاکره کنید، اما یک هیولای هار قادر به کنترل خشم خود نیست، حتی اگر بخواهد. باید زمین گذاشت. حالا باهاشون قطع کن
وای بر شما که هنوز ساکتید!
یک جوان معترض ایرانی امروز در ایران اعدام شد. رژیم وحشی اسلامی در حال آزمایش کشورهای غربی است، آیا آنها در کنار مردم ایران و به «اصول» حقوق بشر و آزادی بیان خودشان خواهند ایستاد یا با کلمات پوچ و «محکومیت شدید» و «نگرانی جدی» ادامه خواهند داد؟ وقت آن است که اقدامات معناداری انجام دهیم، #یادآوری کنیم دیپلمات ها مذاکره با تروریست ها را متوقف کرده و در مقابل استبداد بایستند وگرنه اروپا و غرب قربانیان بعدی این رژیم جنایتکار خواهند بود. کاری بکنید!
ماهها، هفتهها و روزهای اخیر شاهدیم حکومت دور جدیدی از سرکوب فعالان مدنی، وبلاگ نویسان، فعالان حقوق بشری، فعالان دانشجویی، فعالان کارگری، روزنامهنگاران، معلمان و دیگر کنشگران اجتماعی را آغاز کرده است. حکمهای طولانیمدت زندان برای کنشگران مدنی، نشانه این روند تازه برخورد خشونتآمیز با فعالیتهای اجتماعی اعتراضی مسالمتآمیز است. تعداد قابل توجه فعالان حقوق بشری و دانشجویان در میان بازداشتشدههای ماههای اخیر گویای این است که حکومت از اطلاع رسانی، شبکه های اجتماعی و فعالان آن احساس خطر جدی میکند. برنامه حکومت برای مقابله با این حضور و تأثیرگذاری صدور حکمهای سنگین و بیسابقه است.به نظر می رسد که دو هدف عمده حکومت از صدور احکام طولانی مدت، ایجاد ترس در جامعه مدنی و مختل کردن اعتراضات مدنی از طریق بیرون کشیدن یا خاموشکردن افراد تأثیرگذار در روند اعتراضات است.
حکومت میداند همانقدر که امید به بهبود شرایط نیروی پیشبرنده کنشگری اجتماعی است، ترس از وارد شدن آسیب به زندگی خود، خانواده، اطرافیان و دیگر کنشگران میتواند به عنوان نیروی بازدارنده عمل کند. 
در چهار دهه عمر جمهوری اسلامی، حاکمیت از هیچ تلاشی برای سرکوب معترضان و منتقدان به اشکال مختلف فروگذار نکرده است. بخشی از این سیاست سرکوب سازمانیافته متمرکز بر گسترش ترس است و اشکال متفاوتی از تهدید، تنبیه و حذف را در برمیگیرد. برنامه حکومت برای گسترش ترس در قبال کنشگران معترض داخل و خارج از ایران در عین وجود ویژگیهای مشترک، به خاطر شرایط ویژه تفاوتهایی دارد.
در حال حاضر، در رابطه با کنشگران معترض داخل ایران، حکومت برنامه خود را بر مخدوش کردن امنیت روانی، اجتماعی، اقتصادی و آسیب زدن به سلامت فیزیکی کنشگران متمرکز کرده است. اعمال انواع فشارها در مراحل مختلف از بازداشت تا زندان در عین اینکه خود فرد کنشگر معترض را هدف قرار میدهد، پیام تهدید جدی به دیگر کنشگران منتقل میکند. تهدید اصلی به دیگر کنشگران این است که بدانید در صورت ادامه فعالیت و اعتراض شرایط مشابهی در انتظار شما خواهد بود. اما چرا تحمل فشار، به خصوص در مراحل مختلف بازداشت تا زندان دشوار است و این احتمال وجود دارد که به عنوان نیروی بازدارنده عمل کند؟
مقدمه حکمهای طولانیمدت، نظارتهای شدید، تهدید امنیت شغلی، احضار به نهادهای امنیتی، بازداشتها و بازجوییهای پرفشار است. یکی از پرفشارترین مراحل پیش از دریافت حکم که زندگی خود کنشگر، خانواده و اطرافیانش را تحت تأثیر قررا میدهد، دوران بازجوییست. محدودیتهای اعمال شده در سالهای اخیر برای دسترسی به وکیل مستقل، فشار و نگرانیهای کنشگر بازداشتشده، خانواده و اطرافیانش را در مرحله بازجویی چند برابر میکند. 
بخش دیگری از فشارها در مرحله بازجویی مربوط به اعمال انواع شکنجههای روانی و در مواردی فیزیکی برای گرفتن اعتراف اجباری و پروندهسازی است. شکنجه روانی به شکل تحقیر، تهدید و خشونت کلامی در مورد کنشگران زن و اقلیتهای جنسیتی چند برابر است. دروغ، تهدید و تحقیر کنشگر بازداشت شده و خانوادهاش، ترساندن خانوادهها برای جلوگیری از خبررسانی و ایزوله کردن آنها، در کنار تعیین وثیقههای سنگین در دوران مشکلات عدیده اقتصادی از دیگر ابزارهاییست که حکومت برای تحت فشار قراردادن کنشگر اجتماعی معترض و خانوادهاش به کار میگیرد. از دیگر نشانههای افزایش فشارهای سازمانیافته علیه کنشگران اجتماعی معترض، صدور احکام در دادگاههای غیرعلنی و امنیتی اعلام شدن انواع اعتراضات اجتماعی مسالمتآمیز است. شرایط نامناسب بازداشتگاهها و زندانها و بیتعهدی حکومت نسبت به حفظ امنیت جانی و سلامت جسمی کنشگر زندانی هم از جمله اقدامات سازمانیافتهایست که حکومت آگاهانه برای اعمال فشار به کنشگر معترض و تهدید دیگر کنشگران به کار میگیرد. علاوه بر تمام این فشارها، تصور محدودیت حداکثری رابطه با خانواده، شبکه دوستان و از دست دادن بخش وسیعی از ارتباطات و تأثیرگذاری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای چندین سال، چشماندازی نیست که هیچ شهروندی به استقبال آن برود. در سالهای اخیر، ایجاد فشار در رابطه با کنشگران اجتماعی و حقوقبشری ساکن دیگر کشورها، بیشتر بر سناریوسازی و بدنام کردن چهرههای شناخته شده متمرکز است. تولید و انتشار اخبار و روایتهای تحریفشده برای کم کردن اعتبار شخص در افکار عمومی، در مواردی فشار به خانوادهها و گروگانگیری اعضای خانواده، همینطور تلاش برای بالا بردن هزینه همکاری کنشگران داخل و خارج از ایران بخشی دیگر از برنامه سازمانیافته حکومت برای گسترش ترس و مخدوش کردن روند فعالیتهای اجتماعی و اعتراضات مدنی در ایران است. شفافترین پیامی که حکمهای طولانیمدت به کنشگران اجتماعی معترض ساکن دیگر کشورها منتقل میکند این است که بدانید در صورت بازگشت به ایران چه شرایطی در انتظار شماست.
مختل کردن روند اعتراضات اجتماعی
دیگر هدف عمده حکومت از صدور حکمهای طولانی مدت محدود کردن حداکثری امکان ادامه فعالیت و تأثیرگذاری کنشگر اجتماعی معترض برای چندین سال و در واقع مسدود کردن روند حیات کنشگری فرد است. حکومت حضور فکری کنشگر معترض و تأثیرگذاری در روند برنامهریزی و اجرایی کردن برنامهها برای بهبود شرایط در هر حوزهای که شخص فعال و مؤثر بوده است را به کمترین میزان میرساند. در عین حال، حکومت میداند که زندان طولانی مدت در پرثمرترین سالهای حیات یک کنشگر، بهای سنگینی محسوب میشود و از این ابزار برای ترساندن به قصد توقف یا کندکردن حداکثری جریان کنشگری اجتماعی اعتراضی و جلوگیری از ورود چهرههای جدید به این عرصه نیز استفاده میکند. هدف حکومت برای ایجاد ترس و بالابردن هزینه فعالیت اجتماعی اعتراضی سه گروه عمده هستند؛ خود فرد کنشگر، دیگر کنشگران، افکار عمومی. کنشگرانی که ساکن ایران یا کشورهای دیگر هستند، بنا به امکانات و ظرفیتها از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی، زنده نگه داشتن نام و مسیر فعالیت کنشگر زندانی شده، و به ویژه استفاده از مکانیزمهای بینالمللی با هدف پاسخگوکردن مقامات ایران برای صدور حکمهای ناعادلانه نقشی مؤثر در روند مقابله با این سرکوبهای سازمانیافته ایفا میکنند.

از زمان ورود ایران به جنگ داخلیِ سوریه و سرازیر کردن سیل نظامیان و شبهنظامیان خارجی به جبهههای جنگ این کشور، تعداد بالای کشتههای این نیرو به هنگام عملیات همواره سوالهایی را پیرامون تاکتیکهای اتخاذ شده و وضع فرماندهی نظامیان ایرانی مطرح کرده است. با این حال سپاه پاسداران، به ویژه نیروی قدس (شاخه برون مرزی سپاه) هرگز خود را ملزم به پاسخگویی و توضیح به افکار عمومی درباره علل مرگ آنها ندانسته اند. این رویه با ورود گستردهی ارتشی های ایران به میدانهای جنگ و مرگ متعاقب آنان نیز حفظ شده است. آنچه به این پردهپوشی کمک کرده است، در وهله اول خارجی بودن بخش عمده شبهنظامیان قربانی اعزامی ایران است. اکثریت این افراد را افغانهای وابسته به طبقهی محروم و حاشیهنشین شهری و فاقد ابتداییترین حقوق انسانی نظیر اوراق هویت تشکیل میدهند و خانوادههای آنان در شمار آسیبپذیرترین قشر مقیم ایران به شمار میروند. از این رو بر فرض اراده دادخواهی نیز، صدای انان به جائی نمیرسد. دفن تک تک و بیسروصدای افغانها در روستاها و دهات دورافتاده و تشییع جنازهی شبهنظامیان شیعه عراقی در شهرهای کشورشان و به دور از چشم رسانهها و توجه افکار عمومی، همراه با سیاست جمهوری اسلامی در حرکت در مرز تکذیب و تائید رسمی مداخله نظامی در سوریه سبب شده است تا این استراتژی اختفا و عدم پاسخگوئی تا کنون موفقیتآمیز باشد. برای اینکه دانست چرا این حجم از تلفات غیرعادی جلوه میکند، باید به این واقعیت توجه کرد که این نیروها در حالی بیشترین تلفات را میدهند که نه تنها در موضع برتری عددی و مهماتی نسبت به جبهه مقابل قرار دارند، بلکه با استراتژی زمین سوخته خود مرگبارترین نیروی حاضر در جنگ سوریه نیز محسوب میشوند.
شبهنظامیان وابسته به رژیم ایران از انجا که آتش پشتیبانی توپخانهای و هوائی سه دولت (روسیه، سوریه، ایران) را در پشت سر خود دارند، قدرتمندترین شبهنظامیان لجامگسیختهی حال حاضر جهان را تشکیل میدهند که بدون توجه به هیچ مانع و خط قرمزی در برابر خود، اهدافشان را در جنگ تعقیب کردهاند. از کشتار غیرنظامیان و آوارهکردن سوریها از شهرهایشان تا ریختن هرگونه مهمات متعارف و غیرمتعارف روی مناطق مسکونی هدف از بمببشکهای، آتشزا و خوشهای گرفته تا گازهای کلر و سارین؛ این نیروها در انفعال جامعه جهانی مفاد کنوانسیونهای جنگی بینالمللی دهها ساله را در عمل به مشتی کاغذپاره تبدیل کردهاند.
اما مرگهای پرشمار شبهنظامیان وابسته به ایران که در پی گسیلکردن «فلهای» افراد آموزشندیدهی عراقی،افغان و پاکستانی به جبهههای جنگ با مخالفان اسد در سوریه رخ دادهاست در حقیقت بازتاب دهندهی شیوهی تفکر بخشی از فرماندهان سپاه پاسداران است که سابقهی جنگ ایران و عراق را در کارنامهی خود دارند و نادیده گرفتن «هزینهی انسانی» را در لوای دریایی از تبلیغات «فرهنگ شهادت» پیش میبرند.
شیوهی تفکری که در آن تلاش میشود ضعف فرماندهی و ناکارآمدی تاکتیکهای جنگی با سرازیر کردن انبوه نفرات در جبههها جبران شود. این روش که در اصطلاحات نظامی با عنوان «حمله با موج انسانی» یا Human wave attack خوانده میشود، مرگ گستردهی ایرانیان را در طول جنگ ۸ ساله رقم زد و اینک نیز در سوریه در حال پیگیری است.
قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران، نماد حال حاضر چنین تفکری به شمار میآید. نماد صدور و ترویج تروریسم شیعه
The Iranian regime’s militants have pursued their targets in the Syrian war, regardless of any obstacle and red lines. From the killing of civilians and the displacement of Syrians from their cities to the dumping of any conventional and unconventional ammunition targeting residential areas with bombers, flares and clusters, and chlorine and sarin gases. These forces have denied the decade-long international conventions thanks to international community’s passivity.

The cause of all the catastrophes in Iran today is the supreme leader of the Islamic Republic and he must be removed and prosecuted. In my opinion, the solution is for Khamenei to abandon this hellish power and forsake the system of religious despotism and replace it with a secular democratic regime, though in a peaceful way, ie through a referendum on changing the dictatorial regime of the Islamic Republic. With civil resistance and the resistance of dissidents, protesters, and critics of the system, tyrannical rule may be forced to accept a referendum on regime change.

بار دیگر حملات سازمان یافته قوه قضائیه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به روزنامه نگاران و حتی وبلاگ نویسان شدت یافته است. همچنین تعدادی از کارگران در روز 11 اردیبهشت، اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در ایران بازداشت شدند. ضمن محکومیت شدید این همه بازداشت و سرکوب، خواستار کمک جامعه جهانی و تمام سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادی بیان در جهان هستیم.

شاید یادتون باشه در جریان سرکوب آزادیخواهان در ایران، چند تن از زندانیان سیاسی در دادگاههای بین المللی از شرکت «نوکیا – زیمنس» به دلیل ارسال تجهیزات کنترل و ردیابی مکالمات اینترنتی و موبایلی و اس. ام. اس و امیل به جمهوری اسلامی و فراهم سازی زمینه های بازداشت مخالفان و روزنامه نگارانشکایت کرده بودند و پرونده ای در این زمینه در جریان بود... همان موقع هم اسناد و مدارک و شواهدی منتشر شد که نشان می داد همین تجهیزات باعث ردیابی مبارزان و بازداشت آنها در ایران شده است… اما …
حال ببینید ماجرا در بحرین را :
Spy tools sold and maintained by German communications and engineering giants Siemens and Nokia Siemens Networks are being used by authorities in Bahrain to aid in their interrogation and torture of human rights activists, according to Bloomberg
The equipment is used by authorities there, and in other repressive regimes, to track the location of activists through their mobile phones and record their conversations and text messages, according to activists as well as workers at NSN and Trovicor (a divested unit of NSN) who installed the systems in several Middle East countries.
سازمان عفو بینالملل در تازهترین گزارش خود درباره تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، نام ۲۳ کودک کشته شده را منتشر و اعلام کرد که «بهای معافیت سیستماتیک» مقامهای جمهوری اسلامی از مجازات، «با جان انسانها از جمله کودکان» پرداخت میشود.
بر اساس این گزارش، ۲۰ پسر بین ۱۱ تا ۱۷ سال و سه دختر ۱۶ تا ۱۷ ساله در این اعتراضات کشته شدهاند.
عفو بینالملل اعلام کرد که بیشتر این کودکان بر اثر شلیک گلوله و چهار نفر از آنان بر اثر ضرب و جرح مهلک کشته شدهاند.
بر اساس این آمار، ۱۰ کودک در استان سیستان و بلوچستان، پنج کودک در تهران، چهار کودک در آذربایجان غربی و در هر یک از استانهای البرز، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و زنجان، یک کودک کشته شدهاند.
هبا مرایف، مدیر منطقهای عفو بینالملل برای خاورمیانه و شمال آفریقا، بار دیگر خواستار برگزاری جلسه فوری شورای حقوق بشر سازمان ملل و صدور قطعنامه برای ایجاد یک مکانیسم مستقل بینالمللی برای پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی شد.
او گفت که بهای «معافیت سیستماتیک» ناقضان حقوق بشر در ایران از مجازات «با جان انسانها از جمله کودکان» پرداخت میشود.


جمهوری اسلامی در طول 4 دهه اخیر در ابعاد مختلفی موجب نقض هولناک حقوق بشر علیه مردم مظلوم ایران گردیده است و مهمترین آنها عبارتند از: سرنگونی هواپیمای اوکراینی ، اعتراف اجباری و کشته شدن زندانیان در زیر شکنجه ، تجاوز جنسی به زندانیان زن ، اعدامهای سال 1357، نقض حقوق زنان، اعدام نوجوانان قبل از سن ۱۸ سال، اعدام اقلیتهای مذهبی نو کیش ، تحت فشار قرار دادن روزنامهنگاران و فعالان مدنی، دستگیری وکلا وحقوقدانان فعال حقوق بشر ، ربودن مخالفان سیاسی و بازداشتهای خودسرانه ، ترور میکونوس، سنگسار ، قتلهای زنجیرهای بهائیان که نشانگر وخیمتر شدن وضع حقوق بشر در کارنامه این کشور است. در این مقاله با تشریح واکنشهای ضد انسانی و ناقض حقوق بشر خواهیم گفت که علت نقض حقوق بشر در ایران ترس حکومت از بیداری افکار ملت است و ضروری است که مسئولان رژیم به علت نقض حقوق بشر و اعمال ترورستی در دادگاههای بین المللی محاکمه و مجازات گردند.
به عنوان فعال حقوق بشر، از جامعه بینالملل و سازمانها و نهادهای حقوق بشری به خصوص سازمان ملل متحد می خواهیم تا با تشکیل کمیته حقیقت یاب، به کلیه جنایات مقامات ایران در این 4 دهه اخیر در دیوان بین المللی دادگستری رسیدگی و مجازات شوند و ضروری است تا از طریق مجامع بین المللی ترتیبی اتخاذ شود که در صورت خروج مقامات حکومت از جمله: اشخاص و نهادهای وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران به ویژه در سران سیاسی ، امنیتی، نظامی ، انتظامی و قضایی و حتی فقهای روحانی از کشور ایران نامبردگان را به دلیل نقض شدید حقوق بشر بلافاصله پس از خروج از ایران دستگیر و محاکمه و مجازات شوند تا شاید اندکی از درد خانواده های جانباخته و افکار عمومی ملت مظلوم التیام یابد. با توجه به شرایط ناگوار ایران، ضروری است تا جاوید رحمان به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر از تمام زندانهای ایران و بازداشتهای خودسرانه و اعترافهای اجباری بازرسی نموده و سپس جهت تعیین آمار اعدامها با تشکیل هیات حقیقت یاب، خواستار محاکمه و مجازات عوامل حکومت جمهوری اسلامی ایران گردد.
During the last 4 decades, the Islamic Republic has committed horrific human rights violations against the oppressed people of Iran in various dimensions, the most important of which are: the downing of a Ukrainian plane, forced confession and killing of prisoners under torture, rape of female prisoners, executions in 1978 Violations of women’s rights, executions of adolescents under the age of 18, executions of religious minorities in New Kish, harassment of journalists and civil society activists, arrest of lawyers and human rights activists, abduction of political dissidents and arbitrary detention, assassination of Mykonos, stoning, serial killings Which indicates the deteriorating human rights situation in this country. In this article, we will describe the inhumane and human rights violations in Iran and say that the reason for human rights violations in Iran is the government’s fear of awakening the nation’s thoughts and it is necessary that regime officials be tried and punished in international courts for human rights violations and acts of terrorism.
As a women and human rights activist, I call on the international community and human rights organizations and institutions, especially the United Nations, to form a fact-finding committee to investigate and punish all the crimes committed by Iranian officials in the last four decades in the International Court of Justice. It is necessary to adopt an arrangement through the international community that in case of departure of government officials, including: persons and institutions affiliated with the Islamic Republic of Iran, especially political, security, military, law enforcement and judicial leaders and even clerics from Iran Arrested, tried and punished immediately after leaving Iran for serious human rights violations, so that perhaps some of the pain of the families of the victims and the public opinion of the oppressed nation may be healed. Given Iran’s dire situation, it is imperative that Javid Rahman, as the UN Special Rapporteur on Human Rights, inspect all Iranian prisons, arbitrary detentions, and forced confessions, and then call for a trial and punishment to determine the number of executions. Agents of the government of the Islamic Republic of Iran.
وظیفه ما جوانان و دانشجویان است که صدای زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام در ایران باشیم.
امروز در ایران در سایۀ رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی، جمع کثیری از شهروندان و فعالان به دلیل باورهای مذهبی یا اعتقادی خود در زندان و یا تحت حکم اعدام به سر میبرند و دستگاه امنیتی رژیم ایران، بعنوان یک شگرد جدید، با تهدید یا دادن وعده به خانوادههای آنان، و سوء استفاده از شرایط دشوار آنان سکوتی را از زندانی و خانوادههای آنان درخواست میکند که نهایتا هیچ منفعتی برای قربانی به همراه ندارد و این را باید ما فعالان حقوق بشری فریاد بزنیم.
As young students, it is our duty to be the voice of those who are imprisoned due to political activities and all of those who are facing death penalty in Iran.
این نبرد شروع نشد به این دلیل که مردم گرسنه هستند، نه به این دلیل که بیکار هستند، نه برای اینکه امیدی ندارند، نه آینده، نه به خاطر اینکه کشور به چین فروخته شده است، نه به این دلیل که فساد از کنترل خارج شده است، نه به خاطر اینکه افراد صاحب قدرت تمام پول نفت، گاز و منابع را دزدیده اند. نه. به این دلیل شروع شد که یک دختر 22 ساله #مهساامینی به دلیل نپوشاندن موهایش فوت کرد.
برای زنان شروع شد. اکنون مردان در حال مبارزه هستند و شانه به شانه زنان زندگی خود را به خطر می اندازند.
مادران، همسران، دوستان، عاشقان، خواهران و دخترانشان. این دنیایی است که ما به آن نیاز داریم. همه ایستاده اند، برای یکدیگر. در برابر ظلم، در برابر جهل. زنده باد این کشور و مردمش. پس از صدها سال ظلم و ستم، آنها هنوز دلی از طلا دارند که در عزت و عشق به یکدیگر می سوزد. زنده باد آزادی
This fight didn’t start because the people are hungry, not because they are unemployed, not because they have no hope, no future , not because the country has been sold to China , not because the corruption is out of control, not because the people in power have stolen all the money from oil, gas, resources. No. It started because one 22 year old girl #mahsaamini died for not covering her hair.
It started for women. Now Men are out there fighting , risking their lives shoulder to shoulder with women.
Their mothers, wives, friends, lovers, sisters and daughters. This is the world we need. Everyone standing up, For each other. Against oppression, against ignorance. Long live this country and its people. After hundreds of years of oppression, they still have a heart of gold that burns in dignity and caring love for one another. Long Live Liberty
در آستانه نوزدهمین سالگرد روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، از همه مردم جهان میخواهیم در برابر اعدامها، قتلها و شکنجههای گسترده رژیم اسلامی در زندانهای ایران بایستند. و برای جلوگیری از این جنایات سازمان یافته دولتی، رژیم جنایتکار اسلامی را تحت فشار مداوم و جدی قرار دهید.
مجازات اعدام یک قتل دولتی از پیش برنامه ریزی شده و سازماندهی شده است. دولت ها از مجازات اعدام برای تحمیل قدرت خود بر جامعه استفاده می کنند. هر جا که اعدام می شود، جان انسان ها بی ارزش می شود. اجرای مجازات اعدام توسط دولت ها با هدف حفظ کنترل و حاکمیت آنها بر جامعه است. از زمان استقرار رژیم اسلامی در ایران، این رژیم میلیونها انسان را از حقوق اولیه خود محروم کرده و اجرای مجازات اعدام به ابزار اصلی حفظ قدرت تبدیل شده است. در ایران مخالفان سیاسی اعدام می شوند. رژیم اسلامی در 42 سال گذشته به ویژه در دهه 80 هزاران زندانی سیاسی را اعدام کرده است که از جمله اعدام فرزاد کمانگر معلم معترض سرشناس و نوید افکاری قهرمان کشتی ایران می توان به اعدام اشاره کرد. نمادی برای همه قربانیان جنایات رژیم. جنایاتی که مصداق بارز نسل کشی، پاکسازی ایدئولوژیک و حذف مخالفان سیاسی در سطح وسیع است و تنها با کشتار دسته جمعی مردم بیگناه آلمان توسط نازی ها و یا کشتار مردم در اندونزی قابل مقایسه است. ، نسل کشی در رواندا و سرکوب های خونین در شیلی در زمان پینوشه. همچنین در حکومت اسلامی ایران سنگسار زنان که فجیع ترین نوع قتل و اعدام بود، انجام شد که با اعتراضات جهانی مواجه شد و رژیم را مجبور به توقف عملی کرد.
در جمهوری اسلامی ایران، ملحدان، همجنسبازان، زنانی که از خود در برابر خشونت جنسی دفاع میکنند، روزنامهنگاران، بهائیان دارای ادیان و عقاید دیگر و معترضان مخالف رژیم اسلامی اعدام میشوند. اعدام در جمهوری اسلامی به معنای دشمنی با آزادی های سیاسی و مدنی شهروندان و حقوق اولیه آنها در اعتراض، تجمع و سازماندهی و حزب گرایی است. بنابراین مبارزه با مجازات اعدام بخشی از مبارزه مردم برای آزادی است.
ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام، روز جهانی مبارزه با اعدام در سال 2021 را به زنانی اختصاص داده است که اعدام شده اند، در معرض خطر محکوم شدن به اعدام یا محکوم به اعدام هستند. جمهوری اسلامی در این زمینه کارنامه خونینی دارد. جمهوری اسلامی زن ستیز پیش از این بسیاری از زنان از جمله زنان معترض، بخشی از گروه های مخالف و قربانیان خشونت جنسی را به دار آویخته است. از جمله این زنان می توان به فاطمه حقیقت پژوه، ریحانه جباری و سمیه شهبازی جهرویی، مریم ایوبی که با سنگسار این حکم شنیع اسلامی اعدام شد و زهرا اسماعیلی که بدنش پس از سکته قلبی به دلیل شوک وارده به دار آویخته شد، اشاره کرد. . اسامی ذکر شده تنها چند نمونه از جنایت هولناک جمهوری اسلامی است.
وحشیگری که در ایران حاکم است همواره حتی به صورت تظاهرات گسترده در چندین شهر در سراسر ایران با برخورد مردم مواجه بوده است. در حال حاضر جنبش علیه مجازات اعدام، جنبشی است که با شعار «اعدام قتل دولتی است» خواستار پایان دادن به اعدام است. این یک حرکت گسترده در همه جای ایران است و تاکنون توانسته است هر گونه اعدام را برای رژیم اسلامی گران تمام کند.
به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، از همه مردم ایران و سراسر جهان میخواهیم که صدای اعتراض خود را علیه رژیمی که قدرتش با مجازات اعدام گره خورده است بلند کرده و جلوی این وحشیگری افسارگسیخته دولتی را بگیرند. در هر کجا که هستید، انزجار و نفرت خود را از مجازات غیرانسانی مجازات اعدام ابراز کنید و با برپایی تجمعات و اعتراضات، با حمایت از خانواده های قربانیان محکوم به اعدام، با برگزاری مراسم، خواستار پایان فوری اعدام ها در ایران شوید. تجمعات و جلسات، با شعارنویسی بر در و دیوار شهر، صدور قطعنامه و بیانیه های دسته جمعی، تهیه کلیپ و فیلم و انتشار در شبکه های اجتماعی و …. اگر با مبارزه و وحدت عمومی در ایران و جهان، سلاح سرکوب جمهوری اسلامی که اعدام و کشتار بخش مهمی از آن است، بی اثر و یا خنثی شود، بی شک اثری از این رژیم جنایتکار اسلامی باقی نخواهد ماند. ملت ایران مصمم به سرنگونی نظام اسلامی است و با حمایت بین المللی مردم ایران با قدرت خود آماده سرنگونی این رژیم و پایان دادن به نظام ترور و اعدام در ایران هستند.
On the eve of the 19th anniversary of the International Day Against the Death Penalty, we call on all the people around the world to stand up against the widespread executions, murders and tortures by the Islamic regime in prisons in Iran; and to stop these organized state crimes, put the Islamic criminal regime under constant and serious pressure.
Death penalty is a premeditated and organized state murder. The governments use the death penalty to impose their power over society. Wherever executions are carried out, human lives become worthless. Carrying out the death penalty by the governments aims to maintain their control and sovereignty over society. Since the establishment of the Islamic regime in Iran, the regime has deprived millions of people of their basic rights, and carrying out the death penalty has become the main tool to maintain its power. In Iran, political dissidents are executed. The Islamic regime has executed thousands of political prisoners over the last 42 years, particularly in the 80s, to name a few is the execution of Farzad Kamangar, a well-known protesting teacher, and Navid Afkari, an Iranian wrestling champion, who have become a symbol for all the victims of the regime’ crimes. The crimes that are a clear example of genocide, ideological cleansing and the elimination of political opponents on a large scale, and could only be compared to the mass killings committed by the Nazi’s massacre of innocent people in Germany, or the massacre of people in Indonesia, the genocide in Rwanda, and the bloody repressions in Chile under Pinochet. Moreover, under the Islamic regime in Iran, stoning women, the most heinous form of murder and execution, was carried out, which was met with global protests and forced the regime to practically stop it. 
Under the Islamic Republic of iran, atheists, homosexuals, women who defend themselves against sexual violence, journalists, Baha’is who have other religions and beliefs, and protesters who oppose the Islamic regime are executed. Execution in the Islamic Republic means enmity with the political and civil liberties of citizens and their basic rights to protest, assemble, and organise and partisanship. Therefore, the struggle against the death penalty is a part of the people’s struggle for freedom.
The World Coalition Against the Death Penalty has dedicated the International Day Against Execution 2021 to women who have been executed, are at risk of being sentenced to death or been sentenced to death. In this regard, the Islamic Republic has a bloody record. The misogynist Islamic Republic has already hanged many women including women who protested, who were part of opposition groups, and who were victims of gender violence. Among these women are for example Fatemeh Haqiqatpajuh, Reyhaneh Jabbari, and Somayyeh Shahbazi Jahrouii, Maryam Ayoubi, who was executed by stoning this heinous Islamic sentence, and Zahra Esmaeili, whose body was hanged after she suffered from a fatal heart attack because of the shock. The above-mentioned names are only a few examples of the horrendous murderous act by the Islamic Republic.
The barbarism that prevails in Iran has always been confronted by the people even in the form of mass protests in several cities across Iran. Currently, the movement against the death penalty is a movement that demands an end to executions with the slogan of “Execution is a state-sponsored murder”. This is a widespread movement everywhere in Iran and has so far been able to make any executions costly for the Islamic regime.
On the occasion of the International Day against the Death Penalty, we call on all people in Iran and around the world to raise their voices in protest against the regime whose power is tied to the death penalty, and to stop this unbridled state savagery. Wherever you are, express your disgust and hatred against the inhuman punishment of the death penalty and call for an immediate end to the executions in Iran, by organizing rallies and protests, by supporting the families of those victims who are sentenced to death, by holding gatherings and meetings, by writing slogans on the city walls and doors, by issuing resolutions and mass statements, by preparing clips and videos and publishing on social media and so on. If with the struggle and public unity in Iran and the world, the weapon of repression of the Islamic Republic, of which execution and killing are an important part, becomes ineffective or neutral, there will undoubtedly remain no trace of this criminal Islamic regime. The Iranian people are determined to overthrow the Islamic regime and with international support, people of Iran with their power are ready to overthrow this regime and end the system of terror and executions in Iran.

اعدام، جنایت سازمانیافته و آگاهانه دولت و نهادهای قدرت علیه مردم بیدفاع است. قربانیان اعدام هر که باشند، در این واقعیت تغییری نمیدهد که جمهوری اسلامی بخاطر ارعاب جامعه و گستراندن چتر اختناق اعدام میکند. اعدام نه “مجازات” است و نه با رایج بودن قانون اعدام هیچگونه “عدالتی” در جامعه اجرا میشود.
تلاش و مبارزه برای لغو اعدام را گسترش دهیم، رژیم اسلامی ایران هر هشت ساعت یک نفر را اعدام می کند… از جامعه جهانی کمک بخواهیم.
Execution is the organised and deliberate crime of the [Iranian Islamic] state and the related power institutions against the innocent and defenceless people. Whoever the victims of the executions and death sentences are, it does not change the reality that in fact, the Islamic Republic is conducting these activities for intimidating the society and expanding its power and oppression over people. Execution is not a ‘punishment’, that would have a positive impact on crime prevention. The expansion of the death penalty and its legitimisation through the Iranian Sharia Law does not bring any ‘fairness’ treatment to the Iranian society.
Let’s expand and increase efforts for stopping and abolishing the executions [by the Iranian regime]. The Islamic regime of Iran executes one person every eight hours.
Let’s ask for help from the international community.
دو روز پس از قطع سراسری اینترنت در ایران که توسط دستگاه امنیتی فاشیستی حاکم بر ایران صورت گرفت، میزان دسترسی به سایتهای و شبکههای اجتماعی همچنان غیرممکن است و مقامهای رژیم ایران هنوز زمان دقیقی را برای بازگشت اینترنت اعلام نکردهاند. 
یک روز بعد از آغاز اعتراضهای گسترده در ایران، حکومت جمهوری اسلامی از اطلاع رسانی در مورد میزان سرکوب و کشتار مردم نگران شد و شورای امنیت کشور که ریاست آن با وزیر کشور است دستور قطع تقریبا کامل اینترنت را صادر کرد.
شبکه ناظران اینترنت موسوم به «نتبلاکز» که اختلال و قطع اینترنت را در نقاط مختلف جهان رصد میکند، ساعاتی بعد از این تصمیم گزارش داد که شبکههای تلفن «همراه اول»، «رایتل» و «ایرانسل» از ساعت شش عصر ۲۵ آبان به وقت ایران خاموش شدهاند.
دهها تن در ایران کشته شده اند و اطلاع رسانی تقریبا غیر ممکن شد است.
شرم بر فاشیسم مذهبی





قتل دختر22 ساله در ایران توسط پلیس گشت ارشاد.
دستور علی خامنه ای مبنی بر برخورد قاطع با بی حجابی باز هم جان یک نفر را گرفت. این بار مهسا امینی با اسم اصلی ژینا 22 ساله اهل سقز. دختر جوانی که برای گذراندن تعطیلات به همراه خانواده اش به تهران سفر کرده بود «به بهانه بی حجابی» توسط پلیس گشت ارشاد دستگیر شد و بر اثر شکنجه به کما رفت و سرانجام در 24 شهریور 1401 در بیمارستان کسری درگذشت. علی خامنه ای به عنوان شخص اول جمهوری اسلامی تاکید کرده است که رعایت حجاب امری الزامی است و باید شدیداً با بی حجابی برخورد جدی شود. به گفته او حجاب خط قرمز رژیم است. در راستای نقض حقوق بشر، جامعه جهانی باید بداند که در قرن 22 تحمیل اجباری به حجاب امری مردود و ناقض حقوق زنان است و علی خامنه ای به عنوان رهبر، نقش اصلی در این قتل و قتلهای مشابه را دارد و محاکمه او به عنوان جنایت علیه بشریت در مجامع بین المللی با هدف توقف این نوع جنایات امری ضروری است.
The murder of a 22-year-old girl in Iran by the moral security police.
Ali Khamenei’s renewed order to deal decisively with the hijab took the life of one person. This time Mahsa Amini, 22 years old, from Saqqez. A young girl who travelled to Tehran with her family for vacation was arrested by the moral security police on the pretext of not wearing a hijab and fell into a coma due to police torture and finally died on 15 September 2022 in Kasra Hospital. Ali Khamenei, as the first person and the main pillar of the Islamic Republic, has emphasized that observing hijab is mandatory and non-hijab should be treated seriously. According to him, hijab is the red line of this regime. In defence of human rights violations, the international community should know that in the 22nd century, the mandatory hijab violates women’s rights, and Ali Khamenei, as the leader, has the main role in this murder and similar crimes. Therefore, his trial as a crime against humanity in international forums is necessary to prevent this type of crime.
مغزش که از کار افتاده بود. قلبش هم حالا دیگر نیمهفعال شده و کلیههایش هم دیگر کار نمیکنند. دکترها گفتند فقط دعا کنید.
مهسا امینی توسط گشت ارشاد بازداشت شد. دختر ۲۲سالهای به نام مهسا امینی که توسط گشت ارشاد بازداشت و پس از ۲ ساعت از وزرا، به بیمارستان منتقل شد. مهسا امینی با اسم اصلی ژینا امینی متولد سال ۱۳۷۹ در سنندج کردستان که در هفته ای که گذشت به همراه خانواده اش و برادرش کیارش برای تفریح و گذراندن تعطیلات به تهران سفر کرده بود.

پیشتر رضوانه احمدخان بیگی از سوی دادگاه تهران به ۴سال و ۵ماه زندان محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر عینا تأیید شد.
حکم ۶سال حبس تعزیری علاوه بر حکم قبلی برای این زندانی سیاسی تأیید شده است.
رضوانه احمدخان بیگی محبوس در زندان اوین به بیماری صرع و تشنج دچار است و مقامات زندان از رسیدن دارو به این زندانی سر باز می زنند.
زندانیان سیاسی در ایران در شرایط کنونی در معرض تهدید جانی، افزایش احکام حبس و فشار های اقتصادی قرار دارند.
زندانی سیاسی رضوانه احمدخان بیگی بر اساس حکم دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۶سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهاماتی که بر علیه این زندانی سیاسی مطرح شده اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام می باشد.
در تحولی دیگر، منزل فاطمه مثنی و حسن صادقی زوج زندانی محبوس در زندان های اوین و گوهردشت توسط ستاد اجرایی فرمان خمینی مصادره شد

همان طورکه میبینیم اعدامها،شکنجهها، ظلم و زورها و درکل نقض و زیرپا گذاشتن تمام حقوقهای بشری درحق مردم کرد و دیگر مردمان ایران، همه حکایت از وجود حکومتی کامل دیکتاتوری و ناقض حقوق بشری میکند، که نه تنها ملت ایران بلکه همهی مردم دنیا نیز،به خوبی این رژیم را میشناسند و فقط نوشتهی من نیست که حکایت ازچهرهی این رژیم را دارد
As we can see, the executions, tortures, cruelty and force and in general the violation of all human rights against the Kurdish people and other peoples of Iran, all indicate the existence of a complete dictatorial government that violates the human rights of not only the people of Iran but also all the people of the world. They know this regime very well, and it is not just my writing that tells about the vile face of this regime.
خطرات و فجایعی را که فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران می تواند برای انسانها، نه فقط برای ایرانیان بلکه در سراسر کره زمین و برای جهانیان، ایجاد کند اساسا قابل مقایسه با آنچه که در دهه 30 و 40 قرن گذشته اتفاق افتاد، نیست، بلکه به مراتب خطرناک تر است.
به نظرم رژیم جمهوری اسلامی به مثابه فاشیسم مذهبی تهدیدی جدی، فوری و خطرناک برای مردم ایران، منطقه خاورمیانه و جهان است. حکومت ایران، یک رژیم دیکتاتوری از نوع کلاسیک و یا رژیم ارتجاعی مانند طالبان نیست. رژیم حاکم بر ایران در عبور از بحرانهای گوناگون نشان داده است که قابلیتهای بیشتری از رژیمهای توتالیتر تجربه شده و یا ارتجاعی برای بقاء خود دارد. استفاده از ابزار مذهب قدرت بیشتری به رژیم کنونی ایران در مقایسه با حکومتهای فاشیستی که از ناسیونالیسم به عنوان ابزاری برای برانگیختن مردم استفاده می کنند، می دهد. این رژیم برای گسترش نفوذ خود به بمب اتمی نیاز دارد.
اگر رژیم حاکم بر ایران به تسلیحات هسته ای دست یابد، در استفاده از آن، چه به عنوان تهدید و یا سلاح واقعی تردید نمی کند و لشگرکشی آشکار خود را آغاز می کند.
برای مقابله با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران باید جبهه گسترده ای از نیروهای داخلی و بین المللی را گرد آورد.
The dangers and catastrophes that religious fascism ruling Iran can cause to humans, not just Iranians, but all over the world, is not fundamentally comparable to what happened in the 1930s and 40s, but to some extent are even more dangerous. In my opinion, the regime of the Islamic Republic as religious fascism is a serious, immediate and dangerous threat to the people of Iran, the Middle East and the world. The Iranian regime is not a classic dictatorship regime or a reactionary regime like the Taliban.
The regime ruling Iran over various crises has shown that it has more capabilities than totalitarian regimes or is reactionary to survive. The use of religious instruments gives more power to the current Iranian regime than the fascist governments that use nationalism as a means of provoking people. The regime needs the nuclear bomb to expand its influence. If Iran’s ruling regime gains nuclear weapons, it does not hesitate to use it, either as a threat or a real weapon, and it will begin its apparent rebellion.
In order to confront the religious fascism ruling in Iran, a vast front of internal and international forces has to be gathered.
نقض حقوق بشر در حکومت اسلامی ایران به قدری تکان اور و دلخراش هست که باید به خود آمد و پرسید وقت آن نرسیده که یک صدا به نقض حقوق بشر در ایران اعتراضی همگیر کرد .سکوت جایز نیست همانگونه که آموختیم. سکوت در برابر ظلم یعنی تایید آن!
The violation of human rights in the Islamic Republic of Iran is so shocking and heart-breaking that we have to go back to ourselves and ask: Isn’t it time to unite and resolutely stand up for human rights violations in Iran? As we have learned, silence is not allowed. Silence against oppression means affirmation of it!

من نه شوق رفتن به بهشت ملاها را دارم نه خوف از جهنم آنها. برای من و امثال من، بهشت انجاییست که ازادی و حقوق بشر باشد، حرمت انسانی باشد، سرکوب نباشد. یعنی اسلام نباشد و حکومت اسلامی نباشد.امروز جنگی فرهنگی بین حکومت اسلامی و جوانان در جریان است، نه تنها در ایران؛ بلکه در تمام جهان اسلام این نبرد وجود دارد.
ما نسلی هستیم که می خواهیم جهنمی اختیاری داشته باشیم، تا بهشتی اجباری توسط اسلامگرایان شیعه یا سنی.ما جوانان امروز، خواستار آزادی و حرمت انسانی و احترام به شعورمان هستیم.ما نمی خواهیم با شریعت و زور فقهی حاکمان، به بهشت اجباری برویم، ما ترجیح می دهیم جهنم اختیاری برویم.
شرم بر زورگویان اسلام مدار
I am interested to go to neither paradise of which Mullahs are promoting, nor the horrifying hell of theirs.
For me the paradise is a place wherein human beings are respected and human rights and freedom co-exist. That which means neither Islam nor Islamic government.
There is an ongoing cultural war between new generation and Islamic government these days, not only in Iran but it exists all over the Islamic world.
We are the generation wishing to go to hell voluntarily instead of being taken to paradise forcibly by Islamist.
We, the youngs, demand freedom and respect for human being.
We do not want to go to paradise forcibly by be being obedient to the rules of sharia, we prefer to go to hell willingly.
Shame on Islamic tyranny
من به غير از جمهورى اسلامى ایران، هيچ حكومتى رو در جهان نميشناسم كه از مردمش اينچنين عقب تر باشد.

رژیم جمهورى اسلامى ایران، مانند يك موتور كه در خلاف جهت حركت ميكند مانع از پيشرفت و شكوفايى جامعه ايرانى شده است. بر ما جوانان سکولار است که فریاد بزنیم و بگوییم جامعه جهانی باید مقابل حکومتهای ناقض حقوق بشر، ناقض حقوق انسانها، ناقض آزادی بیان و عقیده بایستد. تمام ما باید فریاد باشیم و با اطلاع رسانی و شفاف سازی، مانع تداوم صدور و اجرای احکام اعدام در ایران شویم.
I do not know any government in the world other than the Islamic Republic of Iran that is so much more backward than its society and its people.
The Iranian Islamic Republic regime performs as a reverse engine that prevents the development of the Iranian community and doesn’t allow the Iranian society to flourish.
It is our duty as the secularist youth to raise our voice and strongly and persistently ask the international community to stand against the regimes that violate human rights, individuals’ basic rights, freedom of speech, and freedom of expressions and beliefs.

All of us must raise our voice and by informing, notifying and spreading the news stop the implementation of death sentences and individuals’ execution in Iran.
فساد سازمان یافته در ایران پس از انقلاب 1357 به تدریج به عمق خود رسیده است و چنان در زیر پوست حاکمان جا خوش کردهاست که دیگر نمیتوانند عملکرد نظام بانکی و اداری و قضایی و دینی و نهادهای امنیتی و شرکت نفت و نهادهای نیمه دولتی و از همه مهمتر فساد اخلاقی و مالی در روحانیت به صورت سازمان یافته در حکومت ایران را تغییر دهند و اعتبار این نهادها در افکار عمومی مخدوش شده است و ملت ایران به این یقین رسیده اند که فساد همه جای ایران را همانند غده بدخیم سرطان با رفتار هوشمندانه حکومت فرا گرفته است و اوضاع هر روز وخیم تر می شود و نگارنده معتقد است که فساد سازمان یافته در ایران بسیار توسعه یافته است و وضعیت روز به روز وخیم تر می شود و تغییر رژیم و تغییر قانون اساسی ایران و تاسیس حکومت جدید و استفاده از تجارب کشورهای توسعه یافته از جمله اسرائیل بهترین راهکار مبارزه با فساد توسعه یافته است
Organizational corruption found in Iran after the 1979 revolution has gradually reached its depths and has become so entrenched under the skin of the rulers that they can no longer function in the banking, administrative, judicial, religious, security institutions, oil companies, semi-governmental institutions and all. More importantly, they should change the moral and financial corruption of the clergy in an organized way in the Iranian government, and the credibility of these institutions in public opinion has been damaged, and the Iranian people have become convinced that corruption is everywhere in Iran like a malignant cancer gland. And the situation is getting worse every day and the author believes that organized corruption in Iran is very developed and the situation is getting worse day by day and regime change and change the Iranian constitution and the establishment of a new government and the use of experience Developed countries, including Israel, are the best way to fight developed corruption.
تمام کسانیکه به ضد انسانی بودن قوانین وحشیانه و بدوی جمهوری اسلامی اگاه بودندو به بقای این حکومت کمک کردند در جنایات مسئولند. حکومتی که قانون گذارانش برخاسته از سنتی ترین و عقب افتاده ترین قشر اون جامعه هستند بزرگترین نقش رو در این خشونتها داره و حامیانش نقش دستیار این جنایتها.
All those who were aware of the illegitimacy of the brutal and primitive laws of the Islamic Republic and helped the survival of this government are responsible and have blood on their hands. A government whose legislators are descended from the most traditional and backward strata of that society has the biggest role in this violence, and its supporters play the role of assistant to
محافظت اجباری از دیوارِ تار موی زنان، سدی برای جلوگیری از فروپاشی نظام استبدادی.
همزمان با کارزار ملی حجاب بی حجاب، یک مقام رژیم ایران (دبیر ستاد احیای نهی از منکر ) گفته که حجاب یکی از شاخه های اصلی امربه معروف است و اگر دیوار حجاب زنان فرو بریزد بقیه دیوارهای نظام هم فرو می ریزد. سنگر رژیم جمهوری اسلامی ایران که تاسیس ان برپایه ی حجاب و اسلام نهادینه شده است در برابر سازه فولادی عقاید زنان و مردان ایرانی تاب مقاومت خود را از دست داده است.

از دیدگاه فلسفی، نظام جمهوری اسلامی خاکریزهای ایدئولوژیک متعددی دارد، که یکی از انها حجاب است. تجربه عملی نشان داده است که حکومت های ایدئولوژیک، ذاتاً رگ حیاتشان متصل به اصول ایدئولوژیک شان است و اکنون در کارزار ملی حجاب بی حجاب رژیم از تازه اندیشی زنان و مردان به این نقطه رسیده است و بدون تردید یکی از اصول بنیادین خود را باخته و بر این باور است که اگر عقب نشینی کند، بدون تردید باقیمانده این سنگرهای پوشالی ناخودآگاه فروخواهد ریخت. هرچند که خط قرمز رژیم ایران از آغاز تاسیس برپایه حجاب اسلامی نهادینه شده است و با کارزار حجاب بی حجاب رژیم فروپاشی سنگرهایش را توسط بخش عمده ای از زنان و مردان مبارز و خواهان آزادی احساس می کند و محافظت اجباری از دیوار تارموی زنان را سدّی برای جلوگیری از فروپاشی این نظام استبدادی تعریف می کند. در دیدگاه کلی، تنها چیز وحشتناک برای حکومت ترس است و این ترس و اضطراب و ضعف در درون مقامات ایران به وضوح لمس می شود.
Mandatory protection From the wall of women’s hair strand (A barrier to prevent the collapse of the authoritarian system).
At the same time as the nationwide uprising known as the hijab without hijab, an Iranian regime official said that the hijab is one of the main branches of ” Enjoin the right” and if the wall of women’s hijab collapses, the rest of the system’s walls will also collapse. The bulwark of the regime of the Islamic Republic of Iran, which was established on the basis of hijab and Islam, has lost its resistance against the iron beliefs of Iranian men and women. From the philosophical point of view of the Islamic Republic of Iran, it has many ideological embankments, one of which is the hijab issue. Practical experience has shown that ideological regimes have an inherent connection with their ideological principles, and now, in the national battle of Hijab without Hijab the regime has reached this point of intellectualism of men and women, and without a doubt, he lost one of his basic principles to his opponent in this game, and the regime believes that if it retreats, the rest of its strongholds will collapse unconsciously. Although the red line of the Iranian regime has been institutionalized since the beginning of its establishment based on the Islamic hijab, and with the national uprising of Hijab without Hijab, the regime feels the collapse of its strongholds by the majority of fighting men and women demanding freedom, and he defines the mandatory protection of the women’s hair strand wall as a barrier to prevent the collapse of this authoritarian system. In general, the only thing that is terrible for the government is fear, and this fear, anxiety and weakness can be clearly felt within the Iranian authorities.
ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، همواره کشوری دارای رژیم دینی با مسئولین متحجر و ضد حقوق بشر و سلب کننده آزادی های فردی و مدنی شناخته شده است.
این رژیم نماد نابودی محیط زیست و اکوسیستم گیاهی و جانوری در منطقه نیز می باشد که در 40 سال بعد از انقلاب اسلامی نه تنها حیات ساکنان کشور ایران با تمدنی به قدمت هزاران سال را مرز نابودی کشانده، بلکه زندگی ساکنان همسایگان ایران را نیز به مخاطره انداخته است. اما امروزه باید آلودگی رادیواکتیوی را نیز به لیست بحران های محیط زیستی ایران اضافه نمود.
همچنین تشعشعات ماهواره ای و دفن زباله های اتمی، پروژه های موشکی، همگی در راستای سیاست های نابود کنندۀ رژیم اسلامی ایران قرار دارند.

لازم است گفته شود؛ رهبر جمهوری اسلامی از بزرگترین رهبران مافیای قدرت و ثروت در ایران است و درآمدهای حاصله از این منابع، هزینه ی صادرات تروریسم، مداخلات منطقه ای، گروههای لباس شخصی حامی حکومت و … می شود.
“ستاد اجرایی فرمان امام”، “بنیاد مستضعفان”، و دهها قرارگاههاى متعدد زیر نظر رهبر جمهوری، از جمله نهادهایی هستند که به هیچ یک از ارکان دولت اجازه کنترل و حسابرسی نمیدهند.
با وجود اینکه نهاد رهبری از جاهای مختلفی درآمد دارد ولی ۵ محل را می شود نام برد به عنوان مهم ترین تامین کننده های درآمد رهبری:
اول بودجه عمومی کشور هست که مثل هر نهاد حکومتی دیگر بودجه ای چند هزار میلیاردی را سالانه در اختیار رهبر حکومت قرار می دهد.
دوم : دومین منبع مالی رهبری، ستاد اجرایی فرمان امام است، همان که خبرگزاری رویترز نوشت این نهاد، به تنهایی داراییهایی بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار در سال را در اختیار رهبر جمهوری اسلامی میگذارد و او، حتی بدون در نظر گرفتن نهادهای متمولی مانند «آستان قدس رضوی»، سالانه صاحب یک امپراتوری ۹۵ میلیارد دلاری بوده است.
سومین نهاد بنیاد مستضعفان هست که بیش از ۴۵۳ شرکت دارد و این ها را در ۶ هلدینگ بزرگ جمع کرده. هلدینگ سازمانی ست که انواع و اقسام کارهای اقتصادی رو با هم انجام میده. هلدینگ بانک سینا، هلدینگ صنایع، هلدینگ دامپروری و غیره که تمام شرکت های این بنیاد اون جا هستن. بسیاری از شرکت های بزرگ در این هلدینگ های بنیاد قرار می گیرند و بنیاد فقط هلدینگ مالی اش که بانک سیناست، طبق اعلام رسمی در سال گذشته حدود هزار میلیارد تومان درآمد داشته است.
چهارمین نهاد قرارگاه خاتم الانبیا است که طبق گفته ی خود فرمانده اش امسال ۳ هزار میلیارد تومن با دولت قرارداد دارند که این هم زیر نظر رهبری ست.
سوالی که باقی میماند این است که سردسته دزدها و فاسدان اقتصادی در این نظام کیست، چه مقامی است که تحت ولایت و حاکمیت او فساد نهادینه شده و دزدهای بزرگ پشت گرم به نهادها و مهرههای حکومتی اموال مردم را غارت و چپاول میکنند؟
به نظرم، سر دزدان و فاسدان شخص خامنهای است که یک قلم از ثروت افسانهای او 95میلیارد دلار فقط مربوط به یکی از نهادهای تحت کنترل او به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» است
Where is the Islamic Republic’s supreme leader’s income? Where is corruption?

First, there is the country’s public budget, which, like any other government agency, provides the supreme leader with a multi-billion-billion budget annually.
Second: The supreme leader’s second source of funding is the executive headquarters of imam’s order, which Reuters wrote, which alone provides the Supreme Leader with assets of more than $95 billion per year, and he owned a $95 billion empire annually, even regardless of wealthy institutions such as Astan Quds Razavi.
Khatam al-Anbia’s fourth headquarters, according to its commander, has contracted 3,000 billion Tomans with the government this year, which is also under the leadership’s supervision.
In my opinion, khamenei’s personal thieves and corruptors, one factor of his legendary fortune of $95 billion, relates only to one of the institutions under his control called the Executive Headquarters of the Imam’s Order.
باید اذعان کنیم که اقتصاد بدون اخلاق و بدون اهرمهای نظارتی و مملو از فساد و رانت خواری جمهوری اسلامی همراه با پدیده آقازاده ها و نظامیان که با فراغ بال و مصونیت های قضائی ثروت های هنگفتی را به جیب زده اند، اقتصاد ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده و قطعا بزودی به قهقرا خواهد برد. البته بحث سقوط اخلاق از اقتصاد و فراگیر شدن دزدی، خیانت، دروغ و همه پستیها، جامعه ایرانی را در معرض انحطاط و سقوط قرار داده است. اقتصاد ایران سالهاست که از پدیده دلال بازی و واسطه گری و پارتی بازی و فساد رنج می برد. این پدیده که جهت انجام هر عملی نیاز به واسطه خواهی داشت به عنوان قانونی نانوشته در جامعه ایرانی رواج پیدا نمود. بعد از انقلاب اسلامی ایران و به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها، فرزندان و وابستگان این آخوندها به عنوان واسطه هایی مهم جهت پیشبرد امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از طریق پدران خود وارد صحنه شدند و پدیده ای به نام “آقازاده ها” در ایران شکل گرفت. و همزمان، سپاه و بسیج و نزدیکان رهبری، مافیای خود را شکل دادند تا اقتصاد ایران را متلاشی کنند. امروز اقتصاد و جامعه و فرهنگ ایران، تحت تاثیر 4 دهه فساد حکومتی به منجلاب رفته است.
We know that Iran economy is falling because of it lacks ethics principle and monitoring institutions; In this economy corruption and bribery is everywhere, the blue bloods a militants get wealthier ad wealthier with the immunity from juridical system. These factors will put Iranian economy behind and makes it regressive instead of progressive. However, this is not limited to the economy as the popularity of stealing, betraying your own country, lying, and all these evil and vices can take down the whole society and decay it.![]()
Iranian economy is suffering from the phenomena of middlemen and corruption. After the Islamic revolution, and sheikhs and their children and families got the power in Iran. They become one of the important players in Iranian economy who are active in lots of different spheres like culture, politics and most importantly economy. They formed today’s Iranian blue blood; they alongside with Basij, Sepah, and close circle of the supreme leader crashing the Iran’s economy. Nowadays, having someone as a middleman to do help with even the normal economical activities, became a norm.
Today, Iran’s society and culture have fallen down due to the 4 decades of corruption in the ruler class.
به عنوان یک فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، وظیفه ما این است که صدای کسانی باشیم که به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان هستند و همه کسانی که در ایران با مجازات اعدام روبرو هستند.
امروزه، تحت رژیم دیکتاتوری فاشیستی که بر ایران کنترل دارد، تعداد زیادی از شهروندان ایرانی وجود دارند که صرفاً به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی خود در بازداشت یا محکوم به اعدام هستند.
سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی مهارت جدیدی را آموخته است تا با ارائه انگیزه های کاذب که هرگز به واقعیت نمی پیوندد، خانواده ها و دوستان اسیر را از پیش قدمی و صحبت در مورد وضعیتی که منجر به دستگیری آنها شده است، جلوگیری کند و این وظیفه ما به عنوان حقوق بشر است. فعالان برای روشن کردن این استراتژی.


رهبران و سران شکم سیر کشور جمهوری اسلامی ، کسانی که خود را نماینده الله بر زمین می دانند و حس مالکیت بر ملت ایران را دارند . ملتی که ۴۰ سال انقلاب اسلامی را پچ پچ کنان با ترس در گوشه کنار شهر، در تاکسی یا بقالی محل دولت را تحلیل و حس نارضایتی خویشتن را برای دوستان و دیگر افراد هم درد خود توصیف می کنند ، اما دریغ از یک حرکت اعتراضی !
اما چرا هیچ گونه اعتراضی وجود ندارد ؟ با بررسی فضای فکری حاکم بر جامعه ی مدنی ایران به این نتیجه می رسیم ؛ حاکمیت خفقان جمهوری اسلامی ایران حتی اجازه سخن گفتن را به منتقدین و معترضین را نمی دهد و این نشانه ی ضعف و فروپاشی آن حاکمیت است . حاکمیتی که با اعمال سیاست دیکتاتوری و خفقان ، مردم را در گرسنگی و بیچارگی قرار داده است . بی گمان این ریشه ی خفقان می باشد و کسی جرأت و توان مبارزه یا سخن اعتراضی را ندارد . حال در موضوع ماه اجباری رمضان پیامشان برای ملت این است ؛ یا روزه بگیرید و یا شلاقتان می زنیم و یا این که به روایتی دیگر اجازه می یابید به بهشت ما ورود پیدا کنید در غیر این صورت جهنمی از خفقان و سوز شلاق برایتان مهیا می سازیم . باید توجه نماییم خداوندی که انسان را در روز خلقت با قدرت اختیار آفرید اما شوربختانه نتیجه ی خلقت او در مملکت اسلامی در زیر ضربات پیاپی شلاق به دره ی نیستی سقوط کرده است .
تاج سفیدان عبادار اسلامی بی ابا می گویند : «رمضان یک مهمانی اجباریست نه اختیاری و یا اینکه مسلمانان با واجب کردن صیام و امر کردن به روزه اجباری باید دیگران را به اجبار تشریعی وادار نمایند.» به هر نوعی و هر شکلی جمهوری اسلامی می خواهد آزادی را بر مردم کشور سلب کند و با اجرای دیکتاتوری که پیامش « یا بهشت موهوم یا شکنجه است . » مردم ایران را سرکوب و از هر چیزی حتی خوردن یا آشامیدن سلب می کند و به بیان ساده « جمهوری اسلامی؛جمهوری اجباری » می باشد . همانا ما خواهان آزادی و خواهان چشیدن طعم زندگی آزاد هستیم . ما جوانانی که رد ضربات شلاق تندروهای اسلامی بر تنمان به یادگار مانده است چگونه قادر خواهیم بود با این فضای تاریک ، پراسترس و شرم آور جمهوری اسلامی کنار بیائیم ؟ و با کدامین شیوه رویاهایمان را به واقعیت های آرام و امن تبدیل کنیم ؟ مردم با این فضای تیره ی بهشت یا شکنجه ، که عرصه زندگی بر آنان تنگ شده چه کاری از دستشان برمی آید ؟ با این شرایط باید ماه رمضان را ماه نحس و اجباری در جمهوری اسلامی ایران بنامیم
The greedy supreme leaders, their appointees and the ruling government consider themselves as representatives of the god on the earth and behave in such a way as if they have ownership on Iran and the people. It is now over 40 years that the Iranians across the country and in various private and public places such as in the shops or in the taxi analyse and criticise the Islamic Republic’s behaviour and actions with whisper and a sense of fear and express their feelings of unhappiness, dissatisfaction and emotional pain by taking to each other. However, there is no even a single protest!
But, the question is that why there is there no resistance or action against such attitudes?! The current situation and psychological atmosphere of the civil society in Iran implies that one reason is due the regime’s pressure on the people and the imposed oppressions by the Islamic Republic of Iran’s ruling government that does not even allow a small space for critical thinking, constructive criticism. Such attitudes highlight how unstable and weak the ruling power feels from inside as if even a small movement or protest can lead to the collapse of power structures (the ruling power) in Iran.
The ruling power has put the people in hunger and poverty through the imposition of dictatorship and the implementation of oppressive policies and strategies. Undoubtedly, the root of the people’s silence against such brutal attitudes can be find in their practised tyranny that creates a situation where nobody dares nor has the power to fight or protest against it.
Now, in the subject of the obligatory month of Ramadan, this is their message to the nation: you must either fast and get the permission to enter Paradise or otherwise, we slay and give you a flaming hell of flog.
We must pay attention to the irony that the great and powerful God created man on the day of Creation with kindness and gave him autonomy, but unfortunately, the human who is the god’s most precious creation is living and struggling with torture, social and cultural and political execution, and wave of flogging and brutality in the Islamic country exploited by the oppressive regime.
The white turban mullahs of Iran say that ‘the Ramadan and fasting in an obligation rather than something that one can choose to adhere or not. Therefore, Muslims are obliged to force others to fast and pray, and do all the rituals during this time’.
The Islamic Republic of Iran wants to take people’s freedom by any way and any means, and also through the implementation of its dictatorship wants to communicate a message that ‘either follow us and go to heaven or face torture’. On this way, the regime oppresses people and takes even their basic rights such as the right of eating and drinking. This shows that this regime is actually ‘republic of obligation and oppression’ rather than the ‘Islamic Republic’!
We want freedom and want to taste ‘free living’.
We as the youths who have been suffering under the Islamic Extremists’ tortures and atmosphere of shame are wondering how in the air of darkness, stressfulness, and suppression would be able to survive under this shaming Regime? In what ways can we gain a secure life and achieve our colourful dreams?
What can people do in such a stifling atmosphere of darkness that constantly imposes forced restrictions, tightens their hands and limits their livings? In such a situation and with such conditions, we have to call Ramadan as the month nastiness, pressure and forced oppression.
Iranian mullahs describe themselves as deputy of god in Iran.40 years passed from 1979 revolution. Every single person in Iran is living in difficulties such as, economically, politically, lack of freedom, socially. This regime kills each voice who wants to talk even a little bit against them. They spread their dictatorship and suppression because they have a religious ideology that makes them that they believe that killing and suppression are the basic principles of governing.
For example, one of these includes fasting in Ramadan. In Iran whoever who even drinks in Ramadan in the public, the religious government detain them and flogs them because of drinking water in public.
محمود الزهار عضو ارشد کادر رهبری حماس در واپسین روزهای سال 2020 در مصاحبه با شبکه المنار وابسته به رژیم جمهوری اسلامی اذعان کرد که از قاسم سلیمانی تروریست عضو نیروی قدس سپاه در سال 2006 مبلغ 20 میلیون دلار به صورت چمدانی دریافت کرده است. اظهارات این عضو گروه تروریستی حماس، مُهر تاییدی بود بر آنچه که مردم ایران بارها گفته بودند و حکومت ملایان آن را شایعه بی اساس می نامید ؛ یعنی غارت اموال و سرمایه های مردم ایران به نفع گروههای تروریستی و ستیزه جو.
واقعیت امر این است ؛ در حالیکه مردم ایران هر روز فقیر تر از روز قبل می شوند، رژیم جمهوری اسلامی همچنان در حال تغذیه مالی گروههای تروریستی است و ترجیح می دهد همان مقدار پول باقی مانده در خزانه کشور را به جای توسعه و رفاه ایران، صرف ستیزه جویی و کشتار بیگناهان کند.
اظهارات اخیر این مقام عضو گروه حماس در باره چمدان های پر از دلار که قاسم سلیمانی تروریست درجه یک جهان در سال 2006 به هئیتی از این گروه داده بود، بار دیگر نشان داد که آنچه ناظران آگاه منطقه و همچنین مردم ایران در اعتراضات خیابانی ده سال گذشته تا به امروز درباره ارسال پول به لبنان و فلسطلن بیان می کنند، نه تنها بیراه نیست بلکه فراتر از حقیقت است.
مردم ایران در تظاهرات یازده سال قبل که با سرکوبی خونین همراه بود، در اعتراض به هدر رفتن سرمایه های کشور که صرف تغذیه مالی گروههای تروریستی می شد، شعار می دادند: « نه غزه، نه لبنان »
رهبر رژیم جمهوری اسلامی ، علی خامنه ای، بعدها در اظهاراتی در واکنش به این شعار مردم ایران گفته بود: « کسانی که این شعار را می دادند عده ای نادان و غافل بوده اند.»
او در ادامه در تقابل با خواست معترضان ایرانی گفت: « اتفاقا هم غزه و هم لبنان .»
رهبر حکومت اسلامی با این اظهارات، هم تایید کرد که ارسال پول برای گروههای ستیزه جو واقعیت دارد و هم از عزم جمهوری اسلامی برای این حمایت ها و تداوم آن خبر داد.
غارت سازمان یافته
فقط یک نمونه افشا شده از «پول پاشی» رژیم ایران برای گروههای تروریست فلسطینی در سال 2006 نشان می دهد مبالغ بسیار هنگفتی از خزانه ایران به جای آنکه صرف عمران و آبادانی و رفع فقر در کشور شود، به گروه حماس داده شده است، این در حالی است که همین الان بسیاری از روستاهای ایران به آب آشامیدنی ومدرسه برای تحصیل دسترسی ندارند و خیلی از شهرهای کوچک ایران نیز حتی یک بیمارستان مجهز برای درمان و بستری بیماران ندارند و در بیشتر مواقع بیماران پس از طی مسافت طول ودراز به موقع برای درمان نمی رسند و در بین راه می میرند.
ماجرای ساک های پر از دلار که اخیرا یک مقام حماس آن را فاش کرده تنها یک مورد از بذل و بخشش هایی است که رژیم جمهوری اسلامی از طریق قاسم سلیمانی آن هم 15 سال قبل آن را در اختیار فلسطینی ها قرار داده تا صرف ساخت راکت و بمب برای آدمکشی شود.
ماجرا دردناک تر از اینهاست و در واقع به یک غارت و چپاول سازمان یافته شبیه است. محمود الزهار مقام فلسطینی که با المنار (رسانه رسمی وابسته به رژیم ایران) گفتگو کرده گفته : « به قاسم سلیمانی در سال 2006 گفتیم که در پرداخت حقوق کارمندان در غزه و انجام خدمات اجتماعی مشکل داریم، سلیمانی روز بعد در فرودگاه موقع رفتن ما از ایران 20 میلیون دلار شامل چمدان های دلار را برای ما آورد، او می خواست پول های بیشتری هم به ما بدهد، ( 50 میلیون دلار) اما ما 9 نفر بودیم و هرچمدان 40 کیلو پول بود و ما 9 نفر توان حمل آن را نداشتیم!»
سلیمانی، تروریستی که به هم شهری های خود رحم نکرد!
اگر محرومیت و فقر بیشتر نقاط ایران چشم پوشی کنیم ، صرفا نگاهی گذرا به زادگاه قاسم سلیمانی تروریست رژیم جمهوری اسلامی کافیست تا دریابیم که افرادی با تفکرات تروریستی حتی حاضر نیستند به همشهری های خود لطف کنند. کرمان استانی که او در آنجا به دنیا آمده و بزرگ شده با فقر و محرومیت تکان دهنده ای روبرو ست. در بیشتر شهرهای این استان آب آشامیدنی سالم وجود ندارد و هر از گاهی کامیون های آب رسان با تانکر به روستاها آب می رسانند و مردم با ظرف دنبال کامیون آب می دوند.
در خیلی از بخش های این استان نبود مدرسه موجب شده دانش آموزان فرسنگ ها راه را از مناطق خطرناک کوهستانی طی کنند تا به مدرسه برسند. سایر استان های محروم ایران هم حال و روز مناسبی ندارند و در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی پیشتر و قبل از تحریم های فزاینده دو سال اخیر، هر سال میلیاردها دلار نفت به فروش می رساند، با این حال طی 4 دهه حکومت بر ایران، خیلی از شهرها و روستاهای ایران به خاطر نبود امکانات شبیه به ویرانه شده است.در سیستان و بلوچستان در مجاورت مرز پاکستان مردم همچنان آب را از رودخانه می آورند ودر چند مورد دخترکان کوچکی که برای آوردن آب به رودخانه رفته بودند ، با حمله تمساح ها دستشان قطع شده است.
در جنوب ایران و سه استان خوزستان، بوشهر وهرمزگان مردم زندگی مشقت باری را سپری می کنند. در خوزستان که بر روی نفت و گاز خوابیده پس ار یک بارندگی ساده چند ساعته، فاضلاب شهرها بالا میزند و مردم عملا بر روی دریایی از فضولات انسانی شناور می شوند. بانک جهانی نزدیک به 20 سال قبل بودجه ای چند میلیون دلاری برای تعبیه فاضلاب خوزستان به جمهوری اسلامی پرداخت کرده بود که این پول ناپدید شده و هیچ مسئولی در این رژیم حاضر نیست درباره سرنوشت پول دریافتی از بانک جهانی توضیح قانع کننده ای بدهد.
با وجود این مصائب بزرگ ، رژیم جمهوری اسلامی سعی کرده با تبلیغات گمراه کننده، از قاسم سلیمانی یک قهرمان افسانه ای دروغین بسازد، این در حالی است که در تمام مدتی که مردم ایران در رنج و فقر به سر می بردند، سلیمانی به جای آنکه با دلارهای بادآورده نفتی که رهبر جمهوری اسلامی در اختیار او قرار می داد، به عمران و آبادانی ایران بپردازد، میلیاردها دلار پول را به گروههای تروریست خارجی می داد تا دست به آدمکشی بزنند و به این ترتیب اومسیر انتقال سرمایه های ملت ایران به تروریست ها را هموار می کرد.
سهم مردم ایران از گردش مالی میلیاردی به نفع تروریستها
باوجودی که طی دو سال سال اخیر، تحریم های فراگیری برای هزینه نشدن درآمد ایران در امور تروریسم اعمال شده است، با این حال سران رژیم جمهوری اسلامی همچنان از باقی مانده سرمایه مردم ایران برای توسعه شرارت و تغذیه مالی تروریست ها هزینه می کنند که ارسال 4 میلیون دلار پول برای حماس که چندی قبل از سوی اسرائیل مصادره شد، تنها یکی از این موارد است.
بررسی ها نشان می دهد مطابق اظهارات منابع نیمه رسمی حکومتی در ایران، سالیانه میلیاردها دلار از طُرق مختلف از جمله جابجایی فیزیکی ( چمدانی) یا زدو بند با صرافی ها به دست گروههای نیابتی تحت حمایت رژیم جمهوری اسلامی می رسد که طی چند سال اخیر سپاه قدس مسولیت این نقل و انتقالات را برعهده داشته است.
گروه اقدام ایران سه سال قبل(2018) از بودجه 700 میلیون دلاری سالانه حزب الله لبنان خبر داده بود اما این همه ماجرا نیست و به نظر می رسد لبنان، غزه و یمن تنها بخش کوچکی از اطلاعات مردم ایران درباره هدر رفتن سرمایه هایشان است. چندین سازمان تروریستی نیابتی در نقش یک امپراطوری اختاپوسی در حال بلعیدن پول های مردم ایران هستند؛ پولهایی که میتواند صرف عمران و آبادانی و رفع فقر و گرسنگی در ایران شود. اینها به غیر از مواردی است که مستقیما صرف ساخت سلاح و توسعه پهبادی و بخش های تحقیقاتی مرتبط با آن می شود.
رژیم جمهوری اسلامی، مخالف رفاه مردم ایران
منابع معتبر می گویند از سال 2012 تا به امروز فقط بالغ بر 50 میلیارد دلار نفت مجانی از سوی ایران به سوریه داده شده است . منابع اپوزیسیون ایران که به اطلاعات موثق درون رژیم جمهوری اسلامی دسترسی دارند نیز می گویند مدیریت مستقیم منابع ارزی ایران در اختیار آیت الله خامنه ای قرار دارد که هر جا بحث هزینه کرد برای رفاه مردم ایران در میان باشد ، با خست قابل ملاحظه ای با تخصیص ارز مخالفت می کند. نمونه به روز این امر عدم تخصیص ارز برای خرید دان طیور است که موجب چند برابر شدن قیمت مرغ و بحران تخم مرغ شد.
بر اساس این گزارش، علت مخالفت رهبر ایران با تخصیص ارز برای واردات کالاهای اساسی و تشویق مردم به مصرف محصولات کم کیفیت داخلی که با هزینه گزاف تولید می شوند این است که خامنه ای منابع ارزی را برای تقویت گروههای نیابتی تروریستی نیاز دارد و از همین رو رفاه مردم ایران برای او بی معنی است. رهبر رژیم جمهوری اسلامی ژانویه 2020 دستور برداشت مستقیم 200 میلیون یورو از صندوق ذخیره ارزی ایران که اختیار آن را شخصا برعهده دارد، به نفع گروههای تروریستی صادر کرد اما زمانی که بحث گرانی اقلام و کالاهای اساسی مردم در داخل ایران مثل گوشت و مرغ و تخم مرغ مطرح باشد خامنه ای هیچگونه اقدامی انجام نمی دهد و حتی اجازه برداشت ارز برای خرید غذای مرغ که می تواند به رونق تولید و ارزان شدن کالاها منجر شود را نمی دهد.
در حال حاضر، دهها گروه نیابتی تروریستی ایران در عراق، سوریه، یمن ، لبنان ، غزه و سایر مناطق که دارای چندین زیر شاخه نیز هستند، برای فرونپاشیدن به حمایت مالی شدید رژیم جمهوری اسلامی وابسته اند؛ گروههایی همچون حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی، حوثی های یمن، حشد الشعبی، حزب الله عراق، اصحاب کهف، سرایر، کتائب خراسان، کتائب امام علی، حرکت النجباء، لقاء ابوالفضل، عصائب ، سرای مختار و چندین گروه دیگر که پاسدار – تروریست قاسم سلیمانی با بذل و بخشش دلارهای نفتی یا پول های ارسالی اوباما آنها را ایجاد کرده و همچنین احزاب تازه تاسیس در عراق برای دراختیار گرفتن دولت این کشور مزدوران مستقیم و غیرمستقیم رژیم جمهوری اسلامی محسوب می شوند که دستمزد پرسنل، تامین مالی جنگجویان مزدور و اختصاص ارز برای تامین مواد اولیه ساخت سلاح در کارگاههای مهمات سازی و تربیت افراد بدست گرفتن سمت های سیاسی، از جمله هزینه های سرباری است که به ملت ایران تحمیل می شود تا آنها هر روز بیشتر در فقر و گرسنگی فرو بروند. گرچه با وجود تحریم ایران، وضعیت دشواری برای سران رژیم جمهوری اسلامی ایجاد شده اما آنها در عوض فشار وتنگنا را بر مردم خود بیشتر می کنند تا بتوانند از پس هزینه این گروهها بر بیایند.
در حالی که خانوارهای ایرانی برای تامین مایحتاج خود با مشکل مواجه هستند رژیم جمهوری اسلامی رویای باطل تسلط بر منطقه را همچنان دنبال می کند. به نظر میرسد این رویکرد رژیم جمهوری اسلامی یعنی صرف هزینه های گزاف برای حمایت از گروههای تروریستی به جای تلاش برای ارتقای زندگی مردم ایران بیانگر مردم ستیزی این رژیم و تلاش برای توسعه طلبی شرورانه در منطقه است.
In an interview with Al-Manar, affiliated with the Islamic Republic, Mahmoud al-Zahar, a senior member of Hamas’ leadership, admitted in the last days of 2020 that he had received $ 20 million in luggage from Qassem Soleimani, a terrorist in the IRGC in 2006. The remarks of this member of the Hamas terrorist group were a seal of approval for what the Iranian people have said many times and which the mullahs’ government calls baseless rumors; It means looting the property and capital of the Iranian people for the benefit of terrorist and militant groups.
The fact of the matter is; While the Iranian people are getting poorer every day, the regime of the Islamic Republic is still feeding the terrorist groups and prefers to spend the same amount of money left in the country’s treasury.
The Hamas official’s recent remarks about the dollar-packed suitcases that world-class terrorist Qassem Soleimani gave to a delegation from the group in 2006 show once again what informed observers in the region and the Iranian people have been doing in street protests for ten years. From the past to the present day, talking about sending money to Lebanon and Palestine is wrong; it is beyond the truth.
“Neither Gaza nor Lebanon” chanted “No to Gaza, no to Lebanon” during the 11-year-old demonstration, which was accompanied by bloody repression, in protest of the country’s waste of funds spent on financing terrorist groups.
The Islamic Republic leader, Ali Khamenei, later said in a statement in response to the Iranian people’s slogan: “Those who chanted this slogan were ignorant and unaware.”
“Both Gaza and Lebanon happen to be against the wishes of the Iranian protesters,” he said.
With these remarks, the Supreme Leader of the Islamic Government confirmed that sending money to militant groups is real and announced the Islamic Republic’s determination for this support and its continuation.
Organized looting
Just one example of the Iranian regime’s “money laundering” of Palestinian terrorist groups in 2006 shows that vast sums of money from the Iranian treasury were given to Hamas instead of being spent on development and poverty alleviation the country. However, many villages in Iran do not have access to drinking water and school for education, and many small towns in Iran do not even have a hospital equipped to treat and hospitalize patients, and in most cases, patients after a long-distance and timely treatment. They do not arrive and die in the middle of the road.
The story of the sack full of dollars, which was recently revealed by a Hamas official, is just one example of the generosity and donations that the regime of the Islamic Republic, through Qassem Soleimani, gave to the Palestinians 15 years ago to build rockets and Be a bomb to kill.
The story is more painful than this, and in fact, it looks like organized looting. “We told Qassem Soleimani in 2006 that we had problems paying salaries in Gaza and providing social services,” said Mahmoud al-Zahar, a Palestinian official who spoke to Al-Manar (the official media outlet affiliated with the Iranian regime). Iran brought us $ 20 million, including suitcases of dollars; he wanted to give us more money ($ 50 million), but we were nine, and each bag was 40 kilos, and we nine could not carry it! »
Soleimani, the terrorist who did not show mercy to his fellow citizens!
If we ignore most parts of Iran’s deprivation and poverty, just a brief look at the birthplace of Qassem Soleimani, the terrorist of the Islamic Republic, is enough to realize that people with terrorist thoughts are not even willing to do good to their fellow citizens. Kerman, the province where he was born and raised, faces staggering poverty and deprivation. In most cities of this province, there is no safe drinking water, and from time to time, water trucks deliver water to the villages by tanker, and people run after the water truck with a container.
In many parts of the province, the lack of schools has caused students to travel miles from dangerous mountainous areas to get to school. Other deprived regions of Iran are not doing well. While the Islamic Republic regime sells billions of dollars of oil every year before and before the escalating sanctions of the last two years, during the four decades of ruling Iran, many In Sistan and Baluchestan, near the Pakistani border, people continue to fetch water from the river. In a few cases, little girls who went to fetch water were cut off by crocodiles.
In southern Iran and the three provinces of Khuzestan, Bushehr, and Hormozgan, people live hard lives. In Khuzestan, which is lying on oil and gas, after a few hours of simple rain, the cities’ sewage rises, and people practically float on a sea of human waste. Nearly 20 years ago, the World Bank paid a multimillion-dollar budget to the Islamic Republic to install Khuzestan sewage, but this money has disappeared, and no official in this regime is willing to give a convincing explanation about the fate of the funds received from the World Bank.
Despite these great sufferings, the Islamic Republic regime has tried to turn Qassem Soleimani into a false mythical hero with misleading propaganda. At the same time, during all the time that the Iranian people were suffering and needy, Soleimani, instead of With the windfall oil dollars are given to him by the Supreme Leader of the Islamic Republic, to develop Iran, gave billions of dollars to foreign terrorist groups to commit murders, thus paving the way for the transfer of the Iranian nation’s assets to terrorists.
The share of the Iranian people in the billion-dollar turnover in favor of terrorists
Despite widespread sanctions over the past two years for not spending Iran’s income on terrorism, the Islamic Republic leaders continue to spend the rest of the Iranian people’s capital on the development of evil and the financing of terrorists. The $ 4 million for Hamas, which Israel recently confiscated, is just one of them.
Studies show that, according to semi-official government sources in Iran, billions of dollars a year reach proxy groups backed by the Islamic Republic through various means, including physical movement (luggage) or barter with money changers. Quds has been responsible for these transfers.
Three years ago (2018), the Iran Action Group announced the $ 700 million annual budget of Hezbollah in Lebanon, but that is not all, and Lebanon, Gaza, and Yemen seem to be only a small part of the Iranian people’s information about the waste of their capital. Several proxy terrorist organizations in an octopus empire devour the Iranian people’s money, money that can be spent on development and poverty alleviation in Iran. These are other than cases directly spent on weapons development and drone development, and related research departments.
The regime of the Islamic Republic opposes the welfare of the Iranian people.
Authoritative sources say that since 2012, only $ 50 billion in free oil has been supplied to Syria by Iran. Iranian opposition sources, who have access to credible information within the Islamic Republic, also say that Ayatollah Khamenei has direct control of Iran’s foreign exchange resources and that wherever there is talk of spending for the Iranian’s welfare people, he is considerably reluctant to allocate. Currency opposes. An up-to-date example of this is the lack of currency allocation for the purchase of poultry feed, which led to a multiplication of chicken prices and the egg crisis.
According to the report, the reason for the Iranian leader’s opposition to allocating foreign exchange for the import of essential goods and encouraging people to consume low-quality domestic products that are produced at exorbitant costs is that Khamenei needs foreign exchange resources to strengthen terrorist proxy groups. The welfare of the Iranian people is meaningless to him. In January 2020, the Supreme Leader of the Islamic Republic ordered the direct withdrawal of 200 million Euros from the Foreign Exchange Reserve Fund of Iran, which he controls, in favor of terrorist groups, but when the prices of necessary items and goods inside Iran, such as meat, poultry, and eggs became high. Khamenei does not take any action and does not even allow the withdrawal of currency to buy chicken food, leading to a boom in production and cheaper goods.
Currently, dozens of Iranian terrorist proxy groups in Iraq, Syria, Yemen, Lebanon, Gaza, and other regions, which also have several sub-branches, are dependent on the strong financial support of the Islamic Republic regime to collapse; Groups such as Hezbollah in Lebanon, Hamas, Islamic Jihad, Houthis in Yemen, Popular Rally, Hezbollah in Iraq, Companions of the Cave, Sarayr, Books of Khorasan, Books of Imam Ali, Harakat al-Najba, Meeting of Abu al-Fadl – The terrorist Qassem Soleimani created them by embezzling oil dollars or money sent by Obama, and also the newly established parties in Iraq to take over the government of this country are considered direct and indirect mercenaries of the Islamic Republic. Mercenary fighters finance the personnel salaries of the latter. Also, allocating foreign exchange to supply raw materials for making weapons in ammunition workshops and training people to take political positions is one of the overhead costs imposed on the Iranian nation to become more and more in poverty and hunger. Despite the embargo on Iran, a problematic situation has been created for the Islamic Republic leaders, but they increase the pressure on their people to afford these groups.
While Iranian households are struggling to make ends meet, the Islamic Republic regime continues to pursue the false dream of dominating the region. It seems that this approach of the administration of the Islamic Republic, that is, spending exorbitant costs to support terrorist groups instead of trying to improve the lives of the Iranian people indicates the anti-people of this regime and its efforts for evil expansionism in the region.
The international community is to prevent the continuation of the crackdown on freedom of expression, human rights abuses and the execution of sentences in Iran.
The repression of dissidents and critics and political and ideological minorities in the Middle East, especially Iran, continues, and we are calling for a crackdown on the silence of the international community against the repression of the ruling in Iran.
It should be noted that the international community’s pressures on the Iranian regime after the so-called nuclear deal fell considerably, allowing the authorities of the Islamic regime to continue to crack down on the opposition and critics of the regime and force them to leave the country.
The UN special rapporteur on human rights in Iran, has repeatedly released his documentary reports to the regime of the Islamic Republic of Iran for violations of human rights, repression of freedom of speech and dissidents, mass executions, kidnapping and threats of critics and He also condemned non-compliance with international human rights obligations.
And today, the greatest traitors and criminals are those who, when they see a mistake and know that it is wrong, turn their heads back … silence against oppression in Iran is a betrayal of humanity … do not silence.
جامعه جهانی باید از ادامه سرکوب آزادی بیان، نقض حقوق بشر و اجرای احکام در ایران جلوگیری کند.
سرکوب مخالفان و منتقدان و اقلیت های سیاسی و ایدئولوژیک در خاورمیانه به ویژه ایران ادامه دارد و ما خواستار سرکوب سکوت جامعه جهانی در برابر سرکوب حاکمیت در ایران هستیم.
لازم به ذکر است که فشارهای جامعه جهانی بر رژیم ایران پس از به اصطلاح توافق هسته ای به میزان قابل توجهی کاهش یافت و به مقامات رژیم اسلامی اجازه داد تا به سرکوب مخالفان و منتقدان رژیم ادامه دهند و آنها را مجبور به ترک کشور کنند. .
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، بارها گزارش های مستند خود را در خصوص نقض حقوق بشر، سرکوب آزادی بیان و مخالفان، اعدام های دسته جمعی، آدم ربایی و تهدید منتقدان به رژیم جمهوری اسلامی ایران منتشر کرده است. و همچنین عدم رعایت تعهدات بین المللی حقوق بشر را محکوم کرد.
و امروز بزرگترین خائنان و جنایتکاران کسانی هستند که وقتی اشتباهی را می بینند و می دانند اشتباه است سر به عقب برمی گردانند … سکوت در برابر ظلم در ایران خیانت به انسانیت است … سکوت نکنید
به عنوان یک فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، وظیفه ما این است که صدای کسانی باشیم که به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان هستند و همه کسانی که در ایران با مجازات اعدام روبرو هستند.
امروزه، تحت رژیم دیکتاتوری فاشیستی که بر ایران کنترل دارد، تعداد زیادی از شهروندان ایرانی وجود دارند که صرفاً به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی خود در بازداشت یا محکوم به اعدام هستند.
سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی مهارت جدیدی را آموخته است تا با ارائه انگیزه های کاذب که هرگز به واقعیت نمی پیوندد، خانواده ها و دوستان اسیر را از پیش قدمی و صحبت در مورد وضعیتی که منجر به دستگیری آنها شده است، جلوگیری کند و این وظیفه ما به عنوان حقوق بشر است. فعالان برای روشن کردن این استراتژی.


در حالی که قطعنامه اخیر مجمع عمومی سازمان ملل تنها بخش کوچکی از جنایات فاشیسم مذهبی حاکم در ایران را منعکس میکند، اما ثابت میکند که این رژیم همواره ناقض اصلی حقوق بشر در جهان بوده است.
پرونده چهار دهه جنایات علیه بشریت و نسل کشی این رژیم به ویژه کشتار 30000 زندانی سیاسی در سال 1988 و کشتار 1500 تظاهرکننده در سال 2019 باید به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود. همچنین رهبران این رژیم، علی خامنه ای، ابراهیم رئیسی و رئیس قوه قضائیه، غلامحسین محسنی اژه ای، باید در دادگاه بین المللی تحت تعقیب قرار گیرند. جامعه جهانی باید از این رژیم دوری کند و به معافیت رهبران جنایتکار آن پایان دهد. این قطعنامه که نقض حقوق بشر در حکومت ایران را محکوم می کند، بر لزوم انجام تحقیقات معتبر و مستقل و نیز بی طرفی در پاسخ به تمامی موارد نقض جدی حقوق بشر توسط حکومت رژیم، از جمله ناپدید شدن اجباری، اعدام های فراقانونی و حذف شواهد تاکید می کند. در ادامه این بیانیه آمده است که مصونیت مقامات ایرانی از چنین اقداماتی باید پایان یابد و آنها باید به دست عدالت سپرده شوند. این قطعنامه «نگرانی جدی خود را در مورد فراوانی هشداردهنده بالای اعمال و اجرای مجازات اعدام، «استفاده گسترده و سیستماتیک از دستگیریها و بازداشتهای خودسرانه»، «منع عمدی زندانیان از دسترسی به درمان و تجهیزات پزشکی کافی» ابراز میکند. و «اعمال هولناکی که توسط نگهبانان زندان اوین انجام میشود»، «آزار، ارعاب و آزار و اذیت، از جمله ربودن، دستگیری و اعدام مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر» و «دستگیری و بازداشت خودسرانه، و شکنجه و سایر موارد ظالمانه». ، رفتار یا مجازات غیرانسانی یا تحقیرآمیز با معترضان مسالمت آمیز، و «استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف و موارد مرگ مشکوک در بازداشتگاه».
Obwohl die jüngste Resolution der UN-Generalversammlung nur einen kleinen Teil der Verbrechen des regierenden religiösen Faschismus im Iran widerspiegelt, beweist sie dennoch, dass dieses Regime immer der führende Menschenrechtsverletzer der Welt war.
Das Dossier über vier Jahrzehnte Verbrechen gegen die Menschlichkeit und Völkermord dieses Regimes, insbesondere das Massaker an 30.000 politischen Gefangenen von 1988 und das Massaker an 1.500 Demonstranten im Jahr 2019, muss dem UN-Sicherheitsrat vorgelegt werden. auch die Führer dieses Regimes, Ali Khamenei, Ebrahim Raisi, und der Justizchef, Gholam Hossein Mohseni Eje’I, müssen vor einem Internationalen Gerichtshof angeklagt werden. Die internationale Gemeinschaft muss dieses Regime meiden und die Straflosigkeit ihrer kriminellen Führer beenden. Die jüngste Resolution der UN-Generalversammlung zur Verurteilung von Menschenrechtsverletzungen durch die iranische Regierung, die unzähligen und alarmierenden Zahlen von Todesurteilen, weit verbreiteten und systematischen Festnahmen, willkürlichen Festnahmen, Entzug des Zugangs zu Gesundheitsversorgung und medizinischer Versorgung, Misshandlung von Gefangenen in verschiedene Gefängnisse im ganzen Land, Belästigung und Einschüchterung von Menschenrechtsverteidigern, unter Einsatz von Folter, um Geständnisse und verdächtige Todesfälle von Gefangenen zu erwirken. Diese Resolution zur Verurteilung von Menschenrechtsverletzungen in der iranischen Regierung betont die Notwendigkeit glaubwürdiger und unabhängiger Ermittlungen sowie die Unparteilichkeit als Reaktion auf alle schweren Menschenrechtsverletzungen durch die Regierung des Regimes, einschließlich des Verschwindenlassens, außergerichtlichen Hinrichtungen und der Beseitigung von Beweisen. Es fügte hinzu, dass die Immunität iranischer Beamter vor solchen Taten aufgehoben und sie vor Gericht gestellt werden sollten.
While recent resolution of The UN General Assembly reflects only a small portion of the crimes of the ruling religious fascism in Iran, it, nevertheless, proves that this regime has always been the leading human rights violator in the world. 
The dossier on four decades of crimes against humanity and genocide committed by this regime, especially the 1988 massacre of 30,000 political prisoners, and the massacre of 1,500 demonstrators in 2019, must be referred to the UN Security Council. also leaders of this regime, Ali Khamenei, Ebrahim Raisi, and the Judiciary Chief, Gholam Hossein Mohseni Eje’I, must be prosecuted in an International Court. The international community must shun this regime and end impunity for its criminal leaders. The recent resolution of the UN General Assembly condemning human rights violations by the Iranian government, the countless and alarming numbers of death sentences, widespread and systematic arrests, arbitrary detentions, deprivation of access to health care and medical services, ill-treatment of prisoners in various prisons across the country, harassment, and intimidation of human rights defenders, using the leverage of torture to obtain confessions and suspicious deaths of prisoners. this resolution condemning human rights violations in the Iranian government emphasizes the need for credible and independent investigations, as well as impartiality in response to all serious human rights violations by the regime’s government, including enforced disappearances, extrajudicial executions, and the elimination of evidence. It added that the immunity of Iranian officials from such acts should end, and they should be brought to justice.
-سپاه هواپیمای مسافربری اوکراینی را ساقط کرد و167 نفر را کشت ، از فرد ضارب خبری در دست نیست اما منتشر کننده فیلم اصابت موشک به هواپیما بازداشت شد.
-غسال خانه ی قم مملو از جنازه های بیماران کرونایی است و وزارت بهداشت دولت روحانی آمار صادقانه ارایه نمی کند ، وزارت بهداشت پاسخگوی این حجم از جنازه نیست اما منتشر کننده ی فیلم غسال خانه بازداشت شد.
-محمد مختاری یکی از بازیکنان فوتبال ایران از قرنطینه نشدن قم انتقاد کرد ، درهای قم همچنان باز است و ویروس در حال پراکنده شدن در نقاط مختلف کشور اما محمد مختاری توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
-فردی متعصب مذهبی، در خیابان دختری را به دلیل بد حجابی به باد کتک گرفت فرد ضارب توسط مردم شناسایی شد، و او آزاد است اما منتشر کننده ی فیلم این تعدی بازداشت شد.
-بله جمهوری اسلامی حکومتی است که جنایت کاران در حاشیه ی امن به سر می برند اما معترضان به جنایت و منتقدان و افشا کنندگانِ جنایات، با اتهام تشویش اذهان عمومی دستگیر می شوند.
-آیا این رژیم دروغگو و دزد و قاتل، قابل اصلاح است؟
قطعا نه.
IRGC shot down Ukrainian passenger plane, killing 167 people, no reports of any arrest, but who took the images was arrested.

خطاب به غربیها و آمریکا می گوییم: «شکنجهگران ما را تقویت نکنید، تسلیم کسانی که ما را به اسارت گرفتهاند نشوید.»
این پیام ماست به غربی ها: شکنجهگران مردم و جوانان و زنان ایرانی را تقویت نکنید، تسلیم کسانی که مردم ایران را به اسارت گرفتهاند نشوید. در غیر این صورت، در عین قربانی کردن امنیت ملی خود، به مردم ایران هم خیانت میکنید. و از شما میخواهیم که وقتی حکومت، در زمان اعتراضات، اینترنت را قطع میکند و میکوشد که ما را در خفا به قتل برساند، سکوت نکنید. ما مردم ایران فقط حقایق ایران را بازگو نمیکنیم،
بلکه با صدای بلند آنچه از جهان آزاد میخواهیم را بیان میکنیم. حالا که رئیس جمهور آمریکا به فکر حذف مقامات رژیم ایران و قاتلان تظاهراتکنندگان از لیست سازمانهای تحریمشده توسط آمریکا تحت عنوان تروریسم است، اجازه دهید شفاف بگویم: ایرانیان چنین چیزی نمیخواهند. شاید باند بایدن میتوانند بگویند این به نفع ماست، اما ما ایرانیان از اینکه صلاح خودمان را برایمان تعیین کنند خسته شدهایم. ریختن میلیاردها دلار به جیب دیکتاتوری حاکم بر ایران، منفعت ما را شامل نمیشود. حال که این متن را مینویسم، ایرانیان در نقاط مختلف ایران به خیابان آمده و دست به اعتراضات سراسری زدهاند. چندین معترض به دست حکومت کشته شدهاند. در حالی که نیروهای وابسته به سپاه پاسداران علناً آتش به روی معترضین میگشایند، ایرانیان مقاومت کرده و علیه نیروهای امنیتی میایستند. معترضین شعار میدهند: «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم!» و به حکومت میگویند: «بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم!»
To the Westerners and the United States, we say:
» Do not strengthen our torturers, do not give in to those who have taken us captive «.

This is our message to the Western world:» Do not strengthen the torturers of the Iranian people, youth and women, and do not surrender to those who have taken the Iranian people captive. Otherwise, while sacrificing your national security, you are also betraying the Iranian people, and we urge you not to be silent when the government cuts off the internet in nationwide protests and tries to kill us secretly«. We, the people of Iran, are not just telling the truth about Iran, we are saying out loud what we want from the free world. Now that the US President is considering removing Iranian regime officials and the killers of protesters from the US-sanctioned list of organizations under the heading of terrorism, let me be clear: This is not what the Iranians want«. Joe Biden may be able to say that overthrowing the Iranian regime is in our best interest, but we Iranians are tired of others determining our interests. Pouring billions of dollars into the pockets of the dictatorial regime in Iran not only does not strengthen our interests, but it is also a loss against us.As I write this, Iranians have taken to the streets in different parts of Iran and staged nationwide protests. Know that the blood of several protesters has been shed by the government. Meanwhile, forces affiliated with the Revolutionary Guards of the Islamic Republic of Iran have openly opened fire on unarmed protesters. In the meantime, the Iranians are resisting the government’s security forces in any way possible. Protesters chant: »Do not be afraid, do not be afraid, we are all together!” and they say to the government: “Be afraid, be afraid, we are all together!«
در پی فشارهای بینالمللی و پیگیری رسانههای مستقل، جمهوری اسلامی روز شنبه 21 دی ماه، 11 ژانویه، پس از سه روز دروغگویی و لاپوشانی و کتمان، بالاخره تأیید کرد که پدافند سپاه پاسداران هواپیمای مسافربری اوکراینی را بر فراز تهران هدف قرار داده و سرنگون کرده است.
در جریان این حادثه که بامداد چهارشنبه گذشته روی داد، تمامی ۱۷۶ سرنشین هواپیمای اوکراینی که دستکم ۱۳۹ نفر از آنها ایرانی بودند، کشته شدند. در پی اقرار سپاه پاسداران به سرنگون کردن این هواپیما، تجمعهای اعتراضی مختلفی در تهران و چندین شهر دیگر ایران، از جمله اصفهان، شیراز، همدان، رشت، بابل، ساری، کرمان و ارومیه برگزار شد.
تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که برخی از این تجمعها از جمله در کوی دانشگاه تهران تا بامداد دوشنبه نیز ادامه داشته است. در تجمع کوی دانشگاه نیز معترضان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و شعارهایی چون “فرمانده کل قوا، استعفا استعفا” و “مرگ بر دیکتاتور” سر دادند.خبر تجمعهای اعتراضی از جمله در دانشگاههای تهران، امیرکبیر و صنعتی شریف نیز بازتاب یافت.
پس از این حرکتهای اعتراضی، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در پیامهایی توییتری به زبانهای فارسی و انگلیسی نسبت به “قتل عام مجدد معترضان” در ایران هشدار داد.ترامپ در توییت اول خود به فارسی خطاب به “مردم شجاع و رنج کشیده ایران” نوشت: «من از ابتدای دوره ریاست جمهوریم با شما ایستادهام و دولت من همچنان با شما خواهد ایستاد. ما اعتراضات شما را از نزدیک دنبال میکنیم. شجاعت شما الهامبخش است.» رئیس جمهوری آمریکا سپس در توییت دیگری به فارسی و انگلیسی نوشت: «دولت ایران باید به گروههای حقوق بشر اجازه بدهد حقیقت کنونی اعتراضات در جریان مردم ایران را نظارت کرده و گزارش بدهند. نباید شاهد کشتار دوباره معترضان مسالمتآمیز و یا قطع اینترنت باشیم. جهان نظارهگر این اتفاقات است.» تشکر ویژه از ترامپ و هرکس که با مردم ایران همدردی کرد. شرم بر دروغ و پلیدی و ترور
Shame on the Terrorist and liar regime of Iran
Following international pressure and the pursuit of independent media, the Islamic Republic on Saturday January 11th , after three days of lying and concealment, finally confirmed that it had targeted and shot down a Ukrainian airliner over Tehran. 
All 176 passengers of the Ukrainian plane, including at least 139 Iranians, were killed during the incident last Wednesday morning.
Following the Revolutionary Guards’ confession of downing of the aircraft, various protest rallies were held in Tehran and several other Iranian cities, including Isfahan, Shiraz, Hamedan, Rasht, Babol, Sari, Kerman and Orumiyeh.
Images released on social media show that some of these rallies continued, including at the Tehran University dorm until Monday morning. At the university rally, protesters targeted Ali Khamenei, the leader of the Islamic Republic, chanting “Commander in Chief, Resignation” and “Death to the Dictator”.
The news of the protest rallies was also reflected in the universities of Tehran, Amir Kabir and Sharif.
Following the protests, US President Donald Trump warned of “massacre of protesters” in Iran in twitter messages in English and Farsi.
“I have stood with you since the beginning of my presidency, and my government will continue to stand with you,” Trump wrote in his first tweet in English to “the brave and suffering Iranian people.” We are following your protests closely. Your courage is inspiring. ” 
The US president then wrote in another tweet in Persian and English: “The Iranian government should allow human rights groups to monitor and report on the current reality of protests in Iran. We should not see the killing of peaceful protesters again or the Internet shut down. The world is watching this. “
Special thanks to Trump and everyone who sympathized with the Iranian people.
Shame on lies and filth and terror
Islamic regime of Iran President Orders Enforcement Of Hijab Law For Women. Police cars wait to arrest women not wearing Islamic hijab in Tehran on July 6. An order by fascist and fanatic President Ebrahim Raisi to enforce the country’s hijab and chastity law has resulted in a new list of restrictions on how women can dress.
رئیس جمهور رژیم اسلامی ایران دستور اجرای قانون حجاب برای زنان را صادر کرد. خودروهای پلیس منتظر دستگیری زنان بی حجاب اسلامی در تهران در روز 15 تیرماه هستند. دستور ابراهیم رئیسی رئیس جمهور فاشیست و متعصب برای اجرای قانون حجاب و عفاف در کشور منجر به ایجاد فهرست جدیدی از محدودیت ها در نحوه پوشش زنان شده است.


Iran’s judiciary has reported that 11 people received death sentences so far in connection with the protests. Unless foreign governments significantly increase the diplomatic and economic costs to Iran, the world is sending a green light to this carnage.
قوه قضائیه رژیم اسلامی ایران از محکومیت ۱۱ نفر در ارتباط با اعتراضات تاکنون خبر داده است. تا زمانی که دولت های خارجی هزینه های دیپلماتیک و اقتصادی ایران را به میزان قابل توجهی افزایش ندهند، جهان به این قتل عام چراغ سبز نشان می دهد

بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بینالملل درباره شاخص ادراک فساد در سال ۲۰۲۱، ایران یکی از فاسدترین کشورها حتی در منطقه به شمار میرود.
طبق این گزارش، ایران در میان ۱۸۰ کشور، از لحاظ گستردگی فساد مالی- بعد از اوگاندا و ماداگاسکار و بنگلادش و آنگولا- در جایگاه ۱۵۰ و همردیف با کشورهای گینه، گواتمالا و تاجیکستان قرار گرفته است.
در میان کشورهای همسایه ایران و منطقه، تنها وضعیت کشورهای عراق، ترکمنستان، افغانستان، سوریه و یمن بدتر از ایران است.
در این منطقه، کشورهای امارات، قطر و اسرائیل از بهترین شرایط در کنترل فساد مالی برخوردار هستند. امارات با کسب ۶۹ امتیاز در رتبه ۲۴ قرار دارد.
وضعیت فساد در جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر با شتاب قابل ملاحظهای وخیمتر شده است به گونهای که مثلا، ایران از لحاظ شاخص ادراک فساد نسبت به سال ۲۰۱۷ میلادی، ۲۰ پله تنزل پیدا کرده است. ایران در آن سال در رتبه ۱۳۰ قرار گرفته بود.
دانمارک؛ پاکترین کشور
در صدر این فهرست، دانمارک با کسب ۸۸ امتیاز به عنوان بهترین کشور دارای کمترین فساد معرفی شده است. کشورهای نیوزلند، فنلاند، سنگاپور و سوئد هم در رتبههای دوم تا پنجم قرار دارند.
کشور آلمان نیز با کسب ۸۰ امتیاز از مجموع ۱۰۰ امتیاز در رده دهم قرار دارد.
در انتهای این جدول، کشورهای سودان جنوبی، سومالی، سوریه و ونزوئلا دیده میشوند که وضعیت فساد مالی در آنها، وخیمتر از سایر کشورهای جهان است.
Iran is considered one of the most corrupt countries even in the region according to the latest report from Transparency International about the Corruption Perception Index in 2021.
According to this report, in terms of the extent of financial corruption, after Uganda, Madagascar, Bangladesh, and Angola, Iran is ranked 150 among 180 countries and is in line with Guinea, Guatemala, and Tajikistan. 
Comparing Iran with other neighboring countries and the region, only the situation of Iraq, Turkmenistan, Afghanistan, Syria and Yemen is worse than Iran.
In this region, the UAE, Qatar and Israel have the best conditions in controlling financial corruption.
The United Arab Emirates is ranked 24th with 69 points.
In recent years, the corruption situation in the Islamic Republic has become significantly worse than before. For example, compared to 2017, Iran has decreased by 20% in terms of corruption perception index. Iran was ranked 130 that year.
Denmark, the cleanest country
At the top of this list, Denmark has been announced as the best country with the least corruption with 88 points. The countries of New Zealand, Finland, Singapore and Sweden are also ranked second to fifth.
In this regard, Germany ranks 10th with 80 points out of 100 points.
At the end of this table, the countries of South Sudan, Somalia, Syria and Venezuela can be seen, where the situation of financial corruption is worse than other countries in the world.
جمهوری اسلامی همیشه تلاش برای محدود کردن، فیلتر و یا قطع کامل دسترسی آزاد به اینترنت را برای شهروندان ایرانی دنبال کرده و امروزه آنها بطور حرفه ای با متمرکز سازی سیستم های فیلترینگ صدها هزار وب سایت را در لیست سیاه قرار داده اند.

بررسی ها نشان میدهد که جمهوری اسلامی در محدود سازی دسترسی آزاد شهروندان به اینترنت با وجود تلاش فراوان و صرف هزینه و به کار گیری نیروی قابل توجه و گسترش سیستم های فیلترینگ ناموفق بوده است.به طوری که در جریان رویدادهای سال 2009 شاهد ارسال اخبار، ویدئو ها و عکس های این رویدادها از سوی شهروند-خبرنگاران به جهان بودیم.
در عرصه تلفن های همراه افزون بر محدودیت های اعمال شده بر دسترسی شهروندان به اینترنت، جمهوری اسلامی با به کار گیری سرویس ردیابی تلفن همراه تلاش برای ردیابی شهروندان، فعالان اجتماعی دارد که این تکنولوژی را به عنوان ابزار سرکوب به کار می برد اما این سرویس در کشورهای دیگر به عنوان یک سرویس خوب در خدمت شهروندان است و مشکلات بسیاری را در جهان مدن برطرف می کند.
در اینجا قابل توجه است که تجهیزات لازم برای فیلترینگ و یا جاسوسی شهروندان در زمره تجهیزات استاندارد مخابراتی نیستند و تحریم و نبود آنها خیلی برای مردم مفید است، چون هیچ گونه اخلال برای خدمات مخابراتی که لازمه ی توسعه ی جوامع هستند وارد نمی آورد و چون ایران قادر به تولید این گونه تجهیزات بسیار پیشرفته و پیچیده نیست و وابستگی شدیدی به کشور های پیشرفته دارد، تحریمهای جهانی آن به نفع جنبش مردم ایران است.
در سال 2009 پس از آن که شرکت های اروپایی و آمریکایی برای فروش تجهیزات سانسور و ردیابی به رژیم ایران مورد انتقاد قرار گرفته و فعالیت های خود را در ایران محدود کردند، شرکت های چینی و روسی، از فرصت استفاده کرده، جای شرکت های اروپایی و آمریکایی را گرفتند. روسها و چینی ها نه تنها تجهیزات سانسور و ردیابی را در اختیار ایران می گذارند، بلکه کارشناسان آنها در راه اندازی و نگهداری این تجهیزات به همراه نیروهای امنیتی شرکت دارند و از این رو تبدیل به مشاوران دیکتاتور شده اند.
به نظر من بعنوان یک جوان ایرانی، تحریم تجهیزات سرکوب که نقشی در توسعه ی شبکه های مخابراتی ندارند و درگروه ابزارهای امنیتی هستند امری جدی است و نیاز به توجه جامعه جهانی دارد. کشورهای تولید کننده این تجهیزات باید صدور آنها از سوی شرکت ها خود را مشروط کسب اجازه از دولت هایشان سازند.
صدا و سیما
روند انحصار و انسداد در صدا و سیمای تحت امر رهبر جمهوری اسلامی را می توان در سه بخش “سانسور و دروغ پردازی”، “تبلیغات سیاسی – ایدئولوژیک” و ” سرکوب و اختناق” دسته بندی کرد . سازمان های امنیتی و قضایی در هرچه قوی تر کردن فضای امنیتی این دستگاه عظیم تبلیغاتِ سیاسی و ایدئولوژیک کوشش می کنند و درمقابل از این رسانه به عنوان ابزار سرکوب در کشور استفاده می کنند.
در بررسی فعالیت های برون مرزی صدا وسیما نیز می توان گفت این سازمان همچنین روند سرکوب، سانسور و اختناق را به حوزه های فرا مرزی نیز کشانده است. بازوهای رسانه ای این سازمان از جمله “پرس تی وی” و گروه شبکه های رادیو و تلویزیونی معاونت برون مرزی این سازمان اگر چه در ظاهر تلاش میکنند اصول حرفه ای را رعایت کنند اما در باطن با اندک دقت متوجه چگونگی کار ضد رسانه ای و ضد آزادی بیان آنها می شویم.
آیا وقت آن نرسیده که تحریم های طراحی شده علیه رژیم ایران هوشمندانه تر و با مطالعه تر صورت گیرد تا به جای زمین گیر کردن مردم آزادی خواه دستگاه های سرکوب رژیم از جمله رادیو و تلویزیون با کارنامه ی سیاه سرکوب و سانسور و اختناق هدف قرار گیرند؟!
آزادی بیان و مشکلات مستند سازان در ایران
هم اکنون که ما در اینجا با هم گفتگو میکنیم در ایران 25 مستند ساز تحت تعقیب و بازداشت قرار گرفته و با اتهامات سنگین از جمله تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی، کسب مال نامشروع و همکاری با شبکه های معاند روبه رو هستند.
تبعیض جنسیتی و حق تحصیل
طی سالهای حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، چه دولت های اصلاح طلب و چه اصولگرا، تبعیض جنسی، فشارهای اجتماعی و همچنین برخوردهای خشن ماموران پیرامون نوع پوشش زنان و جوانان ادامه داشته و اخراج از دانشگاه به بهانه های حجاب و پوشش نیز تداوم داشته است.
اعتقادات مذهبی، پوشش و برقراری رابطه با جنس مخالف نیز به فهرست اتهاماتی که می توانند مانع ادامه تحصیل افراد شوند اضافه شد و علاوه بر این دسترسی زنان ایرانی به تحصیل همواره به دلیل جنسیت شان به صورت سازمان یافته محدود شده است.
با افزایش نسبت دانشجویان دختر از سال 1377 به بعد، برخی مقامات وزارت علوم و سازمان سنجش بارها خواستار اجرای طرح سهمیه بندی جنسیتی شدند که بار دیگر در آخرین سال های دولت اصلاحات در سال 1382 توسط سازمان سنجش سهمیه بندی جنسیتی در رشته های پزشکی و برخی رشته های مهندسی، دوباره مطرح و در کنکور سال 1383 اعمال شد.
بعد از انقلاب 57 دختران در زمینه دریافت بورس های تحصیلی دولتی برای تحصیل در خارج از کشور، با تبعیض روبرو بوده اند و تنها در صورت تاهل امکان بهره مندی از این تسهیلات را دارند و نیز به تازگی قانونی در مجلس در حال بررسی است که بر اساس آنان دختران مجرد برای دریافت گذرنامه نیازمند اجازه پدر خواهند بود. این قانون می تواند ادامه تحصیل یا حتی شرکت در سمینارهای علمی در خارج از کشور را برای دختران دشوارتر سازد.
ساختار انتخابات در جمهوری اسلامی ناقض حقوق انسانی است
یک نکته نیز ضروری است و آن اینکه انتخابات در ایران مطابق قوانین بین المللی نیست که این امر ناشی از سه عامل اصلی “بنیانگذار جمهوری اسلامی”، “رهبر انقلاب اسلامی” و “شورای نگهبان” است.
با اشاره به مواد 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ۲۵ میثاق بین المللی حقوق شهروندی می توان گفت که این دو ماده به راحتی ما را به سمت و سوی پنج اصل اجرائی هر انتخابات می برد که نقض هر کدام سلامت انتخابات را زیر سوال خواهد برد، از جمله حق انتخاب کردن و انتخاب شدن است.
در سال ۲۰۰۹ با تقلب گسترده و همه جانبه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رهبر جمهوری اسلامی، در فردای انتخابات نتیجه را اعلام کرد و با این عمل خود، بر خلاف قانون اساسی، کارکرد شورای نگهبان را هم زیر پا گذاشت.
از سویی دیگر حکومت اسلامی ایران نشان داده که مقام ریاست جمهوری در عمل مورد بی توجهی عمیق قرار دارد و به یک سمت تشریفاتی بدل شده است.
به نظر من، برای عبور از وضعیت موجود، باید از جمهوری اسلامی عبور کرد و به سمت یک حکومت سکولار گام برداشت. حکومتی پاسخگو، مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و البته برخاسته از رای واقعی مردم.

بر اساس جدیدترین گزارش سازمان شفافیت بینالملل درباره شاخص ادراک فساد در سال ۲۰۲۱، ایران یکی از فاسدترین کشورها حتی در منطقه به شمار میرود.
طبق این گزارش، ایران در میان ۱۸۰ کشور، از لحاظ گستردگی فساد مالی- بعد از اوگاندا و ماداگاسکار و بنگلادش و آنگولا- در جایگاه ۱۵۰ و همردیف با کشورهای گینه، گواتمالا و تاجیکستان قرار گرفته است.
در میان کشورهای همسایه ایران و منطقه، تنها وضعیت کشورهای عراق، ترکمنستان، افغانستان، سوریه و یمن بدتر از ایران است.
در این منطقه، کشورهای امارات، قطر و اسرائیل از بهترین شرایط در کنترل فساد مالی برخوردار هستند. امارات با کسب ۶۹ امتیاز در رتبه ۲۴ قرار دارد.
وضعیت فساد در جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر با شتاب قابل ملاحظهای وخیمتر شده است به گونهای که مثلا، ایران از لحاظ شاخص ادراک فساد نسبت به سال ۲۰۱۷ میلادی، ۲۰ پله تنزل پیدا کرده است. ایران در آن سال در رتبه ۱۳۰ قرار گرفته بود.
دانمارک؛ پاکترین کشور
در صدر این فهرست، دانمارک با کسب ۸۸ امتیاز به عنوان بهترین کشور دارای کمترین فساد معرفی شده است. کشورهای نیوزلند، فنلاند، سنگاپور و سوئد هم در رتبههای دوم تا پنجم قرار دارند.
کشور آلمان نیز با کسب ۸۰ امتیاز از مجموع ۱۰۰ امتیاز در رده دهم قرار دارد.
در انتهای این جدول، کشورهای سودان جنوبی، سومالی، سوریه و ونزوئلا دیده میشوند که وضعیت فساد مالی در آنها، وخیمتر از سایر کشورهای جهان است.
Iran is considered one of the most corrupt countries even in the region according to the latest report from Transparency International about the Corruption Perception Index in 2021.
According to this report, in terms of the extent of financial corruption, after Uganda, Madagascar, Bangladesh, and Angola, Iran is ranked 150 among 180 countries and is in line with Guinea, Guatemala, and Tajikistan.
Comparing Iran with other neighboring countries and the region, only the situation of Iraq, Turkmenistan, Afghanistan, Syria and Yemen is worse than Iran.
In this region, the UAE, Qatar and Israel have the best conditions in controlling financial corruption.
The United Arab Emirates is ranked 24th with 69 points.
In recent years, the corruption situation in the Islamic Republic has become significantly worse than before. For example, compared to 2017, Iran has decreased by 20% in terms of corruption perception index. Iran was ranked 130 that year.
Denmark, the cleanest country
At the top of this list, Denmark has been announced as the best country with the least corruption with 88 points. The countries of New Zealand, Finland, Singapore and Sweden are also ranked second to fifth.
In this regard, Germany ranks 10th with 80 points out of 100 points.
At the end of this table, the countries of South Sudan, Somalia, Syria and Venezuela can be seen, where the situation of financial corruption is worse than other countries in the world.
جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست و تهدیدی برای موجودیت ایران و ایرانی است
تحت شعاع قرار گرفتن زندگی تمام اقشار ایرانی به وسیله نیازمند کردن مردم به خصوص قشر ضعیف مردم به نیاز های اولیه از جمله حیله های خبیث گونه حکومت اسلامی بعد از انقلاب سال 57 بوده و به مراتب هرگونه صدای اعتراضی و یا خیزش جمعی به شدیدترین شکل ممکن از جمله زندان و اعدام سرکوب شده. گسترش تعداد زندان ها و فراگیری شیوه های جدید حبس و شکنجه همواره در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داشته است. از جمله ارگان هایی که با تمام قوا در خدمت جمهوری اسلامی برای گسترش شدت سرکوب فعال بوده است را میتوان قرارگاه ثارلله سپاه نام برد که نام آن بعد از اعتراضات کوی دانشگاه تهران در سال 1378 به زبان ها افتاد. در طی بررسی ها و تحقیقاتی که توسط فعالان حقوق بشر در ایران صورت گرفته است، این قرارگاه اقدام به تاسیس زندانی مخفی با نام “بند الف” مجهز و پیشرفته در شرق تهران مختص به بازداشت فعالان سیاسی و تجمع کنندگان خیابانی کرده است. خفقان موجود در فضای حاکم بر ایران و لابی گری های ایادی جمهوری اسلامی در خارج از کشور مانع افشای این جنایات بوده و همواره فعالان مدنی در تلاش برای گذشتن از این سد بوده اند.
The Islamic Republic is not reformable and is a threat to the existence of Iran and Iranians
Overshadowing the routine life of Iranian people by making them in need of their essential needs to have a basic life is one of the evil tricks of the Islamic government after the revolution of 1979 and any protests or mass uprisings are suppressed in the strongest possible terms, including imprisonment and execution. Expanding the number of prisons and developing new methods of imprisonment and torture has always been always considered in the Islamic Republic. One of the organs that have been active in this concern is called IRGC Sarollah base with all its might to spread the intensity of repression, whose name was mentioned after the protests of the University of Tehran students in July 1999. During investigations by human rights activists in Iran, Sarollah IRGC base set up a secret, well-equipped, advanced prison in East Tehran to detain political activists and street demonstrators. The suffocation in Iran’s social environment and the lobbying of the Islamic Republic abroad have prevented the revelation of these crimes, and civil activists have always tried to cross this barrier.
فرانک جمشیدی فعال محیط زیست در کردستان در سکوت خبری همچنان در زندان است
فرانک جمشیدی فعال محیط زیست ساکن سنندج که ۸ تیرماه ۹۹ توسط مامورین سپاه کردستان دستگیر و بعد از ماهها بی خبری سرانجام در بهمن سال ۹۹ به چهار سال زندان به اتهامات واهی و خلاف واقع ارتباط با گروه های ضد جمهوری اسلامی محکوم شد. مامورین اطلاعات سپاه در هنگام بازداشت فرانک جمشیدی به تفتیش منزل پرداخته و وسایل شخصی وی از جمله کامپیوتر و تلفن همراه وی را خود بردند. همچنین با اتهامات مشابه چندین فعال مدنی دیگر نیز از جمله ایرج رحیم زاده، فردین کریمی، آرمان وفایی، آرمین اسپرلوس با زندان و خطر تبعید و شکنجه مواجه شده اند. این در حالی است که در سال 97 معاون استاندار کردستان اتهامات واهی دیگری از جمله قتل یک راننده آمبولانس را به این فعالین وارد کرده بود. فشار بر فعالین مدنی به خصوص فعالین در حوزه محیط زیست از سال 96 تحت شدیدترین فشارها از سوی ارگان های امنیتی بوده و با اتهامات دروغین با احکام زندان های بلند مدت، تبعید و تهدید به اعدام مواجه بوده اند.
Faranak Jamshidi Kurdish environmental activist still in prison in news silence.
Frank Jamshidi, an environmental activist living in Sanandaj, was arrested by the Kurdistan IRGC in July 2020, and after months of news silence, was finally sentenced to four years in prison for having links with Islamic regime oppositions. IRGC intelligence agents searched Frank Jamshidi’s home during the arrest and confiscated her personal belongings, including her computer and mobile phone. However, several Kurd civil activists, including Iraj Rahimzadeh, Fardin Karimi, Arman Vafaee, and Armin Esperslos, have also been jailed and threatened with deportation and torture. Three years before, the deputy governor of Kurdistan made other false accusations against the activists, including the murder of an ambulance driver. Pressure on civil activists, especially environmental activists, has been under intense pressure from security forces since 2018, with false charges of long prison terms, deportation and death threats.
1. To live freely as human beings. 
2. Not to be a slave.
3. For the sake of prosperity.
4. To have the right to choose.
5. Not to live in fear.
6. Not to be displaced and humiliated.
7. Not having to accept what we don’t like.
8. That our rights are not violated.
9. To have freedom of expression.
10. To have freedom of thought.
11. In order to enjoy the freedom of the parties.
12. Not to be tortured.
13. That no one has the right to insult us.
14. To be able to have a job.
15. Not to be captive to ignorance and superstition.
16. Not to be a victim of injustice and inequality.
17. To be respected.
18. For no one to decide for us.
> 1.برای این که به عنوان انسان، آزاد زندگی کنیم.
> 2.برای این که برده نباشیم.
> 3.برای این که از رفاه برخوردار شویم.
> 4.برای این که حق انتخاب داشته باشیم.
> 5.برای این که در ترس و وحشت زندگی نکنیم.
> 6.برای این که آواره و تحقیر شده نباشیم.
> 7.برای این که مجبور به قبول آن چه دوست نداریم نباشیم.
> 8.برای این که حق و حقوقمان پایمال نشود.
> 9.برای این که آزادی بیان داشته باشیم.
> 10.برای این که آزادی اندیشه داشته باشیم.
> 11.برای این که از آزادی احزاب برخوردار باشیم.
> 12.برای این که زجر و شکنجه نشویم.
> 13.برای این که کسی حق اهانت به ما را نداشته باشد.
> 14.برای این که بتوانیم از شغل و کار برخوردار باشیم.
> 15.برای این که اسیر جهل و خرافات نباشیم.
> 16.برای این که قربانی بی عدالتی و نابرابری نباشیم.
> 17.برای این که مورد احترام واقع شویم.
> 18.برای این که کسی به جای ما تصمیم نگیرد.
اما مطلبی که ذهن هر ایرانی را به خود مشغول می نماید این است که چگونه بعد از صد سال و اندی از انقلاب مشروطه هنوز دست و گریبان با حکومت های خود کامه در ایران می باشیم.به اعتقاد من حکومت های خودکامه از خودکامگی مردمان ان سرزمین به وجود می ایند و این بستر برای رشد و به قدرت رسیدن انها فراهم می شود.عوامل داخلی و خارجی هم همیشه در این زمینه تاثیر گذار بوده است.به اقای خمینی بنگرید که چگونه با برخی شعارها بر اریکه قدرت تکیه زد و جامعه ایران را به ورشکستگی کامل رسانیدو نگاهی هم به رفتار و کردار اقای خامنه ایی و بیت ایشان داشته باشید که چگونه ممکن است یک فرد که با شعر و موسیقی اشنا بود، امروز تبدیل به خون اشامی شده است که جان ،مال و ناموس مردم برای او ارزشی ندارد.تنها چیزی که برای او مهم است اقتدار و قدرت طلبی است.سوال اینجاست که چگونه چنین افرادی وقتی به قدرت می رسند انهم از نوع ایدئولوژی مذهبی خودشان را صاحب یک ملت می دانند و پاسخگو به مطالبات مردم نیستند! ایا همه دیکتاتورها دچار بیماری روانی هستند?یعنی پول و قدرت و تملق گویی اطرافیان یک فرد را می تواند اینقدر فاسد نماید?براستی چرا دیکتاتورها از سقوط هم پند نمی گیرند و حاضر هستند با کشتار و تباهی مردم خود، بخواهند چند صباحی در قدرت بمانند.How can the political leaders of a society, especially in autocratic and dictatorial governments, strip everything out of their own people, and eventually fall into the abyss. The history is witnessed by the dictators who have gained power sometimes, either by popular vote or by coup, and each of these people may have sought the happiness of their people before they came to power. Perhaps each of them has a nationalistic sense. They came to Fascism, which Hitler was the example.
But the thing that carries the mind of every Iranian is how after a hundred years and some of the Constitutional Revolution still we are dealing with our own governments in Iran. I believe that autocratic regimes of the autocracy of the peoples of the land arise and provide a platform for their growth and power. Internal and external factors have always been influential in this regard.
Look at Khomeini and how he choked with some slogans on the power and put Iran’s society into complete bankruptcy and looked at the behavior of Khamenei and his Beit Have a look at how a person who is familiar with poetry and music today may have become bloodthirsty who considers no value for life, property, and honor of the people.
Only what matters to him is authority and power. How such people, when they come to power, consider themselves to be of a nation as their own religious ideology and are accountable to the study. Are your people! Are all dictatorship with mental illness, that is, the money and power and flattering of an individual’s surroundings can be so corrupt? Indeed, why dictators do not understand the collapse and are willing to kill some people to remain in power with the killing and ruin of their people.
The recognition of the psychological characteristics of the dictators in the world is easy and does not seem to be difficult because the history of most of them, such as the former Soviet leader Joseph Stalin, the leader of the Marxist leader Mao Zedong, the oppressed President Saddam Hussein Iraq, and Gaddafi are available to all, and one can study the conditions that made them a dictator.
Do dictators suffer from mental illness? This is the simplest and most misleading definition of dictatorship. This idea is also very disappointing. Intellectual disorders are in fact related to the diagnosis and understanding of psychological problems rather than the disturbance of antisocial personality.
While dictators are constantly taking steps to maintain their strength, such decisions cannot be made by a person suffering from mental illness. Accepting that such a ruler tries to look like a psychic is very difficult. For example, they are not only talking to their surroundings but also themselves.
Experts say that, for example, when Stalin described a traitor, not only did he create the conditions that others believed in, but also prepared his own mind to accept this problem. The same has been seen in Muammar Gaddafi. The former Libyan leader not only knew well about his opponents in his administration, but also informed the opposition throughout his country, but from the outset, the Arab Spring repeated that all Libyans were my supporter and died to defend me. This Gaddafi thought was, until the last moment, killed by the same opposition with him.
Scott Atran, a professor at the University of Michigan, who has been studying for over two decades about powerful rulers and men in the world and who has spoken directly with many of them, concludes that moving toward morality, not sadism and greed Courage forms the personality of powerful people. He says that Adolf Hitler, for example, spent $ 100 million to justify his actions and provide logical evidence to others.
Most leaders in democratic countries bring in people who criticize their actions, but the dictators lead their lives in such a way that such individuals play the lowest role. “The dictator’s rulers are suffering from mental illness, but it does not matter to me how it changes over time,” said Professor Franck Dickmore, a professor at the University of Hong Kong and author of Mao’s book on the subject.
It’s a question that has engaged me in my mind. ” He goes on to say that for a long time, Mao had the power and was getting worse and worse day after day, and eventually he only lived in his cocoon. According to many psychologists, the authoritarian leaders cannot properly and reasonably examine their relationship with the other.
A report by three researchers at the University of California, In 2003, states that dictators change their mindset and personally create new thinking for themselves. The report also emphasizes: There is a tendency for powerful people to take credit for themselves that are not in the real world and at the same time make their world around them much more automated and easier to imagine.
Saddam Hussein is a real example of this; he did not stop his hollow claims even when he was attacked in Baghdad. Professor of Psychology at the University of Washington, Renna Brooks, also says that dictators tend to show their strength and ability more than realities. In fact, they see themselves as a hero, and when this belief is challenged, they can no longer be prevented from their actions, because in this situation their main characters are questioned. But the third hypothesis is about dictators.
For example, the president of Zimbabwe, Robert Mugabe, has been a Fortnum in his youth, and his ancestors say he did not have at the time any authoritarian thoughts, but now he does not listen to other words and has become a tyrannical ruler. Psychologists believe that in the case of Mugabe, one can only say that he has drawn his full power to such a corruption. Today, the bloodshed of Assad is not about anyone, more than 40,000 people are killed and two million people are surprised at the incident. What power is a person is willing to destroy a nation to survive? In a research conducted by the University of Columbia Psychology team, titled “How corrupting power”, it is said that what mechanism would lead to corruption in power? In fact, it should be said that power alone is not a factor in changing personality, but what makes a powerful person a dictator is that he is constantly moving away from the concerns that ordinary people in the community are involved with and This is the first step to change thoughts, because scientifically, their cortisol hormone decreases; a hormone that only increases with stress and helps the body to increase blood glucose and blood pressure in response to stressful conditions.
But at the same time affects creativity and memory.
The report says it is stressful that immorality and tell-tale libel are also stressful. The liar must be attentive to his or her own words and environmental conditions, and in such a situation, only the stress of the individual increases, but in the dictators, other factors reduce stress, and therefore they are more likely to be reluctant than others. Of course, none of these factors justifies dictatorial crimes throughout history, while our brains are not ready for absolute power. Under these circumstances, dictators may fight for the last moment because they never assume that there is an end to them.
Gaddafi could withdraw from power before he could lose everything and be killed, and Mubarak could leave Egypt a few weeks before the day he was forced to resign. Hitler also had the ability to take the path of peace, and Saddam was able to make another difference. Assad also had the time to not bring Syria to this state of affairs. But it should not be forgotten that dictatorships, as they have strong military power, are psychologically weak in their ability to retreat, which is why they are always welcomed for destruction in the same interest in survival.
But all these discussions Can Khamenei have a message to change his behavior and not ruin Iran more. Does Khamenei suffer from paranoia? Paranoid, in its general definition, is a situation in which a person is tortured to his physical and financial health. This kind of people constantly thinks that human, natural or supernatural factors threaten their property and their families, and everyone is thinking of a conspiracy against them.
This disease is one of the spittle species. Paranoid flushing is a serious and chronic illness that misses the person touching the reality and may lead the person to many dangerous situations. Paranoid flushing syndrome includes visual hallucinations, such as hearing a tangled voice, such as supposing that your partner wants to poison you.
Anger, Corruption, Violence, Speech Problems, Head of Behaviour, Thought, and Suicide Acting In Paranoid Flooding It seems that a person is more likely to be involved with bad behavior or bad thoughts, such as the difficulty of thinking, concentrating, or Attention is.
Emil Kraepelin (1929-1929), a German psychiatrist, in his initial attempt to classify mental illness, used the term “absolute paranoia” to describe the psychological state of illusion, which is the main component, but this illusion does not cause any serious harm to the health There is no reason for the person to enter, and there is no sign of other diseases, such as dementia praecox, which is an old term for schizophrenia. Paranoid, in its original Greek meaning, means frenzy (para = out and nous = intellect). Using this lexical root, Christina created a name for the illusion of thought.
According to his definition, any illogical thoughts, without self-destructive emotions, fall into this category. For example, someone who has an illusion that is an important political or literary person can fit in the category of people with absolute paranoia.
Although the term “absolute paranoid” is not used anymore, the term “delusional disorder” has been replaced, but newly used to describe a person who suffers from her illusions so much because this person thinks Damage or annoyance is happening or is going to happen.
The person imagines that someone is going to hurt and harm him. Examples of Clinical Paranoia In general, and unconditionally, using the term paranoid, we can say that paranoid illnesses can include cases that a person thinks is wanted, for example, Stalin is a typical example of a paranoid person. This item could give rise to a good question that, as regards Stalin, its enemies were not really illusory. Is it possible that having too many enemies is not enough to get paranoid?
This topic has led to many philosophical debates that have led to this joke; “You do not have the paranoid that someone will not kill you.” Paranoid treatment Paranoid treatment is more than anything done with behavior therapy. Whose purpose is to reduce the susceptibility of the affected person to criticisms as well as to strengthen his social abilities.
Dealing with paranoid individuals is very difficult because they are very short-lived and their behavior is usually hostile and emotionally very close and reluctant to any activity. For this reason, the treatment of this problem is adversely affected. For the treatment of these people, he must first try to break his doubtful circle and, with relaxing exercises and anxiety control, get out of isolation, and with help, The physician and his relatives made some fundamental changes to their behaviors.
The emergence of paranoia in general culture In today’s popular culture, paranoia has found many forms and ways of expressing itself to believing that they have a particular power or are on a special mission (the great delusion) of conspiracy theory, or of believing that totally irrelevant news and events, In fact, the components are a large plot and plot. I hope that the people of Iran will force the autocratic regime in Iran to step down. Otherwise, dictators will never give advice, and the regime of the Islamic Republic, like other dictatorships, is falling.
باید اذعان کنیم که اقتصاد بدون اخلاق و بدون اهرمهای نظارتی و مملو از فساد و رانت خواری جمهوری اسلامی همراه با پدیده آقازاده ها که با فراغ بال و مصونیت های قضائی ثروت های هنگفتی را به جیب زده اند، اقتصاد ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده و قطعا بزودی به قهقرا خواهد برد. البته بحث سقوط اخلاق از اقتصاد و فراگیر شدن دزدی، خیانت، دروغ و همه پستیها، جامعه ایرانی را در معرض انحطاط و سقوط قرار داده است.
اقتصاد ایران سالهاست که از پدیده دلال بازی و واسطه گری رنج می برد. این پدیده که جهت انجام هر عملی نیاز به واسطه خواهی داشت به عنوان قانونی نانوشته در جامعه ایرانی رواج پیدا نمود. بعد از انقلاب ایران و به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها، فرزندان و وابستگان این آخوندها به عنوان واسطه هایی مهم جهت پیشبرد امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از طریق پدران خود وارد صحنه شدند و پدیده ای به نام “آقازاده ها” در ایران شکل گرفت.
این پدیده به خصوص بعد از سال 1989 میلادی و دوران به اصطلاح سازندگی که با پروژه های عظیم اقتصادی همراه بود، گسترش پیدا کرد و این آخوندها و در راس آنها هاشمی رفسنجانی با سپردن پروژه های اقتصادی به فرزندان خود، طبقه مرفه آقازاده ها را شکل دادند که در برخی نوشته های ایرانی از آنها با عنوان “بنزسواران قمه کش” نیز یاد می شود.
بنزسواران قمه کش اصطلاحی است که به این افراد می دهم؛ چرا که یک شبه و در حالی که از نظر اخلاقی و فرهنگی در حد افراد قمه کش خیابانی بودند، توانستند به ثروتهای هنگفتی دست پیدا کنند. آقازاده های جمهوری اسلامی نه تنها مسائل اقتصادی، بلکه تمام عرصه سیاسی و فرهنگی جامعه را جولانگاه خواسته ها و امیال خود کرده اند بدون اینکه در معرض هر گونه تحقیق و تفحصی قرار گیرند
رسیدگی به پرونده های فساد اقتصادی در سایه آزادی عمل آقازاده ها
زمانی که فساد و چپاولگری آقازاده ها همه سیستم اقتصادی و اجتماعی ایران را تحت الشعاع قرار داده بود و وجدان جامعه به شدت به این قضیه می تاخت رهبر جمهوری اسلامی در ظاهر دستوری را برای مقابله با این پدیده صادر نمود اما در عمل نسخه دیگری به اجرا گذاشته شد. در عمل یک نوجوان در تهران به خاطر سرقت 70 هزار تومان اعدام می شود اما دانه درشت ها و آقازاده ها که کل اقتصاد مملکت را غارت نمودند در پناه قدرت سیاسی پدران خود در مصونیت کامل به سر می برند و احیانا اگر به خاطر برخی رقابت های سیاسی زیر پای یک نفر را خالی می کنند دادگاهی فرمایشی برای وی تشکیل می دهند که در نهایت به تبرئه وی می انجامد.
در سال 2013 میلادی، حدود 9 درصد از بودجه 727 هزار میلیارد تومانی کل ایران که رقمی در حدود 80 هزار میلیارد تومان می شد در قالب تسهیلات به آقازاده ها و یا به سفارش آنها به افرادی دیگر پرداخت گردید اما خبری از بازگشت این مبالغ به بانک ها نشد. بر اساس گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی در سال 2013، بدهکاران بالای یک هزار میلیارد ریالی61 نفر می باشند که مبلغ کل تسهیلات غیرجاری آنها حدود 152 هزار میلیارد ریال می باشد و در حدود 19 درصد کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی را تشکیل می دهد. همچنین بدهکاران بالای 500 تا یکهزار میلیارد ریال را 112 نفر اعلام نمود که مبلغ کل تسهیلات غیرجاری آنها حدود 77 هزار میلیارد ریال برابر با حدود 10 درصد کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی کشور است و بدهکاران بالای 500 میلیارد ریال را 173 نفر اعلام کردند که جمعا به مبلغ 230 هزار میلیارد ریال که حدود 29 درصد از کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی را تشکیل می دهند.
مهم ترين دليل شــکل گيری و انباشت معوقه های بانکی در ســال های گذشــته مداخله در نظام بانکی ایران است؛ یعنی دخالت ها نفوذ دانه درشت ها و آقازاده ها در نظام بانکی .
از نظر سیستماتیک، این تسهیلات معوقه در سایه فساد اقتصادی روزافزون، بی انضباطی مالی و افزایش کسری بودجه و چاپ پول بدون پشتوانه و در نهایت بدهی کشور به کشورهای خارجی و بانک های جهانی را سبب گردید.
تسهیلات بانکی به افرادی پرداخت گردید که با استفاده از رانت های خاص و با لابی گری موفق به دریافت وام شدند و بعد از آن از پرداخت آن سرباز زدند و بیشترین حجم بدهی ها به این گروه تعلق دارد. این دانه درشت های فساد اقتصادی کشور که اینچنین نظام اقتصادی را برهم ریخته اند آنچنان از مصونیتی آهنین برخورداند که تاکنون هیچ اقدامی در جهت معالجه اساسی این مساله صورت نگرفته است و این مساله باعث جمع شدن کل ثروت جامعه در دست عده ای معدود گشته است.
سانسور خبری فساد اقتصادی توسط مسئولان ارشد نظام جهت سرپوش گذاشتن بر فعالیت آقازاده ها
در جمهوری اسلامی هیچگاه به ضعف اعتراف نمی کنند و ریشه تمام مشکلات و مصائب را به گردن دشمن های خارجی می اندازند. از علل اصلی عدم اعتراف به ضعف ها و فسادهای اقتصادی این است که مبادا نقش آنها در فساد اقتصادی برملا گردد و از این طریق موقعیت این مافیاهای اقتصادی به خطر بیفتد.
فساد اقتصادی باند هاشمی و احمدی نژاد و روحانی و فرزندانشان که آخری ها به “آقازاده های نوظهور” ملقب گشتند، شکی باقی نمی گذارد که سیاست های جمهوری اسلامی بر اساس کتمان فسادهای اقتصادی گام برمی دارد چرا که محاکمه ای علنی و آشکار از مفسدان حقیقی اقتصادی، ریشه این فسادها را به بالاترین دستگاهها و نهادهای نظام می رساند به همین خاطر جهت انحراف اذهان و افکار عمومی از عوامل اصلی فساد که در واقع خود مسئولان عالیرتبه نظام می باشند، دستگاه قضائی شروع به پرونده سازی، محاکمه و اعدام و زندان دانه ریزهای فساد اقتصادی می کند تا مفسدان حقیقی و آقازاده ها مجال فعالیت مجدد برای چپاول را داشته باشند.
سازمان شفافیت بینالملل (Transparency International) که آمار رواج فرهنگ رشوه دادن و فساد مالی را هر سال در کشورهای دنیا منتشر می کند، گفته از سال 2005 به بعد و از زمانی که ترکیبی پیچیده در طیف وسیعی از سیاست های اقتصادی نادرست در دستور کار اقتصاد ایران قرار گرفت، “بی سابقه ترین سطوح فساد هم در اقتصاد ایران” اتفاق افتاده است.
نتیجه گیری:
پدیده آقازاده ها و فساد اقتصادی در ایران علت و معلول همدیگر هستند و هر کدام به عنوان بستری برای رشد دیگری عمل می نماید. اعلام رتبه 145 ایران از میان 177 کشور در زمینه شفافیت اداری و میزان فساد مالی از سوی سازمان شفافیت بین الملل به خوبی موید این مطلب است که پدیده آقازاده ها و فساد اقتصادی، پدیده است که هر کدام در بستر دیگری رشد می کند و همچنین هیچ گونه اراده حقیقی برای مبارزه با آن وجود ندارد چرا که منتفعان اصلی این پدیده ها خود مسئولان عالیرتبه نظام اند و هر گونه مبارزه با این پدیده از سوی مسئولان نظام در واقع، مبارزه بر علیه خود و در نهایت محکوم کردن خود است که در نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی که چندین خانواده به صورت مادام العمر بر ممتلکات نظام چمبره زده اند، عدالت و دست بریدن ها و اعدام ها تنها برای گرسنگان و مردمان عادی است تا بدینوسیله در شعارهای عوامفریب عدالت جوی خود از آن حوادث استفاده نمایند و آن را به مثابه عدالت حقیقیِ اسلام معرفی نمایند و از سوی دیگر نگاه ها را از مفسدان دانه درشت دور نگه دارند.
We know that Iran economy is falling because of it lacks ethics principle and monitoring institutions; In this economy corruption and bribery is everywhere, the blue bloods a militants get wealthier ad wealthier with the immunity from juridical system. These factors will put Iranian economy behind and makes it regressive instead of progressive. However, this is not limited to the economy as the popularity of stealing, betraying your own country, lying, and all these evil and vices can take down the whole society and decay it.
Iranian economy is suffering from the phenomena of middlemen and corruption. After the Islamic revolution, and sheikhs and their children and families got the power in Iran. They become one of the important players in Iranian economy who are active in lots of different spheres like culture, politics and most importantly economy. They formed today’s Iranian blue blood; they alongside with Basij, Sepah, and close circle of the supreme leader crashing the Iran’s economy. Nowadays, having someone as a middleman to do help with even the normal economical activities, became a norm.
This kind of corruption by blue bloods reach to its pick in the so-called reformation period around 1989 by the leadership of Rafsanjani, who gave huge economical projects to the blue bloods and their children and that fattened them up and made a specific social class which is still active in Iran and sometimes referred as “ruffian Mercedes riders”.
The term Ruffian Mercedes riders suits them so much as they earned their wealth over night and got the power that they do not deserve it. Islamic republic ruffians not only invade the Iran’s economy but also invaded other area like politics and culture too without any consequences.
Lots of Corruption Cases in The Court, Freedom for Blue Bloods
When there was a high rate of corruption due to the exploitation of the power and position by blue bloods, supreme leader ordered the juridical system to stop these corruptions but in action a different interpretation of that order has taken place. In Tehran a young boy has been hanged because of stealing 70,000 Toman, while big heads and blue bloods were exploiting the whole national wealth under the immunity of their fathers and families. And even if one of them reach to the formal court, he finally will be exculpated.
In 2013, 9 percent of the whole Iran’s 727 thousand billion Toman budget, which will be about 80 thousand billion, has been given away to blue bloods in the form of loan. Loans that have not been repaid at all. Based on a report by Iran central bank in 2013, the number of debtors over 1 thousand billion toman is 61, their debt in total is 152 thousand billion toman, which is the 19 percent of the debts to the whole Iranian banking system. Also, there are 112 individuals whose debs are over 500 thousand billion and their total debt is 77 thousand billion which makes 10 percent of the total debts to the banking system; and there are 173 individual who has over 500 billion rials, who have 230 thousand billion rials which makes 29 percent of the whole debts to the banking system.
Last year, the most important factor in development and accumulation of late payments in the banking system was intervention of big shots and blue bloods into this system. From a systematic point of view, these unpaid debts, alongside with an economy which increasingly become unorganized, and with the debts the whole country has to foreign countries and international banks, push inflation to its highest value in recent years.
Lots of loans have been paid to these blue bloods and militants, all of them who refuse to pay back their debt and produce such a big debt to the banking system. They are all have a immunity shield against the juridical system that none of them get prosecuted or none has been ever under investigation. This is the accumulation of the wealth on the few, a phenomenon that Islamic revolution was supposed to stop and fight against it. After more than 40 years after the revolution not only this corruption has been stopped but it become increasingly worse.
Censorship on Economical Corruption news by High Authorities of the Regime
Islamic Republic, like many totalitarian regimes, never accept any fault or weakness and refers all the problems to a hypothetical foreign enemy. The main reason is that the root of all these problems is in the economical mafia which consists of the body of the whole ruler class in Iran. Therefore, accepting any criticism means accepting self-criticism which is not align with totalitarian character of the ruler class.
The juridical system cannot prosecute the main and big shots of the economical mafia, big mafia groups like Khamenei, Hashemi, Ahmadinejad, Rouhani which is famous for “new blue bloods”, as the whole juridical system is governed and control by these groups especially supreme leader; Therefore, the system needs to put the blame on some small and none important individuals. For this purpose, the system will make a show for the public and make some formal, unfair courts which will end up with hanging some none major player in these mafia groups. And blue bloods are freely exploiting the whole Iran’s economy.
Transparency International, an institution which reports the statistics of the bribery and corruption around the world, announced that since 2005 when the Iran’s economy has gone under complexity and incorrect policies, a new high corruption develops in Iran’s economy.
Conclusion:
The blue blood phenomena and economical corruption are bound together in Iran. Each of which use the other one as a base to grew. According to Transparency International, Iran’s position among 177 countries in terms of level of financial corruption is 145 and this alone shows that how the above mentioned phenomena are widely affects Iranian society and also that there is no will to stop them. As mentioned earlier, the main players of the corruption are the high authorities who are responsible to fight against the corruption. In fact, they need to fight against themselves. In Iran justice, cutting off the hands, hangs are only for the poor, hungry people, or normal people. The ruler class uses these people to show that the juridical system is working and express them as the Islamic justice and keep the all the major player hidden from the public.
Today, Iran’s society and culture have fallen down due to the 4 decades of corruption in the ruler class.
اعدام قتل عمد دولتی است! علیه اعدام و نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اعدام بپاخیزید
اعدامها در ایران، دو دوران دولت رئیسی نیز شدت یافته و بر خلاف ادعاهای رژیم، فضای امنیتی و ارعاب و صدور احکام غیر منصفانه برای فعالان مدنی تداوم یافته است. به نظرم صدور و اجرای حکم اعدام، همان قتل عمد دولتی است اعدام جنایت سازمان یافته و آگاهانه دولت و نهادهای قدرت علیه مردم بیدفاع است. قربانیان اعدام هر که باشند، در این واقعیت تغییری نمیدهد که جمهوری اسلامی بخاطر ارعاب جامعه و گستراندن چتر اختناق اعدام میکند. اعدام نه “مجازات” است و نه با رایج بودن قانون اعدام هیچگونه “عدالتی” در جامعه اجرا میشود. ما باید برای الغای بی قید و شرط مجازات اعدام تلاش کنیم و از جنبش برای لغو اعدام در ایران و هر جای جهان قاطعانه حمایت کنیم. مبارزه با مجازات اعدام و متوقف کردن آن مستلزم یک تلاش گسترده و سراسری برای درهم کوبیدن ماشین جنایت اسلامی است . تلاش و مبارزه برای لغو اعدام را گسترش دهیم، رژیم اسلامی ایران هر هشت ساعت یک نفر را اعدام می کند… از جامعه جهانی کمک بخواهیم…
Execution is a deliberate government murder. rise against the execution and human rights abuses by the Islamic Republic of Iran. 
Executions in Iran have also aggravated during the course of the two periods of Ebrahim Raisi’s government, and contrary to Islamic regime claims, the security environment, intimidation and the issuance of unfair sentences for civil rights activists have continued.
In my opinion, the issuance and execution of the death sentence is the deliberate state-sponsored murder.
The execution is both organized and deliberate crime of the state and the institutions of power against the defenseless people. Whoever the victims of the death penalty is, the fact does not change t that the Islamic Republic uses execution as a means for intimidating the society and expanding its umbrella. Execution is neither a “punishment” nor a means to expand justice in society.
اعدامها در ایران، در دوران دولت حسن روحانی نیز شدت یافته و بر خلاف ادعای دولت بنفش، فضای امنیتی و ارعاب و صدور احکام غیر منصفانه برای فعالان مدنی تداوم یافته است.
ما بعنوان فعالان مدنی، اعلام می کنیم که صدور و اجرای حکم اعدام، همان قتل عمد دولتی است. اعدام، جنایت سازمانیافته و آگاهانه دولت و نهادهای قدرت علیه مردم بیدفاع است. قربانیان اعدام هر که باشند، در این واقعیت تغییری نمیدهد که جمهوری اسلامی بخاطر ارعاب جامعه و گستراندن چتر اختناق اعدام میکند. اعدام نه “مجازات” است و نه با رایج بودن قانون اعدام هیچگونه “عدالتی” در جامعه اجرا میشود. ما فعالان جنبش زنان، برای الغای بی قید و شرط مجازات اعدام تلاش میکنیم و از جنبش برای لغو اعدام در ایران و هر جای جهان قاطعانه حمایت میکنیم. مبارزه با مجازات اعدام و متوقف کردن آن مستلزم یک تلاش گسترده و سراسری برای درهم کوبیدن ماشین جنایت اسلامی است. تلاش و مبارزه برای لغو اعدام را گسترش دهیم، رژیم اسلامی ایران هر هشت ساعت یک نفر را اعدام می کند… از جامعه جهانی کمک بخواهیم.
Executions in Iran have dramatically increased during the Hassan Rouhani’s government, and as oppose to the ‘Purple Government’ claims, the security monitoring and the Regime’s intimidations, and unfair and unlawful trials and sentences for the political prisoners and civil rights activists have continued.
As civil activists, we declare that the issuance and execution of the death sentence is a deliberate murdering act that is implemented by the [Iranian Islamic Republic] state.
Execution is the organised and deliberate crime of the [Iranian Islamic] state and the related power institutions against the innocent and defenceless people. Whoever the victims of the executions and death sentences are, it does not change the reality that in fact, the Islamic Republic is conducting these activities for intimidating the society and expanding its power and oppression over people. Execution is not a ‘punishment’, that would have a positive impact on crime prevention. The expansion of the death penalty and its legitimisation through the Iranian Sharia Law does not bring any ‘fairness’ treatment to the Iranian society.
We as the social activists work hard to push the Iranian regime for the unconditional abolition of the death penalty and we strongly support the movements that are concerned about this matter across the world in order to abolish executions in Iran and elsewhere. Standing and fighting against the death penalty and efforts for stopping and knocking down the Islamic crime machine require extensive, comprehensive and global efforts.
Let’s expand and increase efforts for stopping and abolishing the executions [by the Iranian regime]. The Islamic regime of Iran executes one person every eight hours.
Let’s ask for help from the international community.
In the past whoever who was stealing, was a criminal. nowadays whoever who finds out about the a robbery and expose it to the public, is recognised as a criminal. It is an establishment in iran that whoever who expose the financial wealth of the this regime is a criminal. it is exactly the same as the dog who is knowns as unclean as the dogs were used to expose the thefts during nights. 
In the new plan of the Islamic Consultative Assembly of the parliament, the members handed over internet wiretapping to a working group with unknown members under the supervision of the Attorney General of the judiciary. 
In fact, in order to intercept people’s internet communications, parliament legally abandoned the court’s formalities and launched a field trial.
Water and electricity problems, inflation, sanctions, unemployment and vaccines that don’t matter! ignore those problems and miseries because misery shouldn’t leak anywhere! Well done with all this deliberation and compassion.
In my opinion, behind this plan there is only the fascist leader of this regime, who had repeatedly referred to the control of cyberspace in his speeches. It didn’t matter who represented parliament or the president.
Down with dictators and dictatorships
چندی پیش مقامات و نهادهای رژیم، برای بازدید از اجرای احکام اعدام خیابانی فراخوان عمومی داده اند. بر ماست که همچنان با این حکم غیرانسانی، بدوی، جنگلی و قرون وسطاییِ رژیم اسلامی مقابله کنیم. 
حضور مردم در مراسم اعدام خیابانی، به هدف رژیم اسلامی در ترویج و عادی سازی خشونت در جامعه ، ترساندن مردم، و همچنین دهن کجی به جامعه جهانی کمک می کند، پس باید مانع شویم.
Recently, regime authorities made an announcement requesting public to visit the on-the-street-execution.
It is on our shoulders to confront this inhumane, primitive, medieval creed of the Islamic regime.Presence of the public on the street to witness the execution not only fuel the regime attempt for both formalization and promotion of terror, but would end up in displeasing of international community. Therefore, we are required to stand still and defy.


من نه شوق رفتن به بهشت ملاها را دارم نه خوف از جهنم آنها. برای من و امثال من، بهشت انجاییست که ازادی و حقوق بشر باشد، حرمت انسانی باشد، سرکوب نباشد. یعنی اسلام نباشد و حکومت اسلامی نباشد.امروز جنگی فرهنگی بین حکومت اسلامی و زنان در جریان است، نه تنها در ایران؛ بلکه در تمام جهان اسلام این نبرد وجود دارد. ما نسلی هستیم که می خواهیم جهنمی اختیاری داشته باشیم، تا بهشتی اجباری توسط اسلامگرایان شیعه یا سنی. ما زنان و جوانان امروز، خواستار آزادی و حرمت انسانی و احترام به شعورمان هستیم. ما نمی خواهیم با شریعت و زور فقهی حاکمان، به بهشت اجباری برویم، ما ترجیح می دهیم جهنم اختیاری برویم… شرم بر زورگویان اسلام مدار
I am interested to go to neither paradise of which Mullahs are promoting, nor the horrifying hell of theirs.
For me the paradise is a place wherein human beings are respected and human rights and freedom co-exist. That which means neither Islam nor Islamic government. 
There is an ongoing cultural war between Iranian young people and Islamic regime these days, not only in Iran but it exists all over the Islamic world.
We are the generation wishing to go to hell voluntarily instead of being taken to paradise forcibly by Islamist.
We, the young and females, demand freedom and respect for human being.
We do not want to go to paradise forcibly by be being obedient to the rules of sharia, we prefer to go to hell willingly.
Shame on Islamic tyranny
ما خواستار تشکیل یک «کمیته حقیقت یاب» بین المللی برای بررسی و افشای جنایات رژیم اسلامی ایران و اعمال تحریمهای دیپلماتیک مقامات این رژیم هستیم، چون: 
▪️قوه قضائیه ایران مرتکب «قتل عام» و «نسل کشی» سیستماتیک شده است.
▪️ایران دارای بالاترین نرخ اعدام در جهان به نسبت جمعیت است
▪️ایران دارای بیشترین تعداد پرونده قضایی در جهان به نسبت جمعیت است
▪️ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان است
▪️ایران بزرگترین ناقض حقوق زنان است
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که در آن وکلا بخاطر انجام امور حرفه ای زندانی می شوند
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که ازدواج کودکان را رسماً به ثبت می رساند
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که با تشکیل دادگاههای ویژه روحانیت عملا شهروندان خود را درجه بندی کرده است . (تبعیض صنفی)
▪️ایران یکی از بزرگترین ناقضان آزادیهای مذهبی در جهان است
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که افراد با ادیان مختلف در برابر قانون یکسان نیستند(تبعیض دینی)
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که میان زنان و مردان در اجراء مجازات تبعیض قائل می شوند (تبعیض جنسیتی)
▪️ایران تنها کشوری در جهان است که قوۀ قضاییه در قتل عام زندانیان سیاسی مستقیماً نقش داشته است؛ در سایر موارد مشابه در جهان این نیروی های نظامی، امنیتی و نهایتاً قوۀ مجریه بوده اند که درقتل عام ها و نسل کشی ها مسئولیت داشته اند
یادآور می گردد اگرچه نسل کشی در سایر نقاط جهان نیز متاسفانه رخ داده است اما ایران تنها کشوری در جهان است که نظام حاکم برآن و بویژه قوۀ قضاییه در زمان صلح عامداً، سیستماتیک و بطور کاملاً برنامه ریزی شده و از طریق مجاری رسمی و با آگاهی تام و کامل تمامی مسئولان و رهبران نظام و حتی با اختصاص بودجه مصوب، اقدام به اجرای پروژه های متعدد نسل کشی کرده است.
We call for the establishment of an international “fact-finding committee” to investigate and expose the crimes of the Islamic Republic of Iran and to impose diplomatic sanctions on its officials, as:
Iranian judiciary has committed “systematic massacre” and “genocide”.
Iran has the highest execution rate in the world in terms of population
Iran has the largest number of lawsuits in the world in terms of population
Iran is the largest prison for journalists in the world
Iran is the biggest violator of women’s rights
Iran is the only country in the world where lawyers are imprisoned for doing professional work.
Iran is the only country in the world that officially registers child marriage
Iran is the only country in the world that has practically graded its citizens by establishing special clerical courts. (Union discrimination).
Iran is one of the biggest violators of religious freedoms in the world.
Iran is the only country in the world where people of different religions are not equal before the law (religious discrimination)
Iran is the only country in the world that discriminates between men and women in the execution of punishment (gender discrimination)
Iran is the only country in the world where the judiciary has been directly involved in the massacre of political prisoners; In other similar cases around the world, it has been the military, security forces, and ultimately the executive branch that have been responsible for massacres and genocides.
It is noted that although genocide has unfortunately taken place in other parts of the world, Iran is the only country in the world where the ruling system, and especially the judiciary in times of peace, is deliberately, systematically and thoroughly planned and through official channels and with awareness. All the officials and leaders of the system, and even with the allocation of the approved budget, have implemented various genocide projects.

نقض خشن، گسترده و مستمر حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران هم چنان ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی تاکنون نه به احمد شهید، نه به عاصمه جهانگیر و نه به جاوید رحمان، نمایندگان ویژه سازمان ملل اجازه ورود به کشور و بازدید از زندان ها را نداده اند. رژیم فاشیستی مذهبی ایران، همچنان خشونت علیه فعالان جنبش های اجتماعی و مدافعان حقوق بشر را افزایش داده است. از سویی دیگر، بازداشت ها، شکنجه، پرونده سازی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام هم چنان ادامه دارد. سرکوب مخالفان با شدت ادامه دارد و رژيم می کوشد مردم را نسبت به زنده و پويا بودن جنبش مدنی و دموکراسی خواهی مايوس سازد . اخیرا نیز گروهی از معترضین، دانشجویان، کارگران، فعالان جنبش زنان و فعالان سایبری و وبلاگنویسان در ایران بازداشت شده اند.
طبق گزارش ها، زندانیان سیاسی در وضعیت دشواری به سر برده و از همه حقوق انسانی خود محروم هستند. آنها مدام در معرض بازجویی قرار دارند. اذیت و آزار در زندان ها پایانی ندارد. بدرفتاری در زندان ها یک امر عادی گشته و نیازهای درمانی زندانیان بیمار به عنوان وسیله ای برای از پای در آوردن آن ها تبدیل شده است. خطر مرگ بسیاری از زندانیان سیاسی را تهدید می کند. هم اکنون تعدادی از زندانیان شدیدا بیمار و نیازمند مراقبت های پزشکی ویژه هستند. اما بازجویان حکومت از رعایت حقوق اولیه و انسانی آن ها سر باز می زنند.اکنون بر ماست که صدای اعتراض خود را علیه نقض گسترده حقوق بشر، شکنجه و آزار زندانیان سیاسی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام علیه مخالفان سیاسی پر طنین تر کنیم، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به بازداشت ها و شکنجه و زندان مخالفان حکومت شویم. بعنوان یکی از فعالان حقوق بشری مدافع آزادی و برابری، جدایی دین و دولت، دموکراسی، حقوق بشر، و رفع هرگونه تبعيض، تمامی نیروهای دمکرات و آزادیخواه را به همگامی در کارزار برای آزادی زندانیان سیاسی و اعتراض علیه نقض حقوق بشر در ایران دعوت میکنم و از همه میخواهم در کارزاری برای افشای نقض حقوق بشر توسط رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران شرکت کنند.
Harsh, widespread and persistent violation of human rights has been continued by the regime of the Islamic Republic of Iran. Islamic regime has not allowed neither Ahmad Shahid, nor Asma Jahangir, nor Javid Rahman, UN special representatives, to enter the country to visit prisons. The religious fascist regime of Iran has continued to increase the violence against civic activists and human rights defenders on one hand whist continues detentions, torture, fake case filling, the issuance of long prison sentences, and execution on the other hand. The crackdown on the opposition is intensifying. Regime is trying hard to dishearten people of dynamism and vividness of democracy and social movement. Recently, a group of protesters, students movement activists, labour activists, bloggers, women’s movement activist and social media activist have been imprisoned.
According to the reports, political prisoners are in an utterly inhumane situation, disfranchised of all their human rights. They are constantly being interrogated. There is no end to this harsh misery. Ill-treatment is quite usual inside prisons and poor prisoner are not even have the chance to have their medical needs provided. Life of the political prisoners are in jeopardy. Currently, number of prisoners are seriously ill and in urgent need of special medical care. However, the government interrogators refuse to respect their basic human rights.
Now it is our responsibility to be the voice of the voiceless to stand against the vast violation of human rights, torture of political prisoners, heavy prison sentences, and execution of the political opponents. We demand the freedom of political prisoners whilst request for putting an end to torture and execution.
I as a human rights defender and advocate of freedom and equality, secularism, democracy, human rights, and eliminating of all types of discrimination, would invite all liberal and democrat activist to take part in a campaign for both liberation of all political prisoners and protest against violation of human rights in Iran.

My position and argument is not basically defending or rejecting sanctions, I have three points:
1- The main root of sanctions is the Islamic Republic.
2- JCPOA showed that lifting the sanctions does not save Iran, it makes the Islamic Republic worse.
3- The solution to save Iran is not necessarily the lifting of sanctions, the appropriate and rationally-correct solution is the overthrow of the Islamic Republic.

چند هفته قبل از انتخابات ساختگی ریاست جمهوری ایران خواستار تحریم در سراسر کشور افزایش یافته و کلیپ های ویدئویی در شبکه های اجتماعی نشان می دهد اعضای خانواده قربانیان رژیم ایران به کمپین تحریم انتخابات ساختگی رژیم پیوسته اند. انتخابات ریاست جمهوری ایران در کمتر از سه هفته برگزار می شود و شورای نگهبان هفت نفر را تأیید کرده است.
نامزدهای انتخابات 18 ژوئن رژیم ایران شامل قاتلان دسته جمعی ، اختلاس کنندگان فاسد ، تحریم های اروپایی و آمریکایی به دلیل نقض حقوق بشر و افرادی هستند که در ترورها و بمب گذاری های خارجی نقش داشته اند. ابراهیم رئیسی ، رئیس اصلی فرض ، یکی از عاملان اصلی قتل عام هزاران زندانی سیاسی در سال 1367بود.
Weeks before Iran’s sham presidential election calls for the nationwide boycott have amplified. Video clips on social media show family members of the Iranian regime’s victims joining the campaign of boycotting the regime’s sham election. 
Iran’s presidential election will be held in less than three weeks and the Guardian Council has approved seven individuals. Candidates in the Iranian regime’s June 18 election include alleged mass murderers, corrupt embezzlers, subjects of both European and American sanctions due to human rights abuses, and people who have been implicated in foreign assassinations and bombings. The presumptive front runner is Ebrahim Raisi, who was one of the leading perpetrators of the massacre of Thousands political prisoners in 1988.
هر دوگروه یعنی اصلاحطلب و اصولگرا در کشتار و انکارِ قتل عام مردم شبیه به هم هستند. اما چند تفاوت هم دارند:


It has been 31 years since Khamenei’s leadership. He now holds the first place in the world in the living tyrants who climbed the ladder of power and never came down. He was followed by Alexander Lukashenko with 26 years in power in Belarus, and Imam Ali Rahman with 25 years in Tajikistan. Let’s review his record in these 31 years in economics, politics, culture, security and society:
This list is much longer, and what I wrote was just a review; Much of what happened during this period is not just the product of his leadership and goes back to the nature of “religious rule” and cannot be cured without achieving a “secular democratic government”; But I did mention things that, in addition to religious rule, also determined his personal role.

It has been 31 years since Khamenei’s leadership. He now holds the first place in the world in the living tyrants who climbed the ladder of power and never came down. He was followed by Alexander Lukashenko with 26 years in power in Belarus, and Imam Ali Rahman with 25 years in Tajikistan. Let’s review his record in these 31 years in economics, politics, culture, security and society:
This list is much longer, and what I wrote was just a review; Much of what happened during this period is not just the product of his leadership and goes back to the nature of “religious rule” and cannot be cured without achieving a “secular democratic government”; But I did mention things that, in addition to religious rule, also determined his personal role.

The greedy supreme leaders, their appointees and the ruling government consider themselves as representatives of the god on the earth and behave in such a way as if they have ownership on Iran and the people. It is now over 40 years that the Iranians across the country and in various private and public places such as in the shops or in the taxi analyse and criticise the Islamic Republic’s behaviour and actions with whisper and a sense of fear and express their feelings of unhappiness, dissatisfaction and emotional pain by taking to each other. However, there is no even a single protest!
But, the question is that why there is there no resistance or action against such attitudes?! The current situation and psychological atmosphere of the civil society in Iran implies that one reason is due the regime’s pressure on the people and the imposed oppressions by the Islamic Republic of Iran’s ruling government that does not even allow a small space for critical thinking, constructive criticism. Such attitudes highlight how unstable and weak the ruling power feels from inside as if even a small movement or protest can lead to the collapse of power structures (the ruling power) in Iran.
The ruling power has put the people in hunger and poverty through the imposition of dictatorship and the implementation of oppressive policies and strategies. Undoubtedly, the root of the people’s silence against such brutal attitudes can be find in their practised tyranny that creates a situation where nobody dares nor has the power to fight or protest against it.
Now, in the subject of the obligatory month of Ramadan, this is their message to the nation: you must either fast and get the permission to enter Paradise or otherwise, we slay and give you a flaming hell of flog.
We must pay attention to the irony that the great and powerful God created man on the day of Creation with kindness and gave him autonomy, but unfortunately, the human who is the god’s most precious creation is living and struggling with torture, social and cultural and political execution, and wave of flogging and brutality in the Islamic country exploited by the oppressive regime.
The white turban mullahs of Iran say that ‘the Ramadan and fasting in an obligation rather than something that one can choose to adhere or not. Therefore, Muslims are obliged to force others to fast and pray, and do all the rituals during this time’.
The Islamic Republic of Iran wants to take people’s freedom by any way and any means, and also through the implementation of its dictatorship wants to communicate a message that ‘either follow us and go to heaven or face torture’. On this way, the regime oppresses people and takes even their basic rights such as the right of eating and drinking. This shows that this regime is actually ‘republic of obligation and oppression’ rather than the ‘Islamic Republic’!
We want freedom and want to taste ‘free living’.
We as the youths who have been suffering under the Islamic Extremists’ tortures and atmosphere of shame are wondering how in the air of darkness, stressfulness, and suppression would be able to survive under this shaming Regime? In what ways can we gain a secure life and achieve our colourful dreams?
What can people do in such a stifling atmosphere of darkness that constantly imposes forced restrictions, tightens their hands and limits their livings? In such a situation and with such conditions, we have to call Ramadan as the month nastiness, pressure and forced oppression.
Iranian mullahs describe themselves as deputy of god in Iran. 36 years passed from 1979 revolution. Every single person in Iran is living in difficulties such as, economically, politically, lack of freedom, socially. This regime kills each voice who wants to talk even a little bit against them. They spread their dictatorship and suppression because they have a religious ideology that makes them that they believe that killing and suppression are the basic principles of governing.
For example, one of these includes fasting in Ramadan. In Iran whoever who even drinks in Ramadan in the public, the religious government detain them and flogs them because of drinking water in public.
One day we will get our freedom.

بزرگترین خورشیدگرفتگی تاریخ عدالت سه قرن و یک دهه زندانی به جرم دگراندیشی
70 سال برای 7 عضو جامعه بهایی
69 سال برای 10 درویش گنابادی
55 سال برای 3 منتقد حجاب اجباری
49 سال برای 2 وکیل آزاده
37 سال برای 4 معلم
30 سال برای 4 فعال هنری
🔻 310 سال حبس برای 30 فعال اجتماعی
The Greatest Eclipse in the History of Justice
Three centuries and a decade of imprisonment for another conviction in Iran under the rule of the Islamic Republic:
70 years for 7 members of the Baha’i community
69 years for 10 Gonabadi Dervishes
55 years for 3 mandatory veil critics
49 years for 2 free lawyers
37 years for 4 teachers
30 years for 4 art activists
A global lawsuit to hear the voice of the Iranian people:
We call for the establishment of an international “fact-finding committee” to investigate and expose the crimes of the Islamic Republic of Iran and to impose diplomatic sanctions on its officials, as:
Iranian judiciary has committed “systematic massacre” and “genocide”.
Iran has the highest execution rate in the world in terms of population
Iran has the largest number of lawsuits in the world in terms of population
Iran is the largest prison for journalists in the world
Iran is the biggest violator of women’s rights
Iran is the only country in the world where lawyers are imprisoned for doing professional work.
Iran is the only country in the world that officially registers child marriage
Iran is the only country in the world that has practically graded its citizens by establishing special clerical courts. (Union discrimination).
Iran is one of the biggest violators of religious freedoms in the world.
Iran is the only country in the world where people of different religions are not equal before the law (religious discrimination)
Iran is the only country in the world that discriminates between men and women in the execution of punishment (gender discrimination)
Iran is the only country in the world where the judiciary has been directly involved in the massacre of political prisoners; In other similar cases around the world, it has been the military, security forces, and ultimately the executive branch that have been responsible for massacres and genocides.
It is noted that although genocide has unfortunately taken place in other parts of the world, Iran is the only country in the world where the ruling system, and especially the judiciary in times of peace, is deliberately, systematically and thoroughly planned and through official channels and with awareness. All the officials and leaders of the system, and even with the allocation of the approved budget, have implemented various genocide projects.

به نظرم فعال ترین دولت حامی تروریسم درجهان- تهران – در جهت منافع بیشتر سیاست خارجی ایران متكى به تروريسم است. امروز هیچ جای منطقه نیست که رژیم ایران عناصر تروریستی همانند حزب الله، حماس، جهاد اسلامی، حشد الشعبی، و … را تجهیز و سازماندهی نکند و سبب تحریک سنی ها نشود . رژیم های تحت امر ایران چون عراق و سوریه و نیمی از لبنان نیز، همچنان اوامر حکام تهران را در سرکوب و ترور و دروغ پیش می برند.
In my opinion, Teheran is the by all means the most active government in the word in terms of sponsoring terrorism.
Nowadays, it is utterly impossible to find a place where in there is no sign of Iranian regime and its terrorist allies, Hezbollah, Islamic Jihad, Hashd-e-shaabi to name few which have been being both equipped and organised by Iranian regime to trigger Sunnis.
The obedient regimes like Syria, Iraq, and partly Lebanon, yet to follow the orders of suppression and terror.

ما باید از جامعه جهانی، اتحادیه اروپا و دولت آمریکا بخواهیم تا تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران اعدامها را متوقف نکرده، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و مدنی و کارگران معترض را آزاد نساخته، و کنوانسیون ها بین المللی در مورد حقوق زنان و کودکان را امضا و اجرا نکرده، از مماشات اتمی با ملاها و مذاکرات سازشکارانه و باج دهی به رژیم تهران خودداری کنند.
We must call on the international community, the European Union, and the US government to release journalists, political and civil activists and protesting workers, and international conventions on women and children’s rights until the Islamic Republic of Iran stops the executions. Do not sign and implement, refrain from nuclear appeasement with mullahs and compromise negotiations and ransom to the Tehran regime.
مدتهاست که صحنه ها، عکس ها و ویدیوهای بسیار وحشتناک و زننده ای از شکنجه و کشتار حیوانات در ایران به چشم می خورد. رفته رفته گسترش این جنایات با همدستی شهرداری ها و رژیم اسلامی، غیر عادی تر و سوال برانگیز تر به نظر می رسد. این قتل عام بسیار بی رحمانه در ابعاد وسیع و فراگیر در کل کشور در حال انجام گرفتن است. این جنایات نفرت انگیز و ننگین برای همیشه در تاریخ حکومت اسلامی ایران به صورت اسناد “سیاه ترین عصر زیر پاگذاشتن حقوق حیوانات در ایران “، به ثبت خواهد رسید. این مقاله نگاهی گذرا به روانشنانسی جنایت بر علیه حیوانات و دلیل شتاب این کشتارهای دسته جمعی، بوسیله ماموران حکومت اسلامی خواهد بود.
دکتر روانشناس هال هرزوگ در یکی از نگاره های خود به نام “خشونت با حیوانات و سادیسم زندگی روزمره ما” به بررسی دلایل اصلی حیوان آزاری می پردازد. وی در نگاره خویش به مسئله بسیار مهمی چنین اشاره می کند؛ “بسیار سوال برانگیز است که چرا برخی و نه همه مردم به آزار و اذیت حیوانات می پردازند؟” . مطالعات اخیر روانشناسی توانسته است جواب این سوال را روشن کند. این مطالعات به بررسی رابطه بین آزار و اذیت حیوانات و حضور پیکربندی ویژگی های روانی به نام “سه بن مایه ی تاریک شخصیتی” در هر فرد می پردازد.

سه بن مایه ی تاریک شخصیتی، شامل سه ویژگی شخصیتی: خودشیفتگی یا نارسیسیسم، ماکیاولیسم و سادیسم. ماکیاولیسم روش زمامداری است که سیاست را به کلی از اخلاق جدا میداند و اختلالات فکری و روانی یا سایکو پاتولوژی می باشد. اما سادیسم مهمترین ویژگی شخصیتی است که سبب رفتار بی رحمانه با حیوانات و سپس انسان می شود.

سادیسم، تمایل به آزار رساندن دیگران، چه به صورت جسمی، روانی و جنسی است. آزار رساندن در شخص مبتلا به سادیسم موجب احساس لذت و آرامش می شود. افراد سادیسمی از تحقیر و تمسخر و آزار روحی یا جسمی و جنسی افراد به خصوص در حضور دیگران بسیار لذت می برند. این افراد گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه نیز از خود بروز می دهند.
گیل ملسون پرفسور روانپزشک، استاد مطالعات رشد کودک و خانواده، رابطه بین حیوان آزاری و قاتلین حرفه ای را در نگاره “آیا بیشتر قاتلان جنایات خود را آسیب رساندن به حیوانات خانگی شروع می کنند؟” خود چنین بیان می کند. کودکان خردسال ممکن است ناخواسته و از روی کنجکاوی به آزار حیوانات بپردازند. به طور مثال دم گربه ای را بگیرند و یا موهای بلند سگی را بکشند و یا حیوانات را به سختی بفشارند یا تکانی شدید به آنها بدهند. این دقیقن زمان هایی است که می تواند لحظات آموزشی برای پدر و مادر و یا دیگر بزرگسالان به کودکان درباره همدلی و مهربانی به حیوانات باشد. بزرگسالان برای بوجود آوردن همدلی و رحم و مهربانی در کودکان نسبت به حیوانات باید در این لحظات توجه کودکان را به احساس و نیازهای حیوانات جلب کنند.

اما، هنگامی که یک کودک در هر مقطع سنی پیوسته ظلم و ستم عمدی به حیوانات را تکرار کند، و هر بار به صورتی شینع تر و بدون هیچگونه احساس ندامتی این اعمال ناشایست را از خود نشان دهد، کشتن و قتل و جنایت در او آدینه می شود. بنابراین، این مسئله باید بسیار جدی گرفته شود.
مسله مهم تنها این نیست که حیوانات ایمن نگه داشته شوند. گرچه امنیت حیوانات بسیار مهم است، اما سو ء استفاده و آزار حیوانات در دوران کودکی به دیگر اشکال خشونت و آسیب شناسی روانی در آینده جامعه توسط همان کودک مرتبط خواهد بود. کودکی که به حیوان آزاری می پردازد، نیاز به مداخله فوری بزرگسالان برای جلوگیری و پرهیز وی از این خشونت ها و پیگیری برای درمان روانی دارد.
آزار و اذیت حیوانات اغلب اولین نشانه ازاختلالات روانی جدی در میان نوجوانان و بزرگسالانیست که در آینده ای نزدیک قاتلین حرفه ای خواهند بود!.
آسیب رساندن به حیوانات اغلب اولین نشانه ظهور آشفتگی عاطفی روانی و جدی است. این آشفتگی عاطفی روانی ممکن است در صورت شدت گرفتن در فرد بیمار، به خشونت شدید از جمله دست زدن به کشتار جمعی مردم نیز بینجامد. به همین دلیل روانشناسان به طور فزاینده ای بر روی مسئله حیوان آزاری در دوران کودکی به عنوان یک علامت هشدار دهنده از آشفتگی روانی فرد، تمرکز می کنند. کودکانی که مشکلات روانی دارند به احتمال زیاد با حیوانات نیز بدرفتاری می کنند.
پرفسور گیل ملسون در ادامه مقاله خود به مسله بسیار مهمی اشاره می کند. وی می نویسد؛ هنگامی که ما حیوانات را از آسیب ها محافظت می کنیم، به حفظ امنیت (روانی و اجتماعی) کودکان و بزرگسالان نیز پرداخته ایم.
اگرچه سگ به عنوان وفادارترین و بهترین دوست انسان در جهان شناخته شده است. اما حکومت اسلامی ایران بنابر آموزه های بدوی دینی، همواره سگ را حیوانی نجس تصور کرده است. بدین طریق بر پایه قوانین خرافی مذهبی، فرهنگ خشونت بر ضد سگ و به طور کلی در مواجه با حیوانات را در جامعه ترویج داده است. اما برخورد حکومت در این چند سال اخیر با مسئله به اصطلاح؛ “کنترل جمعیت سگ ها” به طرز بسیار فاحشی به بدترین درجه از خشونت و بی رحمی تنزل کرده است.
به عنوان نمونه؛ اولین تصاویر وحشتناک و متاثر کننده ای که از کشتارگاه های سگ کشی در فضای مجازی پخش شد به مقاله ؛ “سگ کشی بیرحمانه در تبریز” مربوط بود. این تصاویر باور نکردنی شکنجه و به دار کشیدن سگ ها را به نمایش می گذاشت. هر انسان با کمی احساس عاطفی از این جنایات و نحوه شگفت آور اعدام به روش حکومتی در مورد سگ ها متاسف و افسرده می شد. حتا بسیاری از تارنماهای دولتی ایران چون تابناک، ایسنا، ایرنا، فارس نیوز و …مقاله “سگ کشی بیرحمانه در تبریز” منتشر کرده و خواستار جلوگیری از این فجایع شدند.

همانطور که در مقاله قبلی نقش اصلی حکومت اسلامی ایران در مورد اسید پاشی به صورت زنان و دختران بررسی شد، جنایات سگ کشی به طور سراسری در ایران نیز، پس از چراغ سبز حکومتی در مورد برخورد شدید با به اصطلاح ممانعت از «سگگردانی» در شهر شدت یافت.
بنابر گزارش روزنامه شرق: در ابتدای اسفند ۱۳۸۹ طرحی در قالب الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی در صحن علنی مجلس اعلام وصول و بعدتر به آرشیو سپرده شد. اما در آبان ۱۳۹۳، ۳۲ تن از نماینده طرح مشابهی به هیأت رئیسه مجلس فرستادند. این طرح شامل قدغن کردن «گرداندن سگ و میمون در اماکن عمومی»بود. به موجب این طرح و در صورت تصویب، نه تنها بیرون آوردن سگ از خانه شامل مجازات می شد. بلکه معامله و نگهداری این حیوان وفادار حتا در خانه نیز مجازاتی چون ۷۴ ضربه شلاق و جریمه نقدی از یک تا ۱۰ میلیون تومان را در برداشت!.
بنابر گزارشات رسیده از ایران، سگ کشی طرح مخوف حکومت اسلامی برای گزینش و تعلیم شکنجه گران و قاتلان دولتیست. صحنه های بسیار خشن در ایران نشان می دهد، کشتار و حتا با حس افتخاری بیمارگونه، جنازه های این حیوانات بی پناه را در کشتارگاه ها رها کردن. یا به پشت ماشین خود بستن و در کوچه و خیابان گرداندن به صورت یک امر عادی برای برخی از این جنایتکاران درآمده است.
این رفتار غیر انسانی خبر از بی باکی و آسوده خاطری عوامل این جنایات از بازخواست و تحت تعقیب قرار گرفتن بوسیله ماموران قضایی را می دهد. یکی از زندانیان سیاسی که از ایران در مورد این موضوع با نگارنده این مقاله تماس گرفته است، چنین می گوید:” باید این مسئله را به مردم تذکر بدهید. رژیم در حال تعلیم دادن گروه شکنجه گران جدیدیست. ما زندانیان سیاسی این شکنجه گران را در زندان ها دیده ایم .” وی سپس اضافه می کند که؛ فراوانی و عدم پیگرد قانونی این افراد نشان از دست اندر کار بودن حکومت اسلامی در این قتل عام ها می باشد.
بنا به گزارشات رسیده از سربازخانه ها، هر سربازی که یک سگ را با سرنیزه بکشد. یک روز مرخصی خواهد گرفت. برای شلیک و کشتن سگ ها به روش های دیگر نیز مبالغی در نظر گرفته شده است. به طور نمونه عکس های، سگ کشی سرباز ناجا و جمعی از مردان که در میان خون و کشتار، لبخندی مسرت آمیز نیز بر لب دارند!. نمونه دیگر در توضیح فیلم فجیع سگ کشی
در یکی از شهرکهای صنعتی شیراز که گروه پیمانکاری را در حال تزریق اسید به سگ ها را نشان می دهد. رسانه های دولتی ایران تاکید کردند که این افراد بنا با قرار داد با شهرداری شیراز به سگ کشی غیر انسانی می پردازند. همچنین در ازای ارائه هر لاشه ۱۵ هزار تومان دریافت میکنند!.
تنها دیدن چند ثانیه از فیلم سگ کشی با تزریق اسید کافیست که خشم و فریاد هر انسان آزاده ای را بر انگیزد. حتا برای بسیاری از مردم غیر قابل تحمل است که این فیلم را بیش از چند ثانیه تحمل کنند و از ناله های جانسوز سگ بی گناه وحشتزده و متاثر نشوند. حال این سوالات مطرح می شود که چنین افراد جنایتکار و قاتل چرا باید از طرف شهرداری برای جنایات خود دستمزد بگیرند؟. این افراد غیر از کشتن سگ ها به این طرز فجیع به چه جنایات دیگری می پردازند؟.
چگونه چنین افرادی که طاقت و تحمل چنین سنگدلی و بی رحمی را دارند در بیمارستان های روانی بستری نیستند؟. بلکه کارمند قرار دادی حکومت هستند و …. قضیه تزریق اسید به سگ ها بلافاصله پس از اسید پاشی های افراد مشکوک به زنان و دختران ایران انجام گرفت. آیا اسید پاش ها به صورت زنان ایرانی نیز از افراد مورد اعتماد حکومتی و مزد بگیر آنها نبوده اند؟! و هزاران اما و اگری که تفکر هر انسان خردگرایی را برای یافتن جوابی منطقی به دهلیزهای شکنجه و اعدام حکومت اسلامی راهنمایی می کنند.
برخلاف انتظار حکومت اسلامی، ملت ایران، مردم آرام و وحشتزده چند سال گذشته نیستند. پس از جنبش سبز مردم در عرصه های اجتماعی سیاسی بسیار فعال تر هستند. آنها برای اعتراض به اعدام نزدیکانشان، از دست دادن شغل و یا حقوق شان، بیشتر و به طور متناوب… به تظاهرات و اعتراض می پردازند. به عنوان نمونه همزمان با اسید پاشی ها، مردم به کوچه و خیابان ها ریختند و بر ضد اسید پاشان شعار دادند. حتا برای قطع درختان و آلودگی هوا و….بسیاری از افراد در شهرهای مختلف به اعتراض پرداخته اند. همزمان با شدت گرفتن جنایات در مورد سگ ها، مردم به تشکیل کمپین ها ی فیسبوکی، مراکز نگهداری از حیوانات در شهرهای مختلف و حتا اعتراض و گفتگو با مقامات دولتی پرداختند
امنیت یک جامعه در گرو امنیت همه اعضای آن بویژه حیوانات آن جامعه می باشد. جامعه ای موفق، آزاد و سالم تنها زمانی به دست خواهد آمد، که همه اعضای آن بویژه حکومت در تلاش برای پیدا کردن راهکارهای، اقتصادی، اجتماعی و روانی به نفع همه افراد و بخش ها و جزء های جامعه باشد.
مردم آزادی خواه ایران تا بدست آوردن حقوق اجتماعی خویش، اعتراضات زیادی را در تقویم روزهای تاریخی خود خواهند داشت. درود ها بر ایستادگی و آزادی خواهی هموطنان معترض و سخت کوش امروز و صاحبان ایران آزاد فردا باد.
It is a long time that we see horrific scenes, photos and films of torture and killing of animals in Iran. As the time passes These crimes which is done by Municipalities and Islamic regime, they become more and more abnormal and weird. This genocide is terrible and it has been done massively around the country. These crimes which are the worst era of ignoring of animal rights, will be staying on the face of this regime forever. This article is investigating the psychological crimes which is happening against animals and the rise of this genocide that is done by Islamic republic.
Sadism and horrible behaviour with animals
professor of psychology hal Herzog in one of his articles about violence against animals and sadism, investigate about its real reasons. He says its is very strange that some people do crime against animals and he found out that it comes from the features and evil sides of those people that let them do those crimes. It divides into three parts, selfishness, narcissism and sadism. They lose their morality and they become psycho pathology. But sadism is the worst human behaviour that let them to act violence against animals.
To infuse the sympathy feeling in children
Professor gil melson, the master of study in children and family, says the relation between murderers and violence against animals, is coming from when a child act badly with animals during his childhood, it can effect in his future life, and families must consider about these things.
The direct effect between criminlas, murderers and animal abuse
When a child in each age try to abuse the animals, and each time repeat his bad behaviour with animals without any fears, killing and murdering become a non important act for him. It can cause to be murderer in his future.
Horrific killing of dogs in Iran
Dogs are the most reliable and friendly in between all animals. But Islamic regime of Iran according to their religious ideology, always says dogs are unclean. So according to Islamic superstitious believes, they propmote the culture of animal abuse and especially dogs. And recently the regime ordered a law ‘’control of dogs population’’ in another word, killing dogs.
For example, recently the horrible and painful dog killings in Tabriz that they tortured and executed dogs. Each human being with a little morality will be sad when they see the violence and crimes against dogs. Even many Iranian websites like, ISNA, TABNAK, IRNA and Fars news have published the article of dog killing in Tabriz and asked to stop it.
The regim’s gesture on killings
In the February of 2011, the parliament members legislated a law that it is banned bring pets especially dogs in public. According to this rule whoever bring dogs to the public, they must be punished and be flogged 74 slash and also to be punished by a fine of 10 million tooman ( Iran’s currency)
Terrible plan of teaching governmental torturer and murderers
dog killing is a method for governmental torturers and murderers. The scenes that come from Iran, those who kill dogs, they leave it in the slaughter house or carry their corpse in the street to show other people their criminal act. It makes them happy.
One of the prisoners said that we have seen these horrible behaviours from the torturers that government trying to teach new version of violence to their torturers.
Governmental prizes for killing innocent animals
in military service, each soldier who kill a dog, he can get one day leave. Even for shooting dogs with gun, there are other financial prizes. For example, the photo of a soldier in NAJA who a dog and stand in the dogs blood happily.
In one of the small towns of Shiraz, it shows those people who inject acid to the alive body of innocent dogs, and they can earn 15000 tooman for injecting acid to the dog’s bodies.
Who kills the dogs
Yes, these people are the employees of the government who inject acid to the alive dog’s bodies. They are those who attach Iranian girls with acid. The acid attackers are the reliable governmental employees who get money from the regime. Moreover, there are still thousands of questions that turn our thoughts to the torturers and murderers of this regime.
Fortunately, Iranian people are very kind and they have a caring nature. After the green movement, people are more active socially and politically. They complain against animal abuse and other violence. The security of a society depends on the security of its all members including animals. Free Iranian people have tried a lot for their own social right and they will continue this way. Because freedom will be achieved by resistance and demanding the freedom.

صدای زندانیان سیاسی و مظلومان و اقلیتها در ایران باشیم. صدای اعدامی ها، صدای مردم مظلوم.
جمهوری اسلامی ایران همچنان بالاترین آمار صدور و اجرای احکام اعدام در میان کشورهای جهان را دارد. ما باید از جامعه جهانی، اتحادیه اروپا و دولت آمریکا بخواهیم تا تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران اعدامها را متوقف نکرده، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی، مدنی و همجنسگرایان را آزاد نساخته، و کنوانسیون ها بین المللی در مورد حقوق زنان و کودکان را امضا و اجرا نکرده، از مماشات اتمی و مذاکرات سازشکارانه با رژیم تهران خودداری کنند…

Be the the voice of political prisoners and oppressed minorities in Iran. Be the voice of the executed, the voice of the oppressed people.
The Islamic Republic of Iran continues to have the highest number of death sentences issued compared to the other countries of the world. We must appeal to the international community, the European Union and the United States government to refrain from appeasement and compromise negotiations with the Tehran regime until the Islamic Republic of Iran stop executions, released journalists, political activists, civilians, and homosexuals, and sign international conventions on the rights of women and children.
پارهای از حکومتهای دیکتاتوری مانند رژیم ایران، سخت در تلاشند تا از طریق فیلتر و مسدود کردن آنچه که مردم می توانند ببینند، ديواری بهدور بخشهايی از اينترنت بکشند. و حتی گاها با سوءاستفاده از ماهيت باز اينترنت، به جاسوسی از افراد پرداخته و آنها را برای آنچه که آنلاین انجام میدهند مجازات میکنند. جمهوری اسلامی برخواسته از تئوری عقب نگهداشتن مردم از علم و دانش و فهم است و تمامی تلاش و همت خود را صرف مبارزه با جریان سالم اطلاعات کرده و سالانه میلیونها دلار صرف خرید تجهیزات و لوازمی می کند که با استفاده از آنها اقدام به فیلتر وبلاگها ، صفحات فیس بوک ، پایین آوردن سرعت اینترنت ، پخش انواع پارازیت بر روی شبکه های ماهواره و … نماید.

Be the the voice of political prisoners and oppressed people in Iran. Be the voice of the executed, the voice of the oppressed women in Iran.

It has been 31 years since Khamenei’s leadership. He now holds the first place in the world in the living tyrants who climbed the ladder of power and never came down. He was followed by Alexander Lukashenko with 26 years in power in Belarus, and Imam Ali Rahman with 25 years in Tajikistan. Let’s review his record in these 31 years in economics, politics, culture, security and society:
This list is much longer, and what I wrote was just a review; Much of what happened during this period is not just the product of his leadership and goes back to the nature of “religious rule” and cannot be cured without achieving a “secular democratic government”; But I did mention things that, in addition to religious rule, also determined his personal role.
گزارش سالانه سازمان شفافیت بینالملل نشان میدهد که ایران در زمینه فساد اداری و اقتصادی با سه پله سقوط نسبت به سال قبل در رتبه ۱۴۹ در میان ۱۸۰ کشور جهان قرار دارد.
بنا بر این گزارش تاجیکستان هم از نظر فساد اداری و سازمانی در سال ۲۰۲۰، همرده ایران است و افغانستان در رتبه ۱۶۵ قرار دارد.
گزارش تازه میگوید امتیاز دو سوم کشورهای جهان در رتبهبندی امسال کمتر از ۵۰ از ۱۰۰ است
افغانستان در این ردهبندی وضعیت مطلوبی ندارد اما نسبت به سال ۲۰۱۹ هشت پله صعود کرده است.
در رتبهبندی شفافیت بینالملل که “شاخص احساس فساد” برای کشورهای مختلف را تعیین میکند، جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان با امتیاز ۲۵ از ۱۰۰، از نظر میزان فساد با کشورهای لبنان، نیجریه، موزامبیک و ماداگاسکار همرده هستند.
سازمان شفافیت بینالملل برای تدوین این گزارش، بر اساس ضوابط مشخصی از جمله نظر کارشناسان و دستاندرکاران، برای هر کشور امتیازی را محاسبه و بر اساس آن رتبهبندی میکند. امتیاز ١٠٠ به معنی شفافیت و سلامت کامل از نظر “احساس فساد” و امتیاز صفر به معنی فساد کامل است.
گزارش تازه میگوید امتیاز دو سوم کشورهای جهان در رتبهبندی امسال کمتر از ۵۰ از ۱۰۰ است.
کشورهای واقع در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین عمدتا در بخش پایین جدول قرار دارند.
دانمارک و نیوزیلند با ۸۸ امتیاز در صدر جدول سازمان شفافیت بینالملل هستند و سومالی و سودان جنوبی با ۱۲ امتیاز بدترین وضعیت را از نظر شاخص احساس فساد دارند.
سازمان شفافیت بینالملل در گزارش تازهاش میگوید کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با امتیاز متوسط ۳۹ از ۱۰۰ همچنان با فساد شدید روبرو هستند و پیشرفت اندکی در کنترل این وضعیت داشتهاند.
در میان ۱۸ کشور این منطقه که در این گزارش بررسی شدهاند، امارات و قطر از جمله استثناهایی هستند که به ترتیب با امتیاز ۷۱ و ۶۳ وضعیت به مراتب مطلوبتری نسبت به کشورهای دیگر دارند.
شفافیت بینالملل میگوید سابقه سالها فساد در خاورمیانه، باعث “عدم آمادگی تاسفبار” عمده کشورهای این منطقه در برابر همهگیری ویروس کرونا شده و بیمارستانها و مراکز درمانی در موج اول شیوع بیماری تجهیزات و منابع لازم برای واکنش موثر را در اختیار نداشتهاند.
بنا بر این گزارش در این مدت اعتماد به بخش دولتی هم با روشن شدن این که “مدیریت بحران مناسبی در کار نیست” افت کرده است.
Iran has been ranked 149th of 180 countries in the 2020 Corruption Perceptions Index (CPI) of Transparency International, putting it just outside the 30 most corrupt states. The CPI assesses countries and territories annually on how corrupt their public sector is perceived to be by experts. It defines corruption as “the misuse of public power for private benefit.”
In 2013, the last year of Mahmoud Ahmadinejad’s presidential tenure, Iran was 144th among 177 countries. It rose to 130 in 2017, suggesting a decline in corruption, but has dropped again since then.
Iranian authorities including Supreme Leader Ali Khamenei routinely criticize corruption. On April 10, 2001 Khamenei issued an anti-corruption edict demanding the chiefs of the three branches of government not slacken in efforts against graft.
Some state entities under Khamenei’s direct control(link is external), such as Astan-e Qods-e Razavi, a religious entity with stakes across Iran’s economy, are among the least transparent organizations in the country. Astan-e Qods-e Razavi manages the shrine of Imam Reza (the 8th Imam of Twelver Shiites) in Mashhad and a portfolio of business interests.
Many high-ranking officials including Parliament Speaker Mohammad Bagher Ghalibaf (Qalibaf) and top judges have been implicated or convicted for corruption in the past year. Iran was put on a blacklist of the intergovernmental anti-money laundering Financial Action Task Force (FATF) in February 2020 for failing to approve legislation that would bring the country in line with FATF rules on banking transparency.
According to the Transparency International report(link is external), with an average score of 39 out of 100 for the third consecutive year, the Middle East and North Africa − where 18 countries including Iran were assessed − is perceived as highly corrupt.
Two-thirds of the 180 countries worldwide assessed scored below 50. Iran scored 25. The average score for 2020 for western Europe and the European Union is 66. Denmark and New Zealand stand in the first place with a score of 88 as the least corrupt countries in the world. South Sudan and Somalia rank the lowest in the index with a score of 12.
The Berlin-based Transparency International is a non-governmental organization founded in 1993 to combat global corruption. Since 1995 it has annually published a Corruption Perceptions Index as well as the results of public opinion survey on corruption called the Global Corruption Barometer (GCB). The GCB survey has never been carried out in Iran.

سرکوب دگراندیشان و منتقدان و اقلیت های عقیدتی و سیاسی در خاورمیانه به ویژه ایران همچنان ادامه دارد و ما خواستار شکستن سکوت جامعه جهانی در برابر اختناق حاکم در ایران هستیم.
باید گفت فشارهای جامعه جهانی و اروپاییان به رژیم ایران بعد از قرارداد اتمی موسوم به برجام و حتی دوران ترامپ، به مراتب کاهش یافت و همین به مقامات رژیم اسلامی فرصت داد تا بتوانند مخالفان و منتقدان داخلی را کماکان سرکوب و وادار به سرکوب و خروج کنند.گفتنی است؛ گزارشگران پیشین ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، بارها با انتشار گزارش های مستند خود، رژیم جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر، سرکوب آزادی بیان و دگراندیشان، اعدام های فله ای، ربایش و تهدید منتقدان و همچنین عدم پایبندی به تعهدات بین المللی در حوزۀ حقوق انسانی محکوم کرده اند، اما جهان سکوت کرده است. به نظرم امروز بزرگترین خائنان و جنایتکاران کسانی هستند که وقتی خطایی می بینند و می دانند خطاست، سرشان را برمی گردانند… سکوت در برابر ظلم در ایران، خیانت به بشریت است… سکوت نکنیم
The repression of dissidents, critics, and ideological and political minorities in the Middle East, especially Iran, continues, and we call for the international community’s silence to be broken on repression in Iran.
It has to be said that the pressure of the international community and the Europeans on the Iranian regime after the nuclear deal and also during Donald Trump presidential , has been greatly reduced, and this has given Islamic regime officials the opportunity to continue to suppress and oust domestic dissidents and critics.
Former UN Special Rapporteurs on Iran have repeatedly published their documentary reports on the human rights abuses of the Islamic Republic of Iran, suppressing freedom of expression and dissent, mass executions, abduction and threatening of critics, as well as lack of criticism. They have condemned international human rights commitments, but the world is silent.
I think today the biggest traitors and criminals are those who turn their heads when they see an error and they know it is an error … Silence against the cruelty in Iran is a betrayal of humanity … let’s not be silent.
![]()
A global lawsuit to hear the voice of the Iranian people:
We call for the establishment of an international “fact-finding committee” to investigate and expose the crimes of the Islamic Republic of Iran and to impose diplomatic sanctions on its officials, as:
Iranian judiciary has committed “systematic massacre” and “genocide”.
Iran has the highest execution rate in the world in terms of population
Iran has the largest number of lawsuits in the world in terms of population
Iran is the largest prison for journalists in the world
Iran is the biggest violator of women’s rights 
Iran is the only country in the world where lawyers are imprisoned for doing professional work.
Iran is the only country in the world that officially registers child marriage
Iran is the only country in the world that has practically graded its citizens by establishing special clerical courts. (Union discrimination).
Iran is one of the biggest violators of religious freedoms in the world.
Iran is the only country in the world where people of different religions are not equal before the law (religious discrimination)
Iran is the only country in the world that discriminates between men and women in the execution of punishment (gender discrimination)
Iran is the only country in the world where the judiciary has been directly involved in the massacre of political prisoners; In other similar cases around the world, it has been the military, security forces, and ultimately the executive branch that have been responsible for massacres and genocides.
It is noted that although genocide has unfortunately taken place in other parts of the world, Iran is the only country in the world where the ruling system, and especially the judiciary in times of peace, is deliberately, systematically and thoroughly planned and through official channels and with awareness. All the officials and leaders of the system, and even with the allocation of the approved budget, have implemented various genocide projects.
ـ نقض حق زندگی (اعدامها) و اعدام متهمان نوجوان؛
ـ تداوم اجرای اعدام به اتهام ارتکاب جرایم پیش از ۱۸ سالگی بدون محاکمهی عادلانه و اعدام دستکم ۴ تن به اتهام ارتکاب جرم پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی، در نیمهی نخست سال 2020؛
ـ ادامه ی شکنجهی زندانیان و دیگر رفتارها و مجازات های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز همچون شلاق و قطع عضو؛
ـ سر باز زدن جمهوری اسلامی از پذیرش ۲۰ توصیهی جامعهی بینالمللی دربارهی مقابله با شکنجه و سایر شکل های بدرفتاری؛
ـ عدم دسترسی مناسب زندانیان به امکانات پزشکی و درمانی؛
ـ بازداشت غیرقانونی معترضان و اتهام مفسد فیالارض و محاربه به آنها، دسترسی نداشتن آنها به وکیل مدافع؛
ـ مرگ زندانیان در زمان بازداشت؛
ـ نقض حقوق اولیهی آزادی بیان، عقیده و گردهمایی؛
ـ نقض حقوق زنان و بیان موارد مختلف آن از جمله در زمینه های احوال شخصی، نبود حقوق برابر در ازدواج، طلاق، حضانت کودک و ارث؛
ـ نقض نظاممندِ حقوق جوامع قومی و اقلیت های دینی از جمله بهاییان، مسیحیان ، بلوچ ها، کُردها، ترک های آذربایجانی، جامعهی یارسان و دراویش گنابادی؛
ـ محدودیت موقت دسترسی شهروندان به پیام رسان تلگرام و سپس مسدود شدن دائمی آن با حکم قضایی؛
ـ ممنوعیت دیگر شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب.
Violation of the right to life (executions) and execution of juvenile offenders;
The continuation of execution on charges of committing crimes before the age of 18 without a fair trial and the execution of at least 4 people on the charge of committing a crime before reaching the age of 18, in the first half of 2020;
The continued torture of prisoners and other cruel, inhuman and degrading treatment and punishment, such as flogging and amputation;
To dismiss the Islamic Republic from accepting 20 recommendations of the international community on combating torture and other forms of mistreatment;
Lack of proper access of prisoners to medical and therapeutic facilities;
The illegal arrest of protesters and the accusation of the corruptor of Fiallarz and Moharebeh against them, their lack of access to a lawyer;
Deaths of detainees during arrest;
Violation of the basic rights of freedom of expression, opinion and assembly;
Violations of women‘s rights and the expression of their various matters, including in matters of personal status, lack of equal rights in marriage, divorce, child custody and inheritance;
Systematic violations of the rights of ethnic societies and religious minorities, including Baha’is, Christians, Baluchis, Kurds, Azerbaijani Turks, Yasan Sins and Gonabadi Dervishes;
The temporary restriction of citizens’ access to the telegram and then its permanent blocking with a judicial order;
The ban on other social networks such as Facebook, Instagram and YouTube.
On 12 December 2020 an execution took place in Iran that was like no other, even for a country that has the second highest known number of state-sponsored executions in the world. Everything about it – who the victim was and how and why he was apprehended, tried and hanged – holds critical insights for foreign policymakers in the US, as well as the European nations who wish to resume relations with the governing Islamic Republic of Iran. 
The victim, 42-year-old Ruhollah Zam, was the son of a high-ranking Shiite cleric so devoted to Ayatollah Ruhollah Khomeini that he named his son after him. Zam was a child of the 1979 revolution that Khomeini led against Iran’s monarchy, and the ensuing Islamic Republic was the only government he knew for most of his life. But that changed in 2009 in the aftermath of a contested presidential election. Like millions of other Iranians, Zam took part in the nationwide protests that have become known as the “Green Movement”, was arrested and spent some time in jail. On his release, along with thousands of other embittered and disillusioned activists, he left the country.
Two years later, he sought asylum in France, where he joined Amad News, a Telegram news channel that had 1.4 millions followers. Zam’s father had headed the Islamic Publicity Organisation in the years after the 1979 revolution, developing deep ties with Iran’s ruling elite and media. These connections became an asset to his son in his work a journalist. He reported on cases of alleged financial corruption and, in 2017, as nationwide economic protests swept Iran, his network shared videos of the unrest, attracting the regime’s anger.
As it does with popular things that it cannot control, Tehran set out to silence Zam. In October 2019 he was reportedly lured into Iraq with an invitation he thought had come from the office of Grand Ayatollah Sistani (one of the country’s most influential Shia clerics) and likely abducted by Iran’s Revolutionary Guard Corps (IRGC).
Once back in Iran, Zam faced prosecution for “vague national security charges”, according to Human Rights Watch, and on 8 December the Supreme Court of Iran upheld a guilty verdict. Two days later, the Islamic Republic Broadcasting Agency broadcast a “confession” from Zam, in which the haggard-looking journalist, accused of treason, made a series of self-incriminating statements that his father has said he was forced to make. There was one point, however, on which Zam refused to concede: when asked, “Why did you incite chaos in the country?” he replied, “It is you who calls it chaos. We call it protest.”
The irony here must not be missed: a journalist exiled in France, whose writings gave voice to Iran’s disaffection, was executed by the regime founded by Ayatollah Khomeini – who, from his own exile in France four decades earlier, issued speeches that gave voice to the nation’s discontent. In the first 20 years of its existence, the Islamic Republic of Iran hounded and killed “communists” or “sympathisers” of the Pahlavis, the monarchs it replaced. That the regime has now executed Zam, the son of a reformist and revered cleric, speaks both to the indiscriminate brutality it now exercises and the impotence of the reformists in whom many in the West continue to invest hope for a more moderate Iran.
The brazen manner of Zam’s abduction, of which the IRGC has openly boasted in a message broadcast on Iran’s state television, marks a departure from the more covert operations against dissidents of the 1980s and 1990s, and a new escalation by Iran in its disregard for international law. According to Zam’s father, writing in a post on Instagram in July, the authorities prevented Zam from meeting with his public defender in private and from communicating with his family.
Nor is Zam’s persecution abroad an isolated event. In the past year alone, there have been reports of an Iranian-American abducted in Dubai and of the murder of an Iranian dissident seeking asylum in Turkey.
Meanwhile, on Twitter, in the day following the killing of Zam, Iran’s leading anti-compulsory hijab activist, Masih Alinejad, received death threats from more than 100 accounts, some promising that she will be next. A few posts could have been considered outliers, but the number of threats suggests that the last uncensored space where dissidents can still speak is at risk.
Political dissidents are not the only targets of the regime; anyone with a complaint can be similarly threatened. A Canadian-Iranian, Hamed Esmaeilion, who has been demanding that Iran be held accountable for the killing of his wife and daughter, and others, on the Ukrainian flight PS752, which Iran claimed it shot down “unintentionally” in January 2020, has also received threats. In 1989, when Ayatollah Khomeini issued his fatwa against Salman Rushdie, the world heard about it. Today, hundreds of death sentences are issued against dissidents, and some, like the one against Zam, are successfully carried out – mostly in complete obscurity.
در 12 دسامبر 2020 اعدامی در ایران اتفاق افتاد که شبیه هیچ کشور دیگری نبود، حتی برای کشوری که دومین اعدام شناخته شده توسط دولت در جهان را دارد. همه چیز در مورد آن – که قربانی چه کسی بود و چگونه و چرا دستگیر، محاکمه و به دار آویخته شد – برای سیاستگذاران خارجی در ایالات متحده و همچنین کشورهای اروپایی که مایل به از سرگیری روابط با جمهوری اسلامی ایران هستند، دارای بینش های مهمی است.
مقتول، روح الله زم، 42 ساله، فرزند یک روحانی عالی رتبه شیعه بود که به آیت الله روح الله خمینی بسیار ارادت داشت به طوری که نام فرزندش را به نام او گذاشت. زم فرزند انقلاب 1979 بود که خمینی علیه سلطنت ایران رهبری کرد و جمهوری اسلامی متعاقب آن تنها حکومتی بود که او در بیشتر عمرش می شناخت. اما این در سال 2009 و پس از انتخابات ریاست جمهوری مناقشه برانگیز تغییر کرد. زم نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر در تظاهرات سراسری که به «جنبش سبز» معروف شد، شرکت کرد، دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند. پس از آزادی، همراه با هزاران تن دیگر از فعالان تلخ و سرخورده، کشور را ترک کرد.
دو سال بعد، او در فرانسه درخواست پناهندگی کرد و در آنجا به آمد نیوز، یک کانال خبری تلگرامی که 1.4 میلیون دنبال کننده داشت، پیوست. پدر زم در سالهای پس از انقلاب 1979 ریاست سازمان تبلیغات اسلامی را بر عهده داشت و روابط عمیقی با نخبگان حاکم و رسانههای ایران ایجاد کرد. این ارتباطات برای پسرش در کار روزنامه نگاری او به سرمایه تبدیل شد. او در مورد موارد ادعایی فساد مالی گزارش داد و در سال 2017، در حالی که اعتراضات اقتصادی سراسری ایران را فرا گرفت، شبکه او ویدئوهایی از ناآرامی ها را به اشتراک گذاشت و خشم رژیم را برانگیخت.
همانطور که با چیزهای محبوبی که نمی تواند کنترل کند، انجام می دهد، تهران تصمیم گرفت تا زم را ساکت کند. بنا بر گزارشها، در اکتبر 2019، او با دعوتنامهای که فکر میکرد از دفتر آیتالله العظمی سیستانی (یکی از بانفوذترین روحانیون شیعه کشور) آمده بود، به عراق کشانده شد و احتمالاً توسط سپاه پاسداران ایران (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) ربوده شده بود.
به گفته دیده بان حقوق بشر، زمانی که زم به ایران بازگشت، به دلیل «اتهامات مبهم امنیت ملی» تحت پیگرد قانونی قرار گرفت و در 8 دسامبر، دادگاه عالی ایران حکم مجرم بودن را تأیید کرد. دو روز بعد صدا و سیمای جمهوری اسلامی “اعترافاتی” از زم پخش کرد که در آن روزنامهنگار مستضعف متهم به خیانت، مجموعهای از اظهارات خودسرانهای را مطرح کرد که پدرش گفته بود مجبور به انجام آن شده است. با این حال، یک نکته وجود داشت که زم از قبول آن امتناع کرد: وقتی از او پرسیدند: “چرا در کشور به آشوب دامن زدی؟” او پاسخ داد: «این شما هستید که آن را آشوب میدانید. ما به آن می گوییم اعتراض.»
طنز اینجا را نباید فراموش کرد: یک روزنامه نگار تبعیدی در فرانسه که نوشته هایش صدای نارضایتی ایران را می داد، توسط رژیمی که توسط آیت الله خمینی تأسیس شده بود اعدام شد – که چهار دهه قبل از تبعید خود در فرانسه، سخنرانی هایی را منتشر کرد که صدایی به گوش مردم رساند. نارضایتی ملت جمهوری اسلامی ایران در 20 سال اول حیات خود، «کمونیستها» یا «همدلان» پهلویها را که جانشین آنها شده بود، شکار کرد و کشت. این که رژیم اکنون زم، فرزند یک روحانی رفرمیست و محترم را اعدام کرده است، هم بیانگر وحشیگری بیتوجهی است که اکنون اعمال میکند و هم از ناتوانی اصلاحطلبان که بسیاری در غرب همچنان امید خود را برای یک ایران میانهروتر سرمایهگذاری میکنند.
شیوه گستاخانه ربوده شدن زم، که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، آشکارا به آن مباهات کرده است، نشان دهنده انحراف از عملیات مخفیانه تر علیه مخالفان دهه 1980 و 1990 و تشدید تنش جدید توسط ایران در بی توجهی به بین المللی است. قانون به گفته پدر زم، در پستی در اینستاگرام در ماه ژوئیه، مقامات از ملاقات خصوصی زم با وکیل عمومی خود و برقراری ارتباط با خانواده اش جلوگیری کردند.
همچنین آزار و شکنجه زم در خارج از کشور یک رویداد منفرد نیست. تنها در سال گذشته، گزارش هایی مبنی بر ربوده شدن یک ایرانی-آمریکایی در دبی و قتل یک ناراضی ایرانی که در ترکیه پناهنده شده بود، منتشر شده است.
در همین حال، در یک روز پس از قتل زم، مسیح علینژاد، فعال برجسته ضد حجاب اجباری ایران، در توییتر از بیش از 100 حساب کاربری تهدید به مرگ شد که برخی وعده داده بودند که او نفر بعدی خواهد بود. میتوان چند پست را پرت در نظر گرفت، اما تعداد تهدیدها نشان میدهد که آخرین فضای بدون سانسور که در آن مخالفان همچنان میتوانند صحبت کنند در خطر است.
مخالفان سیاسی تنها هدف رژیم نیستند. هر کسی که شکایتی دارد می تواند به طور مشابه تهدید شود. حامد اسماعیلیون یک ایرانی کانادایی-ایرانی که خواستار پاسخگویی ایران در قتل همسر و دخترش و دیگران در هواپیمای اوکراینی PS752 بود که ایران مدعی شد در ژانویه 2020 “ناخواسته” آن را ساقط کرده است، نیز خواسته است. تهدیدهایی دریافت کرد. در سال 1989، زمانی که آیت الله خمینی فتوای خود را علیه سلمان رشدی صادر کرد، دنیا از آن خبر داد. امروزه صدها حکم اعدام علیه مخالفان صادر میشود و برخی مانند حکم علیه زم با موفقیت اجرا میشوند.
روز چهارشنبه ۲۷ آذر ماه، مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامهای، تدوام نقض گسترده حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی را محکوم کرد. این قطعنامه که اواخر آبانماه سال جاری در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل با ۸۴ رای موافق در مقابل ۳۰ رای مخالف و ۶۶ رای ممتنع به تصویب رسیده بود، به استناد گزارشهای جاوید رحمان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوقبشر در ایران تهیه شده است. در متن قطعنامه ضمن تاکید بر پایان دادن به برخوردهای انتقامجویانه با فعالان حقوق بشر، اجرای حکم اعدام برای کودکان، شکنجه سیستماتیک، فشار بر اقلیتهای قومی و مذهبی، بازداشت افراد دوتابعیتی و شهروندان خارجی، اعمال خشونت علیه تظاهرکنندگان و بسیاری از موارد دیگر را از مصادیق نقض حقوق بشر در ایران شمرده است. این قطعنامه، با استناد به گزارشهای جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوقبشر در ایران تهیه شده است.
بر ما فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشری است که خواستار افشاگری بیشتر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران و فشار جهانی بر رژیم فاشیستی مذهبی شویم.

هیچ چیزرنج آور تر از این نیست که میلیونها انسان در یک قالب گذاشته شوند و قوانین و ارزش های بی معنی خاصی به آن ها به زور تحمیل شود. انسانها آزاد افریده شده اند و حق دارند که برای زندگی شخصی شان خودشان تصمیم بگیرند.
قوانین نفرت انگیز را می شکنم
ما آزادم، مهم نیست چه قوانینی مرا احاطه کرده. اگر بتوانم آنها را تحمل کنم، تحمل می کنم. اگر آن قوانین را نفرت انگیز ببینم، آنها را می شکنم. “I am free, no matter what rules surround me. If I find them tolerable, I tolerate them; if I find them too obnoxious, I break them
طی چهل سال گذشته افراد، گروه ها، منتقدان، مخالفان، روشنفکران، نهادهای حقوق بشری، و…درخواستها و مطالبات بسیاری از رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی مطرح کردهاند. به عنوان نمونه به چند مورد زیر توجه کنید:
درخواست برگزاری رفراندوم تعیین نوع حکومت در ایران
درخواست گروهی از روشنفکران برای لغو مجازات اعدام و تبدیل آن به کمپین لغو مجازات اعدام
درخواست برگزاری انتخابات آزاد توسط کمپین انتخابات آزاد
درخواست برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت سازمان ملل متحد
درخواست تعطیلی غنی سازی اورانیوم
درخواست آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی
درخواست رعایت حقوق اقلیتها
درخواست خانواده زندانیان سیاسی برای تشکیل کمیته حقیقت یاب پیرامون ضرب و شتم زندانیان سیاسی
به طور طبیعی مخاطب تمامی این درخواستها، رژیم جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خامنهای است. یعنی جمهوری اسلامی/خامنهای باید رفراندوم برگزار کنند، مجازات اعدام را لغو کنند، مجازات اعدام و سنگسار را لغو کنند، غنی سازی اورانیوم را تعطیل کنند، رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی را آزاد کنند، حقوق بهائیان را رعایت کنند، کمیته حقیقت یاب برای رسیدگی به ضرب و شتم زندانیان تشکیل دهند و غیره و غیره.
Over the course of past 40 years, individuals, groups, critics, opponents, intellectuals, human rights institutions, and … have raised the demands and demands of many of the dictatorial regime of the Islamic Republic. For example, consider some of the following:
Naturally, all these demands are addressed to the regime of the Islamic Republic under the leadership of Ayatollah Ali Khamenei. That is, the Islamic Republic / Khamenei should hold a referendum, abolish the death penalty, abolish the stoning, shut down uranium enrichment, free political prisoners, form a Truth finder Committee to investigate The beating of political prisoners, etc.
نقض خشن، گسترده و مستمر حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران هم چنان ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی تاکنون نه به احمد شهید، نه به عاصمه جهانگیر و نه به جاوید رحمان، نمایندگان ویژه سازمان ملل اجازه ورود به کشور و بازدید از زندان ها را نداده اند. رژیم فاشیستی مذهبی ایران، همچنان خشونت علیه فعالان جنبش های اجتماعی و مدافعان حقوق بشر را افزایش داده است. از سویی دیگر، بازداشت ها، شکنجه، پرونده سازی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام هم چنان ادامه دارد. سرکوب مخالفان با شدت ادامه دارد و رژيم می کوشد مردم را نسبت به زنده و پويا بودن جنبش مدنی و دموکراسی خواهی مايوس سازد . اخیرا نیز گروهی از فعالان جنبش زنان و فعالان سایبری و وبلاگنویسان در ایران بازداشت شده اند.
طبق گزارش ها، زندانیان سیاسی در وضعیت دشواری به سر برده و از همه حقوق انسانی خود محروم هستند. آنها مدام در معرض بازجویی قرار دارند. اذیت و آزار در زندان ها پایانی ندارد. بدرفتاری در زندان ها یک امر عادی گشته و نیازهای درمانی زندانیان بیمار به عنوان وسیله ای برای از پای در آوردن آن ها تبدیل شده است. خطر مرگ بسیاری از زندانیان سیاسی را تهدید می کند. هم اکنون تعدادی از زندانیان شدیدا بیمار و نیازمند مراقبت های پزشکی ویژه هستند. اما بازجویان حکومت از رعایت حقوق اولیه و انسانی آن ها سر باز می زنند.
اکنون بر ماست که صدای اعتراض خود را علیه نقض گسترده حقوق بشر، شکنجه و آزار زندانیان سیاسی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام علیه مخالفان سیاسی پر طنین تر کنیم، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به بازداشت ها و شکنجه و زندان مخالفان حکومت شویم.
بعنوان یکی از فعالان حقوق بشری مدافع آزادی و برابری، جدایی دین و دولت، دموکراسی، حقوق بشر، و رفع هرگونه تبعيض، تمامی نیروهای دمکرات و آزادیخواه را به همگامی در کارزار برای آزادی زندانیان سیاسی و اعتراض علیه نقض حقوق بشر در ایران دعوت میکنم و از همه میخواهم در کارزاری برای افشای نقض حقوق بشر توسط رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران شرکت کنند.

امروز روز جهانی حقوق بشر است. نقض خشن، گسترده و مستمر حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران هم چنان ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی تاکنون به نمایندگان ویژه سازمان ملل اجازه ورود به کشور و بازدید از زندان ها را نداده است. اما همچنان خشونت علیه فعالان جنبش های اجتماعی و مدافعان حقوق بشر را افزایش داده است. از سویی دیگر، بازداشت ها، شکنجه، پرونده سازی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام هم چنان ادامه دارد.
سرکوب مخالفان با شدت ادامه دارد و رژيم می کوشد مردم را نسبت به زنده و پويا بودن جنبش ها مايوس سازد . اخیرا نیز گروهی از فعالان سایبری و وبلاگنویسان در ایران بازداشت شده اند. زندانیان سیاسی در وضعیت دشواری به سر برده و از همه حقوق انسانی خود محروم هستند. آنها مدام در معرض بازجویی قرار دارند. اذیت و آزار در زندان ها پایانی ندارد. بدرفتاری در زندان ها یک امر عادی گشته و نیازهای درمانی زندانیان بیمار به عنوان وسیله ای برای از پای در آوردن آن ها تبدیل شده است. خطر مرگ بسیاری از زندانیان سیاسی را تهدید می کند. هم اکنون تعدادی از زندانیان شدیدا بیمار و نیازمند مراقبت های پزشکی ویژه هستند. اما بازجویان حکومت از رعایت حقوق اولیه و انسانی آن ها سر باز می زنند. اکنون بر ماست که صدای اعتراض خود را علیه نقض گسترده حقوق بشر، شکنجه و آزار زندانیان سیاسی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام علیه مخالفان سیاسی پر طنین تر کنیم، خواستار آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به بازداشت ها و شکنجه و زندان مخالفان حکومت شویم. بعنوان یک مدافع آزادی و برابری، و حامیِ جدایی دین و دولت، دموکراسی، حقوق بشر، و رفع هرگونه تبعيض، تمامی نیروهای دمکرات و آزادیخواه را به همگامی در کارزار برای آزادی زندانیان سیاسی و اعتراض علیه نقض حقوق بشر در ایران دعوت میکنم و از همه میخواهم در کارزاری برای افشای نقض حقوق بشر توسط رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران شرکت کنند.

Today is International Human Rights day, the violent, widespread and continuous violation of human rights by the regime of the Islamic Republic of Iran is still ongoing.
The regime has not allowed the UN special representatives to enter the country and visit prisons so far. But it has also increased violence against activists of social movements and human rights defenders. On the other hand, detentions, torture, filing, the issuance of heavy sentences of imprisonment and execution continues.
Oppression crackdown is continuing, and the regime is trying to tame people for the vividness and dynamism of the movements. Recently, a group of cyber-activists and bloggers have been arrested in Iran.
Political prisoners are in a difficult situation and are deprived of all human rights. They are constantly subject to interrogations. Harassment in prisons is not over. Mistreatment in prisons has become a commonplace and the medical needs of the sick prisoners have become a means of making them suffer.
Many political prisoners are threatened. Currently, a number of highly ill prisoners need special medical care. But government interrogators refuse to respect their basic human rights. It is now up to us to voice our protest against the widespread human rights violations, torture and harassment of political prisoners, the imposition of heavy sentences of imprisonment and execution against political dissidents, demand for the release of political prisoners, to put an end to arrests and torture and the imprisonment of opponents of the government.
As a poet and Human Rights activist and advocating separation of religion and the state, democracy, and the elimination of all forms of discrimination, all democratic and libertarian forces are struggling to campaign for the release of political prisoners and protest against violations of rights. I invite human beings in Iran and I want everyone to participate in a campaign to expose human rights violations by the regime of the Islamic dictatorship of Iran.
حقوق بشر اساسیترین و ابتداییترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهرهمند میشود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومتها به دنبال دارد. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بینالمللی این حقوق ویژگیهایی همچون جهان شمول بودن، سلب ناشدنی، انتقال ناپذیری، تفکیکناپذیری، عدم تبعیض و برابری طلبی، به هم پیوستگی و در هم تنیدگی را دارا است. از این رو به تمامی افراد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچکس را نمیتوان به صرف منطقه جغرافیایی که در آن زیست میکند، از حقوق بشر محروم کرد ضمن اینکه همهٔ افراد فارغ از عواملی چون نژاد، ملیت، جنسیت و غیره در برخورداری از این حقوق با هم برابر و یکسانند و در این خصوص کسی را بر دیگری برتری نیست.
جنگی فرهنگی بین حکومت اسلامی و زنان در جربان است، نه تنها در ایران؛ بلکه در تمام جهان اسلام این نبرد وجود دارد.
ما نسلی هستیم که می خواهیم جهنمی اختیاری داشته باشیم، تا بهشتی اجباری توسط اسلامگرایان شیعه یا سنی.
ما زنان و جوانان امروز، خواستار آزادی و حرمت انسانی و احترام به شعورمان هستیم.
ما نمی خواهیم با شریعت و زور فقهی حاکمان، به بهشت اجباری برویم، ما ترجیح می دهیم جهنم اختیاری برویم. شرم بر زورگویان
.
We are a generation that do not go to Paradise forcibly
The clash between the Islamic government and women is at stake, not only in Iran, but also in the whole Islamic world.
We are a generation that wants to choose Hell with our choices, rather than a forced paradise by Shiia or Sunni Islamists.
Our women and youth today are demanding freedom and human dignity and respect for our senses.
We do not want to go to forced paradise with the sharia and Islamic jurisprudential rulers; we prefer to choose Hell with our choices.
ما دیگر تحمل این وضع را نداریم، دگرگونی در راه است
چون دروغ اسلحه ای بر علیه مردم است
ما همه با هم هستیم، اتحاد نقطه قوت ماست
خداوند شاهد من است، ما خیلی صبر کرده ایم
دروغ (ممنوع)، تقلب (ممنوع)
خشونت (ممنوع)
ما بر این باوریم (بله)، که میتوانیم (بله)
ما پیروز خواهیم شد (بله، بله)
ما بی شماریم، ما شکست ناپذیریم
ما بی شماریم، ما شکست ناپذیریم

We can not tolerate this horrific situation, transformation is on the way
Because lie is a weapon against people
We are all together, united is our victory secret
We were so patient
Stop lying stop cheating
Stop violence against people
We are all believe that we can (yes)
The victory is for us (yes)
We are infinite, we are invincible
We are infinite, we are invincible
What you gonna do to your daughters and sons
You should know that we will continue the battle until we win it
The truth is our weapon, we do not scare of your real weapon
We people, are invincible, we are all together
We are united, we will stay forever
We will get freedom
در این روزهای خواب آلود یاران. . .
در گذرگاه عمیق مرده ماران . . .
یک نفر تنهاست، یک نفر با هاله و صابر به راه خسته گان دیر . . .
روزهای مرده پابرجاست . . .
آری . . .
یک نفر تنهاست . . . .
زمستان است . . . ببار ای برف که پر گشته دیار از حرف.. .
همی گوییم ز یارانی که تا دیروز پنهان بود از ذهنم و یا حرفی نبود از بهر سردادن صدایی . . .
ولیکن حال با مرگم. . .
به صدها نغمه از آواز پر دردم . . .
بسازم سوژه ای تا هر کسی از دوست. . .
تا آن آدم دور و غریبانه سراید از برایم سخت و گرم عاشقانه . . .
این چکامه . . . اه اینک کو؟؟؟ کجاست آن آرش افسانه ای من؟؟
که رسم زندگان این است. . . بباید مرد، که تا اینجا عزیز دل بخوانندت . . .
بگیر آن چادر مشکین وش فردای ملکم را . . .
ز شاه چرک آیین و سپهسالار خشم افزا . . .
نشاید بر وطن این چادر چرکین و بر فردای ملکم این حجاب سخت بگمارند و بر امّید فرداها، لباس درد آرایند . . .
همیشه یک نفر باید به پا خیزد …همیشه یک نفر باید که آتش را به پا سازد و یک تن شعله های خشم را بالا برد آن قدر . . .
تا شوری بپا سازی و جمعی رابشورانی و سر را در ره ایمان، آویز طناب دار گردانی . . .
ولی افسوس چشمان ترا بستند . . .وگرنه نیک میدیدی که بعد مرگ . . .
چگونه صد هزاران مرد نیکوکار، ایمان تورا فریاد میدارند . . .
در اینجا در دیار عشق باید مرد تا مانی . . .
بباید مرد، تا دانی . . .
چگونه صد هزاران مرد نیکوکار، ایمان تورا فریاد میدارند . . .
نگاه لاجرم فریاد کردم در گذار از شب صفت مردان این شهر. . .
این اسیر مرده شاهان. . . . نیک بنگر . . .
کز فلک آماج سرخ چیدن فریاد می بارد . . .
من هبوط چشمه های پرخم جوشان را با چشم خود دیدم. . . .
زمین هم. . .
در نبود شط پرآب . . .
بر کویر خشک و بی آباد شهرم تحفه ی انکار می بارد . . .
به دستت ار مدد آید. . .
بپاشان . . . خیس کن . . .
بردار و بر دار طبیعت، گردن سنگین زشتی های دنیا را . . .
فقانا . . .
کز فلک آماج سرخ چیدن فریاد می بارد . 

The United Nations General Assembly adopted on Wednesday a resolution condemning the Iranian regime’s human rights abuses. Passed with 79 affirmative votes, this is the 67th UN resolution on the human rights situation in Iran since the mullahs rose to power in 1979. 
The resolution raises concern at the “alarmingly high frequency of the imposition and carrying-out of the death penalty” in Iran. These include executions that were undertaken against persons on the basis of forced confessions, execution of minors, and executions carried out for crimes that “do not qualify as the most serious crimes,” the resolution warns. The UN resolution stresses that that the regime is in violation of its international obligations and in breach of international covenants, the International Covenant on Civil and Political Rights and Convention on the Rights of the Child.
The resolution also raises alarm at the widespread and systematic use of arbitrary arrests and detention, the use of torture to extract confessions, such as in the case of wrestling champion Navid Afkari, executed in September. There is also mention of suspicious deaths in custody, as well as long-standing violations involving the Iranian judiciary and security agencies, including enforced disappearances and extrajudicial executions.
The regime is also condemned for its suppression of the right to freedom of expression and opinion, including widespread restrictions on Internet access and in digital contexts, and the right to freedom of association and peaceful assembly and harassment, intimidation and persecution of political opponents, human rights defenders, and all forms of discrimination and other human rights violations against women and girls in law and in practice.
The regime’s repressive measures have increased in recent months, as the regime neared the first anniversary of the November 2019 uprising, in which protesters in than 190 cities across Iran called for the overthrow of the regime. The regime only managed to maintain its hold on power through a brutal crackdown and the murder of more than 1,500 protesters.
روز چهارشنبه ۲۸ آبانماه۱۳۹۹، کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد در نیویورک، شصت و هفتمین قطعنامهٔ محکومیت دیکتاتوری آخوندی از سوی ارگانهای ملل متحد را، با ۷۹رأی موافق به تصویب رساند. این قطعنامه بهرغم تمامی تشبثات این رژیم ضدبشری و همدستان و حامیانش تصویب شد.
قطعنامهٔ مصوب کمیتهٴ سوم مجمع عمومی نقض حقوق اولیه انسانی و آزادیهای اساسی و شمار بالای اعدامها و بهویژه اعدام نوجوانان و همچنین شکنجه و رفتار بیرحمانه در زندانها در عمل و در قوانین فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران را محکوم کرده و خواستار آزادی دستگیر شدگان قیام آبان و دی۹۸ شده است.
این قطعنامه توسط کانادا و بیش از سی کشور دیگر عضو سازمان ملل از جمله آمریکا، انگلستان، آلمان و فرانسه به مجمع عمومی ارائه شده است.
در این قطعنامه جامعه بینالمللی «نگرانی جدی خود را نسبت به افزایش اجرای حکم اعدام بهویژه اعدام زندانیان سیاسی توسط حکومت آخوندی.و همچنین اعمال مجازات اعدام علیه افراد زیر سن قانونی و گرفتن اعترافات اجباری که با نقض قوانین بینالمللی صورت میگیرد» ابراز کرده و خواستار لغو اعدامهای وحشیانه در ملأعام شده است.
قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل خواستار آزادی دستگیر شدگان قیام آبان و دی۹۸ شده و از رژیم میخواهد تا به استفاده بیش از حد از زور، بازداشتهای خودسرانه، و شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، یا مجازات علیه معترضان مسالمتآمیز و زندانیان سیاسی، عدم رعایت ضمانتهای دادرسی عادلانه، و استفاده از شکنجه برای اعتراف گیری، مانند پرونده نوید افکاری و دیگران، و همچنین موارد مرگ مشکوک در بازداشت، و تخلفات دیرینه مربوط به قضاییه و سرویسهای امنیتی رژیم ایران، از جمله ناپدید شدنهای اجباری و اعدامهای غیرقانونی، پایان دهد.
قطعنامه همچنین رژیم آخوندی را به آزاد کردن اشخاصی که بهدلیل اعمال حقوقبشر و آزادیهای اساسی خود بازداشت شدهاند، و همچنین برداشتن احکام سخت ناعادلانه، از جمله مجازات اعدام و تبعید داخلی طولانی مدت، و پایان دادن به انتقام جویی علیه مدافعان حقوقبشر، معترضان و خانوادههای آنها، و روزنامهنگاران شده است.
قطعنامهٔ مصوب کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد، به موارد قتل بازداشت شدگان در زندانها و استفاده مفرط از زور و قهر علیه معترضان اشاره میکند و دیکتاتوری آخوندی را به آزاد کردن کسانی که بهخاطر «استفاده از حقوقبشر و آزادیهای اساسی» بازداشت شدهاند، از جمله «کسانی که تنها بهخاطر شرکت در اعتراضات» دستگیر شدهاند فرامیخواند.
در بخش پایانی قطعنامهٔ کمیتهٴ سوم مجمع عمومی ملل متحد ضمن تأکید بر لزوم بازدید گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متحد از ایران تحت حاکمیت آخوندها، آمده است: «(مجمع عمومی) تصمیم دارد تا بررسی وضعیت حقوقبشر در ایران را ادامه دهد». (سایت سازمان ملل در نیویورک ۲۸آبان۹۹)
The Iranian regime further engages in activity that raises human rights concerns, including targeting women, members of ethnic and religious minority groups, and those with opposing political views. The United States shares the Special Rapporteur’s concerns regarding the continued repression of members of religious minority groups. Gonabadi Sufis, Baha’is, and Christian converts face severe treatment because of their beliefs, including harsh jail sentences. Iran should respect the human rights of all, including non-Shia Muslims.
The Iranian regime continues to refuse access to the country to the UN Special Rapporteur on Iran. We urge the government to immediately allow a country visit, as there have been no independent or transparent investigations into the regime’s killings of up to 1,500 protesters in November 2019.
قطعنامه محکومیت «نقض شدید و فاحش حقوقبشر» در ایران روز چهارشنبه ۲۸ آبان در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد.
شصت و هفتمین قطعنامه در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران با ۷۹ رای موافق، ۳۲ رای مخالف و ۶۴ رأی ممتنع به تصویب رسید.
این قطعنامه با پيشنهاد کانادا و حمایت شماری از کشورها از جمله آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه ارائه شده بود.
در این قطعنامه «نسبت به افزایش اجرای حکم اعدام به ویژه اعدام زندانیان سیاسی»، «اعمال مجازات اعدام علیه افراد زیر سن قانونی»، «فشار فزاینده علیه اقلیتهای مذهبی از جمله اعضای جامعه بهایی»، «نقض حقوق زندانیان سیاسی از جمله عدم دسترسی آنها به وکیل»و «اخذ اعترافات اجباری» در نظام جمهوری اسلامی ابراز نگرانی شده است.
رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه اسلامی ایران در جنایت بزرگ دیگری نوید افکاری را اعدام کرد، اما دیر نخواهد بود که پاسخ خود را از مردم و جوانان معترض در شعلهورتر شدن آتش قیام سرنگونی خواهد گرفت.
جوانان و مردم ایران، بزودی در اعتراض به خون به ناحق ریخته شده نوید به پا میخیزند.
امروز ایران همراه با خانواده افکاری در سوگ نوید است و جهان از بربریت و توحش خامنهای شوکه شده است.
فاشیسم دینی حاکم بر ایران که یک روز بدون سرکوب و اعدام و شکنجه دوام نمیآورد، با ریختن خون فرزندان دلیر مردم ایران مانند نوید میخواهد خود را در برابر قیام مردم ایران حفظ کند، اما شهادت نوید شعلههای قیام مردم ایران را فروزانتر میکند و حکومت آخوندها را برای همیشه به گور میسپارد. 
به خانواده نوید شهید، به مردم شیراز، به جامعه ورزشی ایران و به مردم داغدار کشورمان تسلیت میگویم. مردم ما این جنایت را، نه میبخشند، نه فراموش میکنند. از جوشش این خون، خامنهای و رژیماش جان بهدر نخواهند برد.
شورای امنیت ملل متحد و کشورهای عضو، شورای حقوق بشر و کمیسر حقوق بشر، اتحادیه اروپا و عموم مراجع مدافع حقوق بشر باید به اقدامات موثر و عملی علیه رژیم ایران بهخاطر اعدام نوید و ۱۲۰هزار اعدام سیاسی دیگر دست بزنند. سکوت و بیعملی چراغ سبز برای ادامه جنایت و بهمثابه همدستی است.
یکبار دیگر جامعه جهانی را فرامیخوانیم برای اقدام فوری جهت آزادی برادران افکاری و زندانیان اعتراضات و زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی که در معرض اعدام قرار دارند.
سرکوب دگراندیشان و منتقدان و اقلیت های عقیدتی و سیاسی در خاورمیانه به ویژه ایران همچنان ادامه دارد و ما خواستار شکستن سکوت جامعه جهانی در برابر اختناق حاکم در ایران هستیم.
باید گفت فشارهای جامعه جهانی و اروپاییان به رژیم ایران بعد از قرارداد اتمی موسوم به برجام، به مراتب کاهش یافت و همین به مقامات رژیم اسلامی فرصت داد تا بتوانند مخالفان و منتقدان داخلی را کماکان سرکوب و وادار به سرکوب و خروج کنند. گفتنی است؛ گزارشگران پیشین ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، بارها با انتشار گزارش های مستند خود، رژیم جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر، سرکوب آزادی بیان و دگراندیشان، اعدام های فله ای، ربایش و تهدید منتقدان و همچنین عدم پایبندی به تعهدات بین المللی در حوزۀ حقوق انسانی محکوم کرده اند، اما جهان سکوت کرده است. به نظرم امروز بزرگترین خائنان و جنایتکاران کسانی هستند که وقتی خطایی می بینند و می دانند خطاست، سرشان را برمی گردانند… سکوت در برابر ظلم در ایران، خیانت به بشریت است… سکوت نکنیم.
The repression of dissidents, critics, and ideological and political minorities in the Middle East, especially Iran, continues, and we call for the international community’s silence to be broken on repression in Iran.
It has to be said that the pressure of the international community and the Europeans on the Iranian regime after the nuclear deal, called the Brajam, has been greatly reduced, and this has given Islamic regime officials the opportunity to continue to suppress and oust domestic dissidents and critics.
Former UN Special Rapporteurs on Iran have repeatedly published their documentary reports on the human rights abuses of the Islamic Republic of Iran, suppressing freedom of expression and dissent, mass executions, abduction and threatening of critics, as well as lack of criticism. They have condemned international human rights commitments, but the world is silent.
I think today the biggest traitors and criminals are those who turn their heads when they see an error and they know it is an error … Silence against the cruelty in Iran is a betrayal of humanity … let’s not be silent
اول اینکه نقش دین ایجاد دموکراسی نیست. هیچ دینی وجود ندارد که رسالت خود را ایجاد دموکراسی یا حتی بسط آن اعلام کرده باشد. آیا کسی دینی میشناسد که پیامبرش وعده دموکراسی به پیروان اش داده باشد؟ اگر چنین نیست، بنا بر این اصولاً بحث دین و دموکراسی و به طور مشخصتر اسلام و دموکراسی که این همه کتاب و مقاله راجع به آن نوشته میشود اصولاً موضوعیت ندارد. یعنی بحثیاست بدون معنی و عاری از موضوع.
دوم اینکه، دین اساسش بر اعتقاد نهاده شده و دموکراسی بر قرارداد. رابطه دین رابطه عمودی است، رابطه فرد است با موجودی فرا-انسانی، در حالیکه رابطه دمکراتیک، رابطهای است افقی، یعنی رابطه انسان با انسان. یا به عبارت دقیقتر، رابطه شهروند با شهروند. این تفاوت ماهوی بین روابط، از حوزه ادیان هم بالاتر رفته و اختلاف اساسی بین افلاطون و ارسطو هم هست.
سوّم آنکه، واحد دین، مؤمن است و واحد دموکراسی شهروند. دین شهروند نمیشناسند. مؤمنان امّت دینند. اینان از حقوقی برخوردارند که دیگران از آن محرومند. در دموکراسی همه از حقوق یکسان برخوردارند، خواه مؤمن باشند یا کافر یا هر چه دیگر. این اصل است و حال آنکه اصل در دین، تبعیض است. فکر میکنم این مطلب آنقدر واضح است که بسط آن، اتلاف وقت خواننده میشود.
حالا هم که در پرتو انقلاب، حکومت اسلامی در کشور ما برقرار است. پس حکومت دینی جلوه خارجی تاریخی و واقعی دارد. منتهی، حرف این است که حکومت دینیِ دمکراتیک، نه وجود خارجی و تاریخی پیدا کرده و نه میتواند پیدا کند. به عبارت روشنتر، اگر خواستار دموکراسی هستیم، نه میتوانیم اعتقاد دینی را نقطه آغازین قرار دهیم و نه میتوانیم دو نقطه حرکت توأماً داشته باشیم، یعنی هم مسلمانی و هم شهروندی.
Three main reasons stop religions specially Islam to build democracy,First of all the role of religions is not to make democracy and Islam and Its profit never promised people to have a democracy condition so generally in non of the points in Islam history during one thousand and four hundred years people experience democracy then more clearly speaking, results of governing by Islam rules never end to democracy .
Second, religion is based upon faith but democracy is an agreement, religion is a vertical relation between God and humankind but democracy is a relationship among citizens and looks more horizontal.
Third, religion consists of believers but democracy formed by citizens, religion is based on discrimination but democracy based on equality, in democracy nonbelievers are not the enemy of society and without respect to their beliefs can live a peaceful life.
جنگی فرهنگی بین حکومت اسلامی و زنان در جربان است، نه تنها در ایران؛ بلکه در تمام جهان اسلام این نبرد وجود دارد.
ما نسلی هستیم که می خواهیم جهنمی اختیاری داشته باشیم، تا بهشتی اجباری توسط اسلامگرایان شیعه یا سنی.
ما زنان و جوانان امروز، خواستار آزادی و حرمت انسانی و احترام به شعورمان هستیم.
ما نمی خواهیم با شریعت و زور فقهی حاکمان، به بهشت اجباری برویم، ما ترجیح می دهیم جهنم اختیاری برویم.
شرم بر زورگویان اسلام مدار
For me the paradise is a place wherein human beings are respected and human rights and freedom co-exist. That which means neither Islam nor Islamic government.
There is an ongoing cultural war between women and Islamic government these days, not only in Iran but it exists all over the Islamic world.
We are the generation wishing to go to hell voluntarily instead of being taken to paradise forcibly by Islamist.
We, the young and females, demand freedom and respect for human being.
We do not want to go to paradise forcibly by be being obedient to the rules of sharia, we prefer to go to hell willingly.
Shame on Islamic tyranny
اعدام قتل عمد دولتی است! علیه اعدام و نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اعدام بپاخیزید
اعدامها در ایران، دو دوران دولت حسن روحانی نیز شدت یافته و بر خلاف ادعای دولت بنفش، فضای امنیتی و ارعاب و صدور احکام غیر منصفانه برای فعالان مدنی تداوم یافته است. به نظرم صدور و اجرای حکم اعدام، همان قتل عمد دولتی است.
اعدام جنایت سازمان یافته و آگاهانه دولت و نهادهای قدرت علیه مردم بیدفاع است. قربانیان اعدام هر که باشند، در این واقعیت تغییری نمیدهد که جمهوری اسلامی بخاطر ارعاب جامعه و گستراندن چتر اختناق اعدام میکند. اعدام نه “مجازات” است و نه با رایج بودن قانون اعدام هیچگونه “عدالتی” در جامعه اجرا میشود. ما باید برای الغای بی قید و شرط مجازات اعدام تلاش کنیم و از جنبش برای لغو اعدام در ایران و هر جای جهان قاطعانه حمایت کنیم. مبارزه با مجازات اعدام و متوقف کردن آن مستلزم یک تلاش گسترده و سراسری برای درهم کوبیدن ماشین جنایت اسلامی است.
تلاش و مبارزه برای لغو اعدام را گسترش دهیم، رژیم اسلامی ایران هر هشت ساعت یک نفر را اعدام می کند… از جامعه جهانی کمک بخواهیم…
Execution is a deliberate government murder. rise against the execution and human rights abuses by the Islamic Republic of Iran. 
Executions in Iran have also aggravated during the course of the two periods of Hassan Rouhani’s government, and contrary to purple government claims, the security environment, intimidation and the issuance of unfair sentences for civil rights activists have continued.
In my opinion, the issuance and execution of the death sentence is the deliberate state-sponsored murder.
The execution is both organized and deliberate crime of the state and the institutions of power against the defenseless people. Whoever the victims of the death penalty is, the fact does not change t that the Islamic Republic uses execution as a means for intimidating the society and expanding its umbrella. Execution is neither a “punishment” nor a means to expand justice in society.
از سویی دیگر، بازداشت ها، شکنجه، پرونده سازی، صدور احکام سنگین زندان و اعدام هم چنان ادامه دارد. سرکوب مخالفان با شدت ادامه دارد و رژيم می کوشد مردم را نسبت به زنده و پويا بودن جنبش مدنی و دموکراسی خواهی مايوس سازد . اخیرا نیز گروهی از فعالان جنبش زنان و فعالان سایبری و وبلاگنویسان در ایران بازداشت شده اند.من به غير از جمهورى اسلامى ایران، هيچ حكومتى رو در جهان نميشناسم كه از مردمش اينچنين عقب تر باشد.

رژیم جمهورى اسلامى ایران، مانند يك موتور كه در خلاف جهت حركت ميكند مانع از پيشرفت و شكوفايى جامعه ايرانى شده است. بر ما جوانان سکولار است که فریاد بزنیم و بگوییم جامعه جهانی باید مقابل حکومتهای ناقض حقوق بشر، ناقض حقوق انسانها، ناقض آزادی بیان و عقیده بایستد. تمام ما باید فریاد باشیم و با اطلاع رسانی و شفاف سازی، مانع تداوم صدور و اجرای احکام اعدام در ایران شویم.
I do not know any government in the world other than the Islamic Republic of Iran that is so much more backward than its society and its people.
The Iranian Islamic Republic regime performs as a reverse engine that prevents the development of the Iranian community and doesn’t allow the Iranian society to flourish.
It is our duty as the secularist youth to raise our voice and strongly and persistently ask the international community to stand against the regimes that violate human rights, individuals’ basic rights, freedom of speech, and freedom of expressions and beliefs.

All of us must raise our voice and by informing, notifying and spreading the news stop the implementation of death sentences and individuals’ execution in Iran.
رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه اسلامی ایران در جنایت بزرگ دیگری نوید افکاری را اعدام کرد، اما دیر نخواهد بود که پاسخ خود را از مردم و جوانان معترض در شعلهورتر شدن آتش قیام سرنگونی خواهد گرفت.
جوانان و مردم ایران، بزودی در اعتراض به خون به ناحق ریخته شده نوید به پا میخیزند.
امروز ایران همراه با خانواده افکاری در سوگ نوید است و جهان از بربریت و توحش خامنهای شوکه شده است.
فاشیسم دینی حاکم بر ایران که یک روز بدون سرکوب و اعدام و شکنجه دوام نمیآورد، با ریختن خون فرزندان دلیر مردم ایران مانند نوید میخواهد خود را در برابر قیام مردم ایران حفظ کند، اما شهادت نوید شعلههای قیام مردم ایران را فروزانتر میکند و حکومت آخوندها را برای همیشه به گور میسپارد.
به خانواده نوید شهید، به مردم شیراز، به جامعه ورزشی ایران و به مردم داغدار کشورمان تسلیت میگویم. مردم ما این جنایت را، نه میبخشند، نه فراموش میکنند. از جوشش این خون، خامنهای و رژیماش جان بهدر نخواهند برد.
شورای امنیت ملل متحد و کشورهای عضو، شورای حقوق بشر و کمیسر حقوق بشر، اتحادیه اروپا و عموم مراجع مدافع حقوق بشر باید به اقدامات موثر و عملی علیه رژیم ایران بهخاطر اعدام نوید و ۱۲۰هزار اعدام سیاسی دیگر دست بزنند. سکوت و بیعملی چراغ سبز برای ادامه جنایت و بهمثابه همدستی است.
یکبار دیگر جامعه جهانی را فرامیخوانیم برای اقدام فوری جهت آزادی برادران افکاری و زندانیان اعتراضات و زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی که در معرض اعدام قرار دارند.
تیتر خبر رسانه های روز شنبه، ۲۲ شهریور ماه، همین بود: «نوید افکاری اعدام شد». خبر کوتاه و شوکه کننده، همراه با دنیایی از بهت و اندوه بود. اجرای شتابزده حکم اعدام برای پرونده ای که روند دادرسی آن، حتی در چارچوب قوانینِ خودِ رژیم نیز پر از «ابهامات بسیار جدی» بود.
حکم اعدام نوید افکاری، صبح روز شنبه، به رغم اعتراضات بسیار در داخل و خارج از کشور و با وجود درخواستهای بین المللی از رژیم برای توقف این حکم، اجرا شد.
نوید افکاری ورزشکار و جوان ۲۷ ساله کشتی گیری بود که در سال ۱۳۷۲ خورشیدی در شهر شیراز به دنیا آمد. وی از معترضان تابستان 97 بود و به جرم شرکت در اعتراضات شناسایی و بازداشت شد. اتهامات بسیار زیادی در پرونده نوید و برادرانش آورده شده است. در اتهامات نوید افکاری اتهام «توهین به رهبر» نیز دیده می شود. اما اتهاماتی که در ظاهر به آن دلیل برای نوید افکاری حکم اعدام صادر کردند، اتهام محاربه بود.
اتهامی که برای اثبات آن هیچ مدرک و مستندات قانونی وجود نداشت تا با استناد به آن بتوان ارتکاب قتل توسط نوید افکاری را ثابت کرد. بنا بر آنچه که خانواده افکاری گفته بودند، و نیز با استناد به فایل صوتی که نوید افکاری پیش از اعدام و از درون زندان فرستاده بود، اعترافاتی که تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی از نوید افکاری گرفته شده بود؛ تنها مدرکی بود که دادگاه با استناد به آن، این جوان معترض را به اعدام محکوم کرد.
اعتراف زیر شکنجه، تقریبا در هیچ کجای دنیای امروز، ارزش و اعتباری ندارد ، اما این نخستین بار نیست که در ایران یک زندانی را تنها با استناد به اعترافاتی که در زیر شکنجه های شدید و غیر انسانی از او گرفته شده است، اعدام می کنند.
اعدام نوید افکاری اما تا حدودی متفاوت بود. این اعدام شتابزده در حالی انجام شد که بسیاری از نهادها و سازمانهای بین المللی، از قبیل بسیاری از ورزشکاران جهان، رییس کمیته بین المللی المپیک، رییس جمهور آمریکا، دیده بان حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل و همچنین بسیاری از مردم ایران خواهان توقف این اعدام شده بودند. یکی دیگر از دلایل متفاوت بودن اعدام نوید افکاری، عجله و شتابزدگی عجیب رژیم در این اعدام بود. آنهم در حالیکه پیشتر وکیل جدید پرونده از وجود «اشکالات جدی» در روند دادرسی خبر داده بود. به همین سبب، وکلای این زندانی معترض برای درخواست تجدید نظر، با توجه به اشکالات وارده، اقدام کرده بودند.
پس از اعدام نوید، دیانا الطحاوی، مدیر خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای این اعدام مخفیانه را محکوم کرد و آن را «تمسخر هولناک عدالت» نامید. او خواستار اقدام فوری بین المللی در این راستا شد.
حقیقت نیز همین است. واژه «عدالت» در جمهوری اسلامی به تمسخر گرفته شده است. حکومت، «عدالت» را نیز به «گروگان» گرفته است. مفهومی به معنای عدالت به آن معنا که جهان می شناسد و در ذهن دارد، در جمهوری اسلامی وجود ندارد.
جمهوری اسلامی، رژیمی است که داعش وار رفتار میکند. قوانینش، همچون قوانین داعش است. و البته خودش نیز به مراتب بسیار خطرناکتر از داعش است. چرا که در حقیقت، داعش «همانی بود که بود». خودش را چیز دیگری نشان نمیداد. به همین روی حمایتهای جهانی را به دنبال خود نداشت. خودش را دموکراتیک نشان نمیداد، و در پس پرده وحشیانه رفتار نمیکرد. داعش در تلاش برای گنجاندن جنایتهایش در چارچوب قوانین بین المللی نبود. داعش بازوهای پروپاگاندایی در کشورهای غربی نداشت تا جنایاتش را در چارچوب قوانین بین المللی توجیه کنند. سربازان جنگ نرم داعش در آمریکا و اروپا در حال تلقین و تطبیق جنایاتش با «فرهنگ» بومی منطقه نبودند. اما جمهوری اسلامی تمام این کارها را میکند.
جمهوری اسلامی، حکومتی است که آن چیزی نیست که ادعا میکند. حکومت اسلامی، در حقیقت نه جمهوری است و نه حتی به معیارهای اسلامی ای که ادعا میکند، پایبند است. این رژیم یک دیکتاتوری مطلق است. دیکتاتوری ای که برای تطهیر جنایاتش از نام دین استفاده میکند.
در طول تاریخ ایران، هرگز هیچ حکومت و نهادی نتوانسته بود تا به این اندازه دین را در چشم ایرانیان منفور سازد.
حکومت هر جایی که نیاز داشته باشد به اسلام استناد میکند، و هر جایی که منافعش ایجاب کند، حتی به محرمات اسلام هم ذره ای بها نمیدهد. اعدام نوید افکاری در «ماه محرم» که از ماههای حرام اسلامی است؛ یکی از همین موارد بود.
این دیکتاتوری مطلق، زیر نام جمهوریت و آراستن جنایاتش به لباس قانون و گنجاندن آنها در چارچوب قوانین و تعاریف بین المللی؛ به مراتب بسیار خطرناکتر از داعش است. آن هم نه تنها برای شهروندان ایران، که تهدیدی جدی برای صلح و امنیت جهانی نیز به شمار می آید.
پرونده سازی برای معترضان و مخالفان رژیم یکی از همین لباسهای قانونی است که رژیم بر تن جنایتهایش میکند. در پرونده سازیهایی که برای نوید افکاری انجام شد می بینیم که نوید را بدون سند بازداشت کردند. با شکنجه از او اعتراف گرفتند. با وکیلی که خودش یکی از پرونده سازان علیه نوید بود، به صورت غیرعلنی و پشت درهای بسته محاکمه اش کردند. بدون مدرک و مستندات به دو بار اعدام محکومش کردند. مخفیانه او را کشتند. و شبانه و مخفیانه او را به خاک سپردند.
سپردن اجباری وکالت نوید به حسن یونسی -فرزند علی یونسی، وزیر اطلاعات کابینه خاتمی و از همکاران ری شهری و نیز از عاملان کشتارهای دهه شصت- یکی دیگر از نکات تاریک این پرونده است. تاییدی بر این حقیقت که این اعدام یک «جنایت سیاسی» و یک «قتل حکومتی» بود. یک «جنایت سیاسی» دیگر.
اعدام شتابزده نوید یکبار دیگر نشان داد که این حکومت هیچ ارزشی برای «عدالت» قایل نیست. سیستم قضایی در این حکومت تنها یک هدف دارد، و آن هم گذاشتن سرپوش قانونی بر روی جنایات رژیم است.
روند دادرسی این پرونده، نه تنها با معیارهای بین المللی دادرسی همسو نبود، که بی توجهی کامل و به سخره گرفتن قانون و «مفهوم عدالت» نیز بود. این حکم و اجرای آن، حتی برخلاف قوانین خودِ جمهوری اسلامی هم بود. حتی همان مضحکه ی «اعترافات تلویزیونی» که با استناد به همانها حکم صادر میکنند، نیز پر از تناقض بود.
قوه قضاییه رژیم ایران، یک بار دیگر ثابت کرد که این قوه ابزاری برای سرکوب مخالفان و معترضان حکومت است. قوه قضاییه ایران نه تنها یک سیستم دادسپاری و دادخواهی برای دادرسی و کمک به مردم ایران نیست، که تهدیدی جدی برای جان و مال شهروندان ایران به شمار می آید.
این «تمسخر عدالت» در حالی برای نوید افکاری، معترضی که هیچ مدرک و مستنداتی برای محکومیتش نیست حکم اعدام صادر، تایید، و شتابزده آن را اجرا کرد؛ که علی نجفی – شهردار پیشین تهران که همسر جوانش را به قتل رساند- در نهایت به چند سال زندان محکوم شد و آزادانه از زندان به مرخصی می رود.
اعترافات تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی که تقریبا در هیچ کجای دنیا نمیتوان به آنها استناد کرد، مبنای کار سیستم قضایی رژیم ایران است.
نوید افکاری در حالی اعدام شد که تحقیقی مستقل و شفاف در مورد ادعای شکنجه خودش و برادرانش و اعترافاتی که زیر شکنجه از آنها گرفته شد، انجام نشد. و هرگز محاکمه ای عادلانه صورت نگرفت.
این اعدام مخفیانه که بدون حضور و اطلاع خانواده، بدون آخرین دیدار، بدون آخرین خداحافظی و در «ماه حرام» انجام شد از یک سوی دیگر نیز پرسش برانگیز است. چه چیزی در این پرونده وجود داشت که آنها را وادار به چنین «اعدامی عجولانه» میکرد؟! چرا نوید افکاری در «ماه محرم» که بر اساس باورهای دینی و حکومتی «ماه حرام» محسوب می شود، اعدام شد؟ چه چیزی در مورد پرونده نوید افکاری وجود داشت که رژیم اسلامی را وادار کرد تا به طور ناگهانی و بدون رعایت قوانین پیرامون ماههای حرام، او را اعدام کند؟
از چه میترسیدند که اینطور عجولانه و شتابزده، حتی بدون اطلاع خانواده و «مخفیانه» او را اعدام کردند؟
حقیقت این است که نوید افکاری یک قربانی بود. قربانی ای که خودش و خانواده اش ناخواسته درگیر ماجرایی شدند که به تمامی یک «بازی سیاسی» بود. او قربانی یک «پرونده سیاسی» شد و اعدامش نیز یک «قتل سیاسی»، و «قتلی حکومتی» بود. رژیمی که اقتدارش را در «النصر بالرعب» می بیند، برای بقا نیاز به ایجاد ترس و وحشت دارد. و برای ایجاد این رعب، نیاز به اعدام و کشتار.
Why did the regime of the Islamic Republic execute Navid?
The headline of the media on Saturday, September 12, was: “Navid Afkari was executed”. The news was short and shocking, with a world of shock and sadness. The hasty execution of a death sentence for a case whose proceedings, even within the framework of the regime’s own laws, were full of “very serious ambiguities.”
Navid Afkari was sentenced to death on Saturday morning, despite numerous protests at home and abroad, despite international calls from the regime to suspend the sentence.
Navid Afkari was a 27-year-old wrestler who was born in 1993 in Shiraz. He was one of the protesters in August 2018 in this city. Navid was identified and arrested in connection with the protests in August 2018 for participating in the protests. Many accusations have been made in the case of Navid and his brothers. Navid Afkari is also charged with “insulting the supreme leader.” But the charges that apparently led to the death sentence for that reason were Moharebeh charges.
An accusation that was not substantiated by any legal documents to prove that Navid Afkari committed the murder. According to the Afkari family, and based on an audio file sent by Navid Afkari before his execution and from inside the prison, the confessions obtained from Navid Afkari under the most severe physical and mental torture; It was the only evidence on which the court sentenced the young protester to death.
A confession under torture has almost no value and credibility anywhere in the world today, but this is not the first time that a prisoner has been executed in Iran based solely on confessions obtained under severe and inhumane torture.
The execution was somewhat different. The hasty execution came as many international organizations, including many world athletes, the head of the International Olympic Committee, the US president, Human Rights Watch, Amnesty International, as well as many Iranians, called for an end to this execution. Another reason showing the difference was the regime’s strange haste and haste in this execution. Earlier, the new lawyer in the case had reported “serious problems” in the proceedings. For this reason, the lawyers of this protesting prisoner had appealed due to the problems.
Following Navid’s execution, Diana Al-Tahawi, Amnesty International’s Middle East and North Africa director, issued a statement condemning the secret execution, calling it a “horrific mockery of justice”. He called for immediate international action.
In fact, the word “justice” has been ridiculed in the Islamic Republic. The government has also taken “justice” hostage. There is no concept of justice in the Islamic Republic in the sense that the world knows and has in mind.
The Islamic Republic is a regime that behaves like ISIS. Its laws are like the laws of ISIS. And, of course, it is far more dangerous than ISIS. Because, in fact, ISIS was “what it was.” Therefore, it did not seek global support. He did not pretend to be democratic, and he did not behave brutally behind the scenes. ISIL did not seek to include its crimes in international law. ISIL did not have propaganda arms in the West to justify its crimes under international law. ISIL soft warfare soldiers in the United States and Europe were not indoctrinating their crimes with the region’s indigenous “culture.” But the Islamic Republic does it all.
The Islamic Republic is a government that is not what it claims. The Islamic government is, in fact, neither a republic nor even adheres to the Islamic standards it claims. This regime is an absolute dictatorship. A dictatorship that uses the name of religion to purge its crimes.
In the history of Iran, no government or institution has ever been able to make religion notoriously infamous.
The government invokes Islam wherever it needs to be, and wherever its interests require, it does not value the prohibitions of Islam in the slightest. Execution of Navid Afkari in the “month of Muharram”, which is one of the forbidden Islamic months; It was one of those cases.
This absolute dictatorship, under the name of the Republic and adorning its crimes with the garb of law and including them in the framework of international laws and definitions; It is far more dangerous than ISIS. It is a threat not only to the citizens of Iran, but also to world peace and security.
File-making for protesters and opponents of the regime is one of the legal means they use to justify their crimes. In the cases that were made for Navid Afkari, we see that Navid was arrested without a document. He was tortured and confessed. He was prosecuted behind closed doors with a lawyer who was one of the plaintiffs against Navid. He was sentenced to death twice without any documents. He was secretly killed. And they buried him secretly at night.
The forced handover of Navid’s case to Hassan Younesi – the son of Ali Younesi, Khatami’s cabinet minister of intelligence and a colleague of Reyshahri, as well as the perpetrators of the killings of the 1980s – is another dark point in this case. Confirmation of the fact that this execution was a “political crime” and a “government assassination”. Another “political crime.”
The hasty execution of Navid once again showed that this government does not value “justice”. The judicial system in this government has only one goal, and that is to legally cover the crimes of the regime.
The trial was not only inconsistent with international standards, but also a complete disregard for the law and the “concept of justice.” This ruling and its execution were even against the laws of the Islamic Republic itself. Even the ridiculousness of the “televised confessions” on which they are sentenced was full of contradictions.
The judiciary of the Iranian regime has once again proved that this judiciary is a tool for suppressing the opposition and protesters of the government. The Iranian judiciary is not a system for litigation and assistance to the Iranian people, but a serious threat to the lives and property of Iranian citizens.
This “mockery of justice” was carried out, confirmed, and hastily executed Navid Afkari, a protester for whom there is no evidence for his conviction,while Ali Najafi, the former mayor of Tehran who killed his young wife, was eventually sentenced to few years in prison and released on bail.
Confessions under severe physical and psychological torture, which can be invoked almost anywhere in the world, are the basis of the work of the Iranian regime’s judicial system.
Navid Afkari was executed while there was no independent and transparent investigation into the alleged torture of himself and his brothers and the confessions obtained under torture. And there has never been a fair trial.
This secret execution, which took place without the presence and knowledge of the family, without the last visit, without the last farewell and in the “forbidden month”, is also questionable. What was in this case that made them carry out such a “hasty execution”?! Why was Navid Afkari executed in the “month of Muharram”, which is considered the “forbidden month” according to religious and governmental beliefs? What was it about the case of Navid Afkari that forced the Islamic regime to execute him suddenly and without observing the laws regarding the forbidden months?
Why were they afraid to execute him so hastily, even without informing his family and “secretly”?
The truth is that Navid were a victim. A victim who himself and his family inadvertently became involved in an adventure that was entirely a “political game.” He was the victim of a “political case” and his execution was a “political assassination” and a “government assassination”. The regime that sees its power in using the element of fear, needs to create fear and panic in order to survive. And to create this terror, execution and killing are of essence.
کسانی که در رژیم فاشیستی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، بدنبال حقوق بشر می گردند ، بی خبرانی بیش نیستند! نه اسلام چیزی بنام حقوق بشر دارد و نه رژیم اسلامی. در قرآن ، مؤمنان هستند که فقط حقوق دارند و نه بقیه بشر. در رژیم اسلامی هم افرادی که شریک خامنه ای هستند و چاپلوسی او را می کنند دارای حقوق و مزایای ویژه هستند. نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به بشر اینگونه است : یا با ما باش و یا نابودت می کنیم. به نظرتان برای سقوط این رژیم و این ملاهای دروغگو، و ظالم و دزد، چه باید کرد؟

Those who seek human rights in the fascist regime of the Velayat-e Faqih and the Islamic Republic are living in our world. neither Islam nor the Islamic regime has anything to do with human rights. In the Quran, only believers are allowed to have rights and not the rest of mankind. In the Islamic regime, those who are partners of Khamenei and who are flattering him have special privileges and benefits. The Islamic and Islamic regime views of mankind are as follows: either with us or be destroyed by us. What do you think of the fall of this regime and these liars and ruthless mullahs?
رابطه تنگاتنگ اختناق و فساد غير قابل انکار است. فساد همزاد ديکتاتوری است و سرانجام يکی از مؤثرترين عوامل در سرنگونی آن. اعمال زور و سرکوب سياسی- اجتماعی در ديکتاتوريها پيش شرط تسلط بی قيد و شرط بر جامعه به خاطر بهره برداری اقتصادی است.
در سطح بين المللی، امروزه مؤسسات معتبری هستند که هردو اين بلايا يعنی عدم آزادی و فساد را هر سال می سنجند و اگر تا امروز بر مبنای حدسيات و استنباط های شخصی ادعای رابطه اورگانيک اين دو پديده معقول به نظر می رسيد، اکنون می توان با قاطعيت و استناد به تحقيقات اين نوع سازمان های معتبرجهانی در اين موارد با جرأت اظهار عقيده کرد.
Continue reading →
we are confident that the mullahs’ religious dictatorship ruling Iran will not last in the 21th century and will be overthrown.
There is every reason to believe that the Islamic Republic’s days are numbered. The current government, lorded over by the religious supreme leader, Ayatollah Ali Khamene’i, and his Guardian Council of aging mullahs, who can overrule any policy change by the pseudo-elected president, seem wildly out of touch with the general populace. Not only are the youth of Iran—some 70 percent of whom are under the age of thirty—chaffing under the “guardianship of the Islamic jurists” (velayet-e-faqih)—but so is the economy, due to sanctions imposed by the West in response to the regime’s insistence on pursuing its nuclear program. Inflation has long been out of control and trade and tourism a tiny fraction of what it could be, and yet the establishment has on the whole shown little interest in sacrificing militant, revolutionary principles for economic, and indeed, political expediency. Can this approach be sustained in view of the tightening economic noose around Tehran, and at what cost?
در حال حاضر نحوه مدیریت اپیدمی کرونا در سطح ایران و تناقضات آن بر دامنه این بحران افزوده است،
از جمله عمده ترین آن تفاوت آمار رسمی فوت شدگان و مبتلایان با آمار سازمان بهداشت جهانی و مؤسسات پژوهشی و رسانههای معتبر بینالمللی ، حدوداً پنجاه روز پنهانکاری و استمرار پروازها به چین، ادامه پروازهای بینالمللی و درواقع انتقال ویروس به دیگر کشورها، عدم قرنطینه شهر قم (بطور خاص) و باقی شهرهای ایران،عدم انطباق بودجه سال 99 با اپیدمی کوید 19، اصرار رژیم بر ادامه مداخله در کشورهای مختلف خاورمیانه و پشتیبانی مالی از نیروهای نیابتی در حالیکه این اموال باید صرف امور داخلی و هزینه حل این بیماری در داخل ایران شود، اصرار بر باورهای بغایت خرافی و ترویج آن توسط آخوندها در این پهنه بجای اتکا به تکنولوژی و تخصص و آخرین دستاوردهای علمی و پزشکی ،عدم آزادی زندانیان سیاسی با آگاهی از اینکه زندانهای ایران هماکنون کانون شیوع ویروس کرونا (کوید 19) شده است و بالاخره درخواست 5 میلیارد دلار از صندوق بینالمللی پول برای مقابله با ویروس کرونا و مظلوم نمایی برای برداشتن تحریمها در اینرابطه، درحالیکه فقط حساب بانکی شخص ولی فقیه (خامنه ای) چند ده برابر این مبلغ میباشد و…
به نظرم، پس از بحرانِ کرونا، مقامات رژیم جمهوری اسلامی باید در یک دادگاه جهانی محاکمه شوند.
The mullahs’ lies and contradictions about Corona
At present, the way in which the coronary epidemic is managed in Iran and its inconsistencies have added to the crisis, most notably the official statistics on deaths and illnesses with WHO statistics and internationally accredited research institutes and media, about fifty days of secrecy and Continuation of flights to China, continuation of international flights and, in fact, transmission of virus to other countries, not having Qom (in particular) and the rest of Iran’s cities quarentind , non-compliance of the budget of 99 with the epidemic of Covid-19, the regime’s insistence on continued intervention in various Middle Eastern countries and funding its proxies while this money should be spent on Internal affairs and solving the disease inside Iran, insisting on superstitious beliefs and promoting it by the mullahs in this area instead of relying on technology and expertise and the latest scientific and medical achievements, the detention of political prisoners with the knowledge that Iranian prisons are now It has become the focus of the Corona virus outbreak (Covide-19) and has finally demanded $ 5 billion from the IMF to deal with the corona virus and the exaggerated lifting of sanctions on it, while only in (Khamenei’s) bank account there is several times higher that amount.
I believe, once the Corona crisis finished. Islamic Republic officials have to be trialed in an international court.
پرونده ی اختلاس ها در حکومت اسلامی، پرده از دزدی ها و رشوه خواری ها در بالاترین مقامات حکومتی را بالا می زند. هر چند لبه تیز حملات کنونی قوه قضائیه دامان باند احمدی نژاد و مقامات دولتی را گرفت، اما نمی توان دامان نظامیان، و جناح های دیگر – از جمله اصلاح طلبان، باند و نزدیکان خاشمی رفسنجانی و همچنین باند روحانی – را از این گنداب پاک دانست.
سیستمی که در حکومت اسلامی ایجاد شده، سیستمی است متکی به باندهای مافیائی دزدان بیت المال مردم. اختلاس های سه هزار میلیارد تومانی، اختلاس بزرگ بیمه ایران، شبکه ی مافیائی خیابان فاطمی، رشوه خواری گسترده در جریان شهرام جزایری، اختلاس صد میلیون دلاری در شبکه بانکی خوزستان، تنها نمونه های بر ملاء شده ی دزدی های به اصطلاح «غیرقانونی» است. بر این سیستم دزدی های «غیرقانونی» باید دزدی ها و چپاول های قانونی را نیز افزود. می توان خودمانی سازی شرکت های دولتی را در زمره دزدی های قانونی به حساب آورد. در این مملکت جدا از بودجه ی دولت، صدها نهاد و بنیاد دیگر به فعالیت های اقتصادی مشغولند که در ردیف بودجه دولتی جائی برایشان وجود ندارد. شبکه های عظیم اقتصادی بیت رهبری شامل هزاران موقوفه یا شرکت های تولیدی و خدماتی و یا نهادها و بنیادهای تحت نظر ولی فقیه از این جمله اند. تنها نگاهی به بنیاد مستضعفان می تواند توان مالی این گونه نهادها را نشان دهد. در کنار آن باید شبکه های گسترده اقتصادی وابسته به امام زاده ها و هر یک از مراجع تقلید را نیز به حساب آورد. می دانیم که تنها آستان قدس رضوی، یکی از بزرگترین شبکه های اقتصادی کشور را در اختیار دارد که صدها شرکت و واحد تولیدی و خدماتی در زیر مجموعه اش قرار دارند. جدا از شبکه های مالی نهادهای مذهبی، در این کشور حتی سپاه پاسداران که اصلی ترین بازوی نظامی حکومت است، مالک بزرگترین شبکه های اقتصادی کشور است. سپاه در جریان خودمانی سازی شرکت های دولتی، بر بسیاری از پرسودترین و یا کلیدی ترین شرکت ها دست انداخته است و به هیچ نهاد قانونی نیز حساب پس نمی دهد.
مقدمه: به نظر من، مردم ايران در چنگال يک رژيم بیرحم گرفتارند، رژيمی که رهبران آن در عين موعظه فداکاری و از خودگذشتگی برای ديگران، خود در حال ثروت اندوزی هستند.
برای افزايش تاثير تحريم های خارجی بر ايران، آمريکا و متحدان غربی آن کشور بايد شرکت هايی را که تحت کنترل رهبر ايران هستند، هدف بگيرند.
طی سالها و ماههای گذشته، دولت آمريکا چند شرکت ايرانی ديگر را به خاطر مشارکت در فعاليت های تسليحاتی و هسته ای آن کشور به فهرست موسسات و نهادهايی که مورد تحريم هستند افزود. با وجود همه اقداماتی که نهادهای حکومتی آمريکا برای تشديد تحريم عليه ايران انجام داده اند هنوز هم جای مجموعه ای از اين شرکت ها در فهرست تحريم خالی است و آن شرکت هايی است که در کنترل آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران هستند.
با وجودی که آيت الله خامنه ای در ظاهر يک روحانی اهل معنويات و رهبر به اصطلاح مذهبی کشور است ولی در عالم واقعيت وی از سالها پيش به آن گروه از روحانيون شيعه تعلق داشته که هميشه در عرصه مالی و تجاری نقش و تبحر فراوانی داشته اند. وی نيز مثل بسياری از روحانيون نسل های قبل و يا هم دوره ای های خود از موقعيت سياسی و حکومتی ويژه اش برای ثروت اندوزی شخصی نهايت بهره برداری را کرده است.
Continue reading →
در حال حاضر سپاه پاسداران علاوه بر این دو موسسه مالی که فعالیت های آنها گسترش یافته، از طریق برخی نهادهای وابسته نظیر قرارگاه خاتم الانبیاء و بنیاد تعاون سپاه نیز به فعالیت های گسترده اقتصادی مشغول است.
بانک انصار يك موسسه مالي بود كه با مجوز بانك مركزي به يك بانك خصوصي بدل شد؛ همان طور که «موسسه مهر ايرانيان» و «صندوق قرض الحسنه قوامين» نيز مجوز بانك شدن را دريافت كرده اند. اين موسّسات، همگی متعلق به نهاد هاي نظامي جمهوری اسلامی هستند؛ انصار و مهر ايرانيان توسط سپاه تأسیس شده و قوامين به نيروي انتظامي تعلق دارد.
سازمان شفافیت بینالملل (Transparency International) آمار رواج فرهنگ رشوه دادن و فساد مالی را هر سال در کشورهای دنیا منتشر می کند و عدم انتشار آمار فساد اداری در ایران تاجایی پیش رفته که سازمان شفافیت بین الملل اعلام کرده به طور مشخص بی سابقه ترین سطوح فساد در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است.
سال ۲۰۱۳، ایران در بین ۱۷۷ کشور دنیا، با نمره ۲۵، رتبه ۱۴۴ را از آن خود کرده بود. در این سال دانمارک با ۹۱ امتیاز، اولین کشوری بود که در آن کمترین فساد مالی و اقتصادی اتفاق می افتاد. همچنین آخرین کشور، سومالی بود که امتیاز در این نوع فساد، ۸ بوده است.
سپاه پاسداران به تدريج به يک قدرت سياسي و اقتصادي کشور تبديل شده و با کنترل بيش از 100 شرکت و به گماني بيش از 12 ميليارد دلار سرمايه در تجارت و ساخت و ساز ايران حضور دارد. 
سپاه پاسداران در سال 1979 به عنوان يک نيروي نظامي و امنيتي براي پشتيباني از آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران تاسيس شد. ولي اين نيروي قدرتمند 125 هزار نفري پس از جنگ هشت ساله با عراق، با به کارگيري توان مهندسي خود وارد صحنه بازسازي کشور شد و گلوگاه هاي استراتژيک اقتصادي ايران را در اختيار گرفت.
اين نیروی فاسد نظامی، با ورود به انواع و اقسام فعاليت ها که حتي شامل امور دندانپزشکي و مسافرتي هم مي شود، به بازيگر اصلي در پروژه هاي عظيم تبديل شده است.
Continue reading →
رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس اعلام کرد پرونده ۱۶۰۰ بورسیه که از سال ۱۳۸۶ به بعد اعطا شدند، تا آغاز سال تحصیلی روشن میشود. کمیتهای مرکب از نمایندگان مجلس و وزارت علوم مشغول بررسی این پروندههای دارای “اشکال” است.
محمدعلی پورمختار، رئیس کمیسیون اصل نود مجلس اعلام کرد کمیتهای برای بررسی “تعیین مصادیق بورسیهها” توسط وزارت علوم تشکیل شده است. دو تن از نمایندگان مجلس نیز عضو این کمیته هستند.
بهگزارش خبرگزاری مجلس شورای اسلامی،خانه ملت، محمدعلی پورمختار گفت که دو نماینده مجلس با هدف نظارت قوه مققنه بر فعالیتهای این کمیته در آن حضور دارند. او تصریح کرد که نمایندگان به درخواست مستقیم سرپرست وزرات علوم به عضویت این کمیته درآمدهاند.
هر چند مشکلات اقتصادی همواره جز لاینفک زندگی مردم هر کشوری است اما در این طی چند سال اخیر افزایش نرخ تورم و گرانی های بی رویه و بی منطق فشار زیادی را به مردم واردکرده که تاثیر ان را بر مردم جامعه می توان دید.
افسردگی، عصبی بودن، نگرانی دائم و بی اعتمادی به مسئولین دولت و نظام از عادی ترین اثراتی است که مشکلات اقتصادی بر افراد جامعه تحمیل می کند و این دلزدگی وقتی بیشتر می شود که هر روز اخباری از فساد اقتصادی زیر سایه نظارت مسئولان منتشر می شود.
در واقع نام یقه سفید و رانتخوار که هنوز در قوانین کشور تعریف روشن و واضحی از آنها وجود ندارد در سالهای اخیر آنقدر مصداق عینی پیدا کرده و بر زبانها جاری شده که برای افکار عمومی به نامهایی آشنا و قدیمی تبدیل شده اند.
تا چراغ سبز مقامات نباشد، فسادی اتفاق نمی افتد
The cause of all the catastrophes in Iran today is the supreme leader of the Islamic Republic and he must be removed and prosecuted
On Wednesday, Feb 19th, 2020 there was news about the 1200 hours of interrogations and forced confessions done by the IRGC using torture and sexual harassment against #Niloufar_Bayani, second row defendant of the environmentalists case.
She described in her statement that her interrogators had subjected her to the most severe physical torture and sexual threats to obtain false confessions from her. Ms. Bayani has in numerous letters addressed to the authorities described the inhuman and degrading treatment of the interrogators as truly “a description of the torture and calamities inflicted upon her by the cruel and inhumane interrogators.” It is the nature of the religious tyranny system that permits any crime, immoral behavior and inhumane acts to survive. 
These cruel behaviors are the result of the poisoning of an individualistic and usurping autocracy that seeks to rule over life with a spear and a permanent suppression. The foundations of the absolute power of the Supreme Leader have been based on such catastrophes and heinous acts. In addition to the IRGC, which has direct responsibility, the judiciary and the heads of the three forces are also responsible, but Ali Khamenei is responsible for today’s tyrannical disaster. Because these repressive institutions are obedient and act on his direct and indirect references, he must be held accountable.
In my opinion, the solution is for Khamenei to abandon this hellish power and forsake the system of religious despotism and replace it with a secular democratic regime, though in a peaceful way, ie through a referendum on changing the dictatorial regime of the Islamic Republic. With civil resistance and the resistance of dissidents, protesters, and critics of the system, tyrannical rule may be forced to accept a referendum on regime change.
فروپاشی جامعه ونزوئلا تحت حکومت دیکتاتوری و سوسیالیستی نیکلاس مادورو ما را به یاد ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی میاندازد.
خامنهای همچون نیکلاس مادورو ثروتاندوزی طایفه مافیایی خود و ایدئولوژی انقلابی استثمارگر را بر نیازهای مردم ایران ترجیح داده است. مثل ونزوئلا، ایران نیز با مشکل خاموشی، کمبود آب و مواد غذایی و فروپاشی نظم در برخی از نقاط کشور روبهرو است. و همچون نیکلاس مادورو، خامنهای از نیروهای شبهنظامی (در مورد ایران بسیج) برای ایجاد هراس در مردم استفاده میکند. ولی این دو چند تفاوت مهم نیز دارند.
اگر نیکلاس مادورو سقوط کند آمریکا میتواند از موفقیتها و شکستهای راهبرد خود و چگونگی کاربست آن در مورد ایران درس بگیرد.
همانطور که تظاهرات گسترده، اعتصابها و نافرمانیهای مدنی طی دهه گذشته نشان داده بسیاری از ایرانیان، همچون مردم ونزوئلا، برای خلاص شدن از حکومت دیکتاتوری آمادهاند و از حمایت و کمکهای آمریکا استقبال میکنند. هرچند اکنون ممکن است دشوار به نظر برسد ولی مسیر رسیدن به آیندهای که در آن اپوزیسیون دمکراتیک ایران و دوستان آمریکایی و بینالمللی آن میتوانند در به ثمر رساندن دمکراسی در ایران نقش مهمی ایفا کنند، هموار شده است.
مانع اصلی برای تغییر در ایران همواره نیروهای امنیتی بزرگ و کارآمد بوده و هست. خامنهای برای سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی و سایر نهادهای رسمی و غیررسمی امنیتی و سرکوبگر میلیاردها دلار هزینه میکند. نیروهای حشدالشعبی و حزبالله لبنان نیز برای برقراری نظم به جنوب غربی ایران که اخیراً شاهد سیل ویرانگری بود اعزام شدهاند.
با وجود مقاومت مدنی گسترده، علی خامنهای توانسته است در سراسر ایران جو سرکوب را حاکم کند و با اتکا به قدرتی بیرحمانه حکومت خود را حفظ کند. نیکلاس مادورو ممکن است بیرحم باشد ولی رژیم خامنهای استاد وحشت و خشونت است. نهادهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد نقض حقوق بشر طی چند دهه حکومت جمهوری اسلامی را به طور مفصل ثبت کردهاند.
اما مثل نیروهای مسلح ونزوئلا، گزارش میشود که در میان نیروهای مسلح ایران از جمله سپاه پاسداران و ارتش نارضایتیهای عمیقی وجود دارد و حتی حقوق پرسنل و سربازان را نمیتوانند پرداخت کنند. گزارش میشود که بسیاری از پرسنل ارتش غذای کافی ندارند و حتی بیخانمان هستند.
وضعیت سپاه همیشه بهتر شده، ولی تحریمهای شدید و همهجانبه علیه ایران به خاطر حمایت رژیم از تروریسم و سایر سیاستهای زیانبار آن، میتواند به نارضایتی گستردهای در صفوف سپاه و حتی در گارد ویژه خامنهای بیانجامد.
همانطور که «ناپدید شدن» سردار علیرضا اصغری در سال ۲۰۰۷ (که به اعتقاد بسیاری در واقع گریز او به خارج بود) نشان داد فرار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ایران نیز بعید نیست. هر چند مدتی طول کشید ولی در نهایت تعدادی از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ونزوئلا نیز به مخالفان پیوستند. در نتیجه اگر شرایط در ایران چنان وخیم شود که راه دیگری نداشته باشند فرماندهان ارشد خامنهای نیز او را رها خواهند کرد.
وبالاخره باید یادآوری کرد که ونزوئلا شانس آورده که خوان گوایدو، رئیس پارلمان و رهبر مخالفان حکومت را دارد. بیش از ۵۰ کشور جهان او را به عنوان رهبر مشروع و رئیسجمهور موقت به رسمیت شناختهاند. اين سیاستمدار جوان و جسور به مغز متفکر و رهبر معنوی قیام علیه دیکتاتوری نیکلاس مادورو بدل شده است.
ایران هنوز فردی مثل خوان گوایدو ندارد. ولی اپوزیسیون وسیعی دارد که به خوبی مرتبط است. ممکن است همیشه به صورت هماهنگ عمل نکند ولی با این وجود با اقدامات خود از مشروعیت حکومت خامنهای میکاهد. و در صفوف اپوزیسیون شخصیتها و گروههایی هستند که نقش بسیار مؤثری دارند مثل رضا پهلوی، مسیح علینژاد، گروه جدیدی با عنوان فرشگرد و تعداد بیشماری از فعالان حقوق زنان، فعالان محیط زیست، اتحادیههای کارگری، اتحادیه معلمان و حتی فعالان حقوق کشاورزان، رانندگان کامیون و همجنسگرایان.
خامنهای هنوز نیرومند است. اسلحه در دست نیروهای اوست. ولی هر روز زنان در ایران از حجاب اجباری سرپیچی میکنند، مردم آنها را از آزار نیروی انتظامی نجات میدهند و مخالفان به صورت پراکنده بر علیه رژیم و به طرفداری از رضا پهلوی شعار میدهند. مردم ایران خواهان تغییر، انحلال کامل جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با حکومت مطلوب خود هستند. این فقط میتواند از طریق یک همهپرسی سراسری و آزاد، انتخاب آزاد و یک قانون اساسی کاملاً جدید عملی شود. ولی ابتدا خامنهای باید برود.
وقتی مردم ایران دوباره به خیابانها بیایند دولت آمریکا باید به وضوح از اپوزیسیون دمکراتیک و نمایندگان آن حمایت کند. در عین حال همزمان با یافتن راههایی برای حمایت از مبارزه دمکراتیک مردم، دولت آمریکا باید راه را برای گریز مقامات رژیم و پیوستن به مخالفان باز بگذارد.
مردم ایران واکنشهای آمریکا به اعتراضات مردمی در سراسر جهان، از سودان و الجزایر گرفته تا ونزوئلا را با دقت دنبال میکنند. موفقیت در کسب دمکراسی برای ونزوئلا شور و امید مردم ایران به یک تحول مثبت را افزایش خواهد داد.
ولی دولت آمریکا در همسویی با نیروهایی که آینده ایران را رقم خواهند زد باید تردید کمتری نشان دهد. در صورت تضعیف کنترل خامنهای و سپاه پاسداران بر اوضاع کشور این نیروها با قدرت بیشتری وارد صحنه خواهند شد. آن لحظه هنوز فرا نرسیده ولی مسیر رسیدن به آن هموار شده است.
The collapse of the Venezuelan community under Nicolas Maduro’s dictatorial and socialist rule reminds us of Iran under the rule of the Islamic Republic.
Khamenei, like Nicholas Maduro, has preferred the wealth of his mafia clan and revolutionary ideology to exploit the needs of the Iranian people. Like Venezuela, Iran faces a problem of blackouts, shortages of water and food, and the collapse of order in some parts of the country. And like Nicholas Maduro, Khamenei uses paramilitary forces (in the case of Iran-mobilization) to create fear in the people. But these two have some significant differences.
If Nicholas Maduro falls, America can learn about the successes and failures of its strategy and how to apply it to Iran.
As mass protests, strikes and civil disobedience over the past decade have shown many Iranians, like the Venezuelan people, are prepared to get rid of dictatorial rule and welcome US support and assistance. Although it may now seem difficult, the path to the future in which the Iranian Democratic opposition and its American and international friends can play an important role in fostering democracy in Iran.
The main obstacle to implement change in Iran has always been, and is, the great security forces. Khamenei spends billions on the Revolutionary Guards, the Basij, the police, and other official and informal security and repressive institutions. Hezbollah and Lebanese Hezbollah have also been deployed to restore order to the southwest of Iran, which has recently witnessed a flood of devastation.
Despite widespread civilian resistance, Ali Khamenei has been able to rule the atmosphere of repression across the country and maintain his rule ruthlessly. Nicholas Maduro may be cruel, but Khamenei’s regime is a master of horror and violence. International institutions such as the United Nations have documented human rights abuses for several decades under the rule of the Islamic Republic.
But, like the Venezuelan armed forces, there are reports of deep dissatisfaction among the Iranian armed forces, including the Revolutionary Guards and the Army, and can not even pay the salaries of personnel and soldiers. It is reported that many military personnel do not have enough food and even homeless.
The status of the Corps has always improved, but strong and all-out sanctions against Iran for regime supporting of terrorism and other harmful policies could lead to widespread dissatisfaction with the ranks of the IRGC and even in Khamenei’s special guard.
As the “disappearance” of Sardar Alireza Asghari in 2007 (which many believed to be his escape abroad) showed that the escape of senior commanders of the armed forces of Iran is unlikely. It took some time, but eventually a number of senior Venezuelan commanders also joined the opposition. As a result, if conditions in Iran are so bad that they have no other way, Khamenei’s top commanders will leave him.
And finally, it should be noted that Venezuela has had the chance to have Juan Guido, the head of parliament and leader of the opposition. More than 50 countries have recognized him as a legitimate leader and interim president. This young and brave politician has become the intellectual master and spiritual leader of the uprising against Nicolas Maduro’s dictatorship.
Iran still does not have a guy like Juan. But there is a broad opposition that is well-connected. It may not always work in a coordinated manner, but nevertheless, by its actions, reduces the legitimacy of Khamenei’s government. In the opposition ranks, there are many personalities and groups that play a very important role, such as Reza Pahlavi, Messiah Aliinejad, a new group called Farshgard, and countless women’s rights activists, environmental activists, trade unions, teachers ‘unions and even farmers’ rights activists, truck drivers And homosexuals.
Khamenei is still strong. The gun is in the hands of his forces. But every day women in Iran are denied the veil, people are rescuing them from the persecution of the law enforcement, and the slogans oppose the regime’s opposition to Reza Pahlavi. The people of Iran are demanding the change, the complete dissolution of the Islamic Republic and its replacement with its desirable government. This can only be done through a universal and free referendum, free choice and a completely new constitution. But first, Khamenei must go.
When the Iranian people come back to the streets, the US government should clearly support the democratic opposition and its representatives. At the same time, finding ways to support the democratic struggle of the people, the US government should open the way for the regime’s authorities to escape and join the opposition.
The Iranian people are pursuing American reactions to popular protests around the world, from Sudan and Algeria to Venezuela. The success of democracy in Venezuela will increase the passion and hope of the Iranian people for a positive development.
But the US government should be less skeptical in line with the forces that will shape Iran’s future. If the control of Khamenei and the Revolutionary Guards weaken the situation in the country, these forces will enter the scene more vigorously. That moment has not come yet, but the path to it has been paved.
اقتصاد بدون اخلاق و بدون اهرمهای نظارتی و مملو از فساد و رانت خواری جمهوری اسلامی همراه با پدیده آقازاده ها که با فراغ بال و مصونیت های قضائی ثروت های هنگفتی را به جیب زده اند، اقتصاد ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده و قطعا در بلندمدت به قهقرا خواهد برد.بله سقوط اخلاق از اقتصاد و فراگیر شدن دزدی، خیانت، دروغ و همه پستیها، جامعه ایرانی را در معرض انحطاط و سقوط قرار داده است.
اقتصاد ایران سالهاست که از پدیده دلال بازی و واسطه گری رنج می برد. این پدیده که جهت انجام هر عملی نیاز به واسطه خواهی داشت به عنوان قانونی نانوشته در جامعه ایرانی رواج پیدا نمود. بعد از انقلاب ایران و به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها، فرزندان این آخوندها به عنوان واسطه هایی مهم جهت پیشبرد امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از طریق پدران خود وارد صحنه شدند و پدیده ای به نام “آقازاده ها” در ایران شکل گرفت. این پدیده به خصوص بعد از سال 1989 میلادی و دوران به اصطلاح سازندگی که با پروژه های عظیم اقتصادی همراه بود، گسترش پیدا کرد و این آخوندها و در راس آنها هاشمی رفسنجانی با سپردن پروژه های اقتصادی به فرزندان خود، طبقه مرفه آقازاده ها را شکل دادند که در برخی نوشته های ایرانی از آنها با عنوان “بنزسواران قمه کش” نیز یاد می شود.
بنزسواران قمه کش اصطلاحی است که به این افراد داده شده است چرا که یک شبه و در حالی که از نظر اخلاقی و فرهنگی در حد افراد قمه کش خیابانی بودند، توانستند به ثروتهای هنگفتی دست پیدا کنند. آقازاده های ایرانی که ادامه همان شاهزاده های شاهنشاهی اما با عنوانی دیگر بودند نه تنها مسائل اقتصادی، بلکه تمام عرصه سیاسی و فرهنگی جامعه را جولانگاه خواسته ها و امیال خود کرده اند بدون اینکه در معرض هر گونه تحقیق و تفحصی قرار گیرند.
اخبار مربوط به فسادهای اقتصادی در کشورهای غربی با تلاش رسانهها خیلی زود برملا میشوند. اما در بسیاری از نقاط جهان هم به رغم آنکه این فسادها نقش مهم و موثری در به وجود آمدن چرخههای فقر و شکست سیستمهای اقتصادی دارند، به طور جدی با آنها مبارزه نمیشود.
اخبار مربوط به فساد اقتصادی معمولا سریعا در جامعه پخش میشود. به طور کلی فسادهای اقتصادی در کشورهای غربی مانند آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی با تلاش خبرنگاران و اهالی رسانه بر ملا میشوند. اما در بسیاری از دیگر نقاط جهان به رغم آنکه این فسادها نقش مهم و موثری در به وجود آمدن چرخههای فقر و شکست سیستمهای اقتصادی دارد به طور جدی با آنها مبارزه نمیشود.
در اغلب موارد ساختار خاص قدرت و چیدمان دولت ابزارها و محیط آسانی را برای سیاستمداران، تاجران و یا مقامات نظامی فراهم میآورد تا آنها بتوانند سیستم را دور بزنند. بسیاری از دولتها از قانون اساسی خود که میراث نسلهای گذشته بوده فاصله گرفتهاند. همچنین کشورهایی وجود دارند که به نوعی توسط رهبران قبیلهای اداره میشوند و اغلب فاقد ساختار قدرت مرکزی با نفوذی هستند. به طور کلی در شکل گیری فساد، ساختارهای قدرت از عوامل موثر است.
سازمان شفافیت بینالملل هر ساله لیستی از کشورهای که در سال قبل از آن بیشترین فساد را داشتهاند تهیه میکند. این لیست بر اساس شاخص فساد (Corruption index) تعریف شده است که عددی بین صفر تا ۱۰۰ است، بدین صورت که عدد صفر نمایانگر فسادخیزترین و ۱۰۰ نماد کم فسادترین است.
بر اساس آخرین گزارش این سازمان رده بندی کشورها بر اساس شاخص فساد در سال ۲۰۱۴ ارائه شده است که ۱۰ کشور نخست این جدول به شرح زیر است:
۱۰- اریتره
شاخص فساد: ۱۸
ساختار قدرت: تکحزبی
اریتره به تازگی وارد این لیست شده است. رتبه این کشور در میان فسادخیزترین کشورهای دنیا از رده ۲۵ در سال ۲۰۱۳ به رده ۱۰ در سال ۲۰۱۴ رسیده است. شرایط کشور اریتره به طور کلی در هم ریخته است. بعد از سالها انزوای خودخواسته، اریتره مرزهای خود را به روی سرمایهگذاران و تاجران باز کرده است و اقدام به خصوصی سازی بنگاهها و کارخانههای دولتی کرده است. این موضوع به برخی از دولتمرادان و دیگر حاضران در ساختار قدرت اریتره اجازه داده است از جایگاه خود در جهت منافع شخصی بهرهداری کنند.
۹- لیبی
شاخص فساد: ۱۸
ساختار قدرت: حکومت انتقالی
لیبی کماکان درگیر کشمکش و پریشانی است. هنوز هیچ دولت قانونی در این کشور بر سر کار نیامده است و درگیریها بین معترضان و هواداران رژیم قبلی ادامه دارد. با توجه به سطح بالای نااطمینانی در این کشور، تولید ناخالص داخلی لیبی در سال ۲۰۱۳ رقمی معادل ۹٫۴ درصد کاهش داشت. خلاء قدرت منجر شده است تاجران سلاح و مقامات ارشد نظامی اقدام به اخذ رشوه و کسب سود از طریق برانگیختن اختلافات بین مردم کنند.
۸- ازبکستان
شاخص فساد: ۱۸
ساختار قدرت: جمهوری
دولت این کشور به شکل جمهوری با ریاستجمهوری اسلام کریمف است. دولت بخش اعظمی از قدرت و امکانات کشور را بر عهده دارد و همین موضوع منجر شده است که موقعیت مناسبی برای رشد فساد ایجاد شود. کریمف به طور پیوسته ریاستجمهوری ازبکستان را پس از استقلال این کشور در سال ۱۹۹۱ از شوروری در اختیار داشته و مانند بسیاری از حاکمان کشورهای آسیای میانه از طولانی شدن دوران حاکمیت خود خسته نشده است.
۷-ترکمنستان
شاخص فساد: ۱۷
ساختار قدرت: دموکراسی ریاستجمهوری
مانند بسیاری از کشورهای آن منطقه، اقتصاد ترکمنستان به طور گستردهای بر پایه کشاورزی و انرژی است. این کشور صاحب منابع عظیمی از گاز طبیعی و نفت خام است که میتواند پشتیبان اقتصاد ترکمنستان باشد. اما این منابع توسط دولت مدیریت میشوند و سوءاستفاده از درآمد آنها منجر شده است که کشور دچار فساد عظیمی باشد.
۶-عراق
شاخص فساد: ۱۶
ساختار قدرت: جمهوری پارلمانی فدرال
آینده عراق بسیار نامطمئن است، احتمال بسیاری وجود دارد که این کشور تجزیه شده و به سه کشور مجزا تبدیل شود. درحال حاضر این کشور با ورود گروههای تندرو تحت عنوان داعش بیثباتی باورنکردنیای را تجربه میکند.
۵-سودان جنوبی
شاخص فساد: ۱۵
ساختار قدرت: جمهوری
بر اساس آمار بانک جهانی بخش اعظمی از تولید ناخالص داخلی سودان جنوبی -در حدود ۸۰ درصد- از محل درآمدهای نفتی تامین میشود. این مشکل بزرگی است که منجر میشود کمپانی بزرگ بینالمللی نفتی با سوءاستفاده از ضعف دولت مرکزی و تبانی با مقامات به بهرهبرداری هر چه بیشتر از منابع نفتی این کشور بپردازند. این در حالی است که بیش از نیمی از مردم این کشور زیر خط فقر به سر میبرند.
۴- افغانستان
شاخص فساد: ۱۲
ساختار قدرت: جمهوری
ضعف قدرت مرکزی و نفوذ رهبران محلی و فرماندهان نظامی همچنین حضور طالبان و القاعده از مهمترین عوامل به وجود آورنده فساد دراین کشور است. رئیسجمهور قبلی این کشور، حامد کرزی اتهامات بسیاری مبنی بر دستداشتن در پروندههای فساد دارد؛ به طوری که اخیرا به دریافت پول از ارتش آمریکا متهم شده است. افغانستان بزرگترین تولیدکننده هروئین در جهان است که همین موضوع منجر به فعالیتهای غیر قانونی بسیاری دراین کشور شده است.
۳- سودان
شاخص فساد: ۱۱
ساختار قدرت: جمهوری فدرال
سودان کشوری با حکومت جمهوری فدرال است که توسط حزب کنگره ملی NCP اداره میشود. براساس محاسبات بانک جهانی ۶۴٫۵ درصد از شهروندان این کشور زیر خط فقر به سر میبرند. تولید ناخالص داخلی این کشور ۶۶٫۵۵ میلیارد دلار است. هر دوی این آمار در صورتی که حزب حاکم از سختگیریها و اعمال نفوذ خود بکاهد، میتوانند بهبود یابند. در همین راستا چنانچه سودان بتواند از شر برخی از مقامات فاسد خود رها شود بسیاری از درگیری در این کشور به پایان میرسد.
رده اول مشترک- کره شمالی
شاخص فساد: ۸
ساختار قدرت: دیکتاتوری
مشکلات عمده این کشور در پی وقوع برخی از بلایای طبیعی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. بسیاری از تجهیزات این سرزمین در پی سالها استفاده فرسوده شده است و ساختار بسیار بسته قدرت امید برای تغییردر کوتاه مدت را از بین برده است. این کشور یکی از فاسدترین و بیبضاعتترین کشورهای جهان است
رده اول مشترک- سومالی
شاخص فساد: ۸
ساختار قدرت: تقریبا ساختار قدرتی در این کشور وجود ندارد
شاید سومالی ناپایدارترین کشور جهان باشد. زندگی در سومالی بسیار سخت است. بسیاری از مردم این کشور مشغول دامداری و یا کشاروزی هستند و اندکی نیز ماهیگیری میکنند. بر اساس آمار بانک جهانی تنها ۲۹ درصد از جمعیت این کشور وارد مدرسه میشوند و امید به زندگی در این کشور ۵۵ سال است. اطلاعات در مورد دولت و سیستم اقتصادی سومالی بسیار محدود است. در واقع مقامات فاسد این کشور برای آنکه ناظران خارجی تصویر درستی از آنچه در این کشور میگذرد نداشته باشند از درز هر گونه اطلاعات جلوگیری میکنند.
-سپاه هواپیمای مسافربری اوکراینی را ساقط کرد و167 نفر را کشت ، از فرد ضارب خبری در دست نیست اما منتشر کننده فیلم اصابت موشک به هواپیما بازداشت شد.
-غسال خانه ی قم مملو از جنازه های بیماران کرونایی است و وزارت بهداشت دولت روحانی آمار صادقانه ارایه نمی کند ، وزارت بهداشت پاسخگوی این حجم از جنازه نیست اما منتشر کننده ی فیلم غسال خانه بازداشت شد.
-محمد مختاری یکی از بازیکنان فوتبال ایران از قرنطینه نشدن قم انتقاد کرد ، درهای قم همچنان باز است و ویروس در حال پراکنده شدن در نقاط مختلف کشور اما محمد مختاری توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
-فردی متعصب مذهبی، در خیابان دختری را به دلیل بد حجابی به باد کتک گرفت فرد ضارب توسط مردم شناسایی شد، و او آزاد است اما منتشر کننده ی فیلم این تعدی بازداشت شد.
-بله جمهوری اسلامی حکومتی است که جنایت کاران در حاشیه ی امن به سر می برند اما معترضان به جنایت و منتقدان و افشا کنندگانِ جنایات، با اتهام تشویش اذهان عمومی دستگیر می شوند.
-آیا این رژیم دروغگو و دزد و قاتل، قابل اصلاح است؟
قطعا نه.
IRGC shot down Ukrainian passenger plane, killing 167 people, no reports of any arrest, but who took the images was arrested. 
Qom’s morgue this year is full of corona patients’ bodies, and the Rouhani Ministry of Health does not provide honest statistics. The Ministry of Health is not responsible for this volume, but the publisher of the movie as arrested.
– Mohammad Mokhtari, one of the Iranian football players, criticized Qom for not being quarantined, Qom’s doors still open and the virus spreading across the country, but Mohammad Mokhtari was arrested by the IRGC.
– A religious fanatic beat a girl in the street because of a bad veil. The victim was identified by the public, and he is free, but the publisher of the film was arrested.
– Yes, the Islamic Republic is a state where criminals are on the safe side, but protesters are arrested and charged with disturbing public opinion.
Can this regime of liars, thieves and murderers be reformed?
Definitely not.
در پی فشارهای بینالمللی و پیگیری رسانههای مستقل، جمهوری اسلامی روز شنبه 21 دی ماه، 11 ژانویه، پس از سه روز دروغگویی و لاپوشانی و کتمان، بالاخره تأیید کرد که پدافند سپاه پاسداران هواپیمای مسافربری اوکراینی را بر فراز تهران هدف قرار داده و سرنگون کرده است. 
در جریان این حادثه که بامداد چهارشنبه گذشته روی داد، تمامی ۱۷۶ سرنشین هواپیمای اوکراینی که دستکم ۱۳۹ نفر از آنها ایرانی بودند، کشته شدند.
در پی اقرار سپاه پاسداران به سرنگون کردن این هواپیما، تجمعهای اعتراضی مختلفی در تهران و چندین شهر دیگر ایران، از جمله اصفهان، شیراز، همدان، رشت، بابل، ساری، کرمان و ارومیه برگزار شد.تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که برخی از این تجمعها از جمله در کوی دانشگاه تهران تا بامداد دوشنبه نیز ادامه داشته است. در تجمع کوی دانشگاه نیز معترضان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و شعارهایی چون “فرمانده کل قوا، استعفا استعفا” و “مرگ بر دیکتاتور” سر دادند.
خبر تجمعهای اعتراضی از جمله در دانشگاههای تهران، امیرکبیر و صنعتی شریف نیز بازتاب یافت.

پس از این حرکتهای اعتراض،
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در پیامهایی توییتری به زبانهای فارسی و انگلیسی نسبت به “قتل عام مجدد معترضان” در ایران هشدار داد.
ترامپ در توییت اول خود به فارسی خطاب به “مردم شجاع و رنج کشیده ایران” نوشت: «من از ابتدای دوره ریاست جمهوریم با شما ایستادهام و دولت من همچنان با شما خواهد ایستاد. ما اعتراضات شما را از نزدیک دنبال میکنیم. شجاعت شما الهامبخش است.»
رئیس جمهوری آمریکا سپس در توییت دیگری به فارسی و انگلیسی نوشت: «دولت ایران باید به گروههای حقوق بشر اجازه بدهد حقیقت کنونی اعتراضات در جریان مردم ایران را نظارت کرده و گزارش بدهند. نباید شاهد کشتار دوباره معترضان مسالمتآمیز و یا قطع اینترنت باشیم. جهان نظارهگر این اتفاقات است.»
تشکر ویژه از ترامپ و هرکس که با مردم ایران همدردی کرد.
شرم بر دروغ و پلیدی و ترور
Shame on the regime of terrorists and murderers and liars
Following international pressure and the pursuit of independent media, the Islamic Republic on Saturday January 11th , after three days of lying and concealment, finally confirmed that it had targeted and shot down a Ukrainian airliner over Tehran.
All 176 passengers of the Ukrainian plane, including at least 139 Iranians, were killed during the incident last Wednesday morning.
Following the Revolutionary Guards’ confession of downing of the aircraft, various protest rallies were held in Tehran and several other Iranian cities, including Isfahan, Shiraz, Hamedan, Rasht, Babol, Sari, Kerman and Orumiyeh.
Images released on social media show that some of these rallies continued, including at the Tehran University dorm until Monday morning. At the university rally, protesters targeted Ali Khamenei, the leader of the Islamic Republic, chanting “Commander in Chief, Resignation” and “Death to the Dictator”. 
The news of the protest rallies was also reflected in the universities of Tehran, Amir Kabir and Sharif.
Following the protests, US President Donald Trump warned of “massacre of protesters” in Iran in twitter messages in English and Farsi.
“I have stood with you since the beginning of my presidency, and my government will continue to stand with you,” Trump wrote in his first tweet in English to “the brave and suffering Iranian people.” We are following your protests closely. Your courage is inspiring. ”
The US president then wrote in another tweet in Persian and English: “The Iranian government should allow human rights groups to monitor and report on the current reality of protests in Iran. We should not see the killing of peaceful protesters again or the Internet shut down. The world is watching this. “
Special thanks to Trump and everyone who sympathized with the Iranian people.
Shame on lies and filth and terror
در ماجرای بابک زنجانی، باید بهدنبال افرادی که پشتسر وی بودند و موجب رشد چنین افرادی شدهاند، بود. باید پرسید که چرا ظرف چندسال فردی مانند زنجانی به چنین جایی رسید و چه کسانی اجازه رشد وی را دادند و چه شرایطی رشد این نوع افراد را فراهم کرد.
مروری بر تاریخچه فساد مالی در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران نشان میدهد با وجود برخورد قاطع قوهقضاییه مقوله «فساد مالی» هر چند سال یکبار در کشور تکرار میشود.
باید اذعان کنیم که اقتصاد بدون اخلاق و بدون اهرمهای نظارتی و مملو از فساد و رانت خواری جمهوری اسلامی همراه با پدیده آقازاده ها که با فراغ بال و مصونیت های قضائی ثروت های هنگفتی را به جیب زده اند، اقتصاد ایران را در سراشیبی سقوط قرار داده و قطعا بزودی به قهقرا خواهد برد. البته بحث سقوط اخلاق از اقتصاد و فراگیر شدن دزدی، خیانت، دروغ و همه پستیها، جامعه ایرانی را در معرض انحطاط و سقوط قرار داده است.
اقتصاد ایران سالهاست که از پدیده دلال بازی و واسطه گری رنج می برد. این پدیده که جهت انجام هر عملی نیاز به واسطه خواهی داشت به عنوان قانونی نانوشته در جامعه ایرانی رواج پیدا نمود. بعد از انقلاب ایران و به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها، فرزندان و وابستگان این آخوندها به عنوان واسطه هایی مهم جهت پیشبرد امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از طریق پدران خود وارد صحنه شدند و پدیده ای به نام “آقازاده ها” در ایران شکل گرفت.
این پدیده به خصوص بعد از سال 1989 میلادی و دوران به اصطلاح سازندگی که با پروژه های عظیم اقتصادی همراه بود، گسترش پیدا کرد و این آخوندها و در راس آنها هاشمی رفسنجانی با سپردن پروژه های اقتصادی به فرزندان خود، طبقه مرفه آقازاده ها را شکل دادند که در برخی نوشته های ایرانی از آنها با عنوان “بنزسواران قمه کش” نیز یاد می شود.
بنزسواران قمه کش اصطلاحی است که به این افراد می دهم؛ چرا که یک شبه و در حالی که از نظر اخلاقی و فرهنگی در حد افراد قمه کش خیابانی بودند، توانستند به ثروتهای هنگفتی دست پیدا کنند. آقازاده های جمهوری اسلامی نه تنها مسائل اقتصادی، بلکه تمام عرصه سیاسی و فرهنگی جامعه را جولانگاه خواسته ها و امیال خود کرده اند بدون اینکه در معرض هر گونه تحقیق و تفحصی قرار گیرند.
رسیدگی به پرونده های فساد اقتصادی در سایه آزادی عمل آقازاده ها
زمانی که فساد و چپاولگری آقازاده ها همه سیستم اقتصادی و اجتماعی ایران را تحت الشعاع قرار داده بود و وجدان جامعه به شدت به این قضیه می تاخت رهبر جمهوری اسلامی در ظاهر دستوری را برای مقابله با این پدیده صادر نمود اما در عمل نسخه دیگری به اجرا گذاشته شد. در عمل یک نوجوان در تهران به خاطر سرقت 70 هزار تومان اعدام می شود اما دانه درشت ها و آقازاده ها که کل اقتصاد مملکت را غارت نمودند در پناه قدرت سیاسی پدران خود در مصونیت کامل به سر می برند و احیانا اگر به خاطر برخی رقابت های سیاسی زیر پای یک نفر را خالی می کنند دادگاهی فرمایشی برای وی تشکیل می دهند که در نهایت به تبرئه وی می انجامد.
در سال 2013 میلادی، حدود 9 درصد از بودجه 727 هزار میلیارد تومانی کل ایران که رقمی در حدود 80 هزار میلیارد تومان می شد در قالب تسهیلات به آقازاده ها و یا به سفارش آنها به افرادی دیگر پرداخت گردید اما خبری از بازگشت این مبالغ به بانک ها نشد. بر اساس گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی در سال 2013، بدهکاران بالای یک هزار میلیارد ریالی61 نفر می باشند که مبلغ کل تسهیلات غیرجاری آنها حدود 152 هزار میلیارد ریال می باشد و در حدود 19 درصد کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی را تشکیل می دهد. همچنین بدهکاران بالای 500 تا یکهزار میلیارد ریال را 112 نفر اعلام نمود که مبلغ کل تسهیلات غیرجاری آنها حدود 77 هزار میلیارد ریال برابر با حدود 10 درصد کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی کشور است و بدهکاران بالای 500 میلیارد ریال را 173 نفر اعلام کردند که جمعا به مبلغ 230 هزار میلیارد ریال که حدود 29 درصد از کل مطالبات غیرجاری شبکه بانکی را تشکیل می دهند.
مهم ترين دليل شــکل گيری و انباشت معوقه های بانکی در ســال های گذشــته مداخله در نظام بانکی ایران است؛ یعنی دخالت ها نفوذ دانه درشت ها و آقازاده ها در نظام بانکی .
از نظر سیستماتیک، این تسهیلات معوقه در سایه فساد اقتصادی روزافزون، بی انضباطی مالی و افزایش کسری بودجه و چاپ پول بدون پشتوانه و در نهایت بدهی کشور به کشورهای خارجی و بانک های جهانی را سبب گردید.
تسهیلات بانکی به افرادی پرداخت گردید که با استفاده از رانت های خاص و با لابی گری موفق به دریافت وام شدند و بعد از آن از پرداخت آن سرباز زدند و بیشترین حجم بدهی ها به این گروه تعلق دارد. این دانه درشت های فساد اقتصادی کشور که اینچنین نظام اقتصادی را برهم ریخته اند آنچنان از مصونیتی آهنین برخورداند که تاکنون هیچ اقدامی در جهت معالجه اساسی این مساله صورت نگرفته است و این مساله باعث جمع شدن کل ثروت جامعه در دست عده ای معدود گشته است.
سانسور خبری فساد اقتصادی توسط مسئولان ارشد نظام جهت سرپوش گذاشتن بر فعالیت آقازاده ها
در جمهوری اسلامی هیچگاه به ضعف اعتراف نمی کنند و ریشه تمام مشکلات و مصائب را به گردن دشمن های خارجی می اندازند. از علل اصلی عدم اعتراف به ضعف ها و فسادهای اقتصادی این است که مبادا نقش آنها در فساد اقتصادی برملا گردد و از این طریق موقعیت این مافیاهای اقتصادی به خطر بیفتد.
فساد اقتصادی باند هاشمی و احمدی نژاد و روحانی و فرزندانشان که آخری ها به “آقازاده های نوظهور” ملقب گشتند، شکی باقی نمی گذارد که سیاست های جمهوری اسلامی بر اساس کتمان فسادهای اقتصادی گام برمی دارد چرا که محاکمه ای علنی و آشکار از مفسدان حقیقی اقتصادی، ریشه این فسادها را به بالاترین دستگاهها و نهادهای نظام می رساند به همین خاطر جهت انحراف اذهان و افکار عمومی از عوامل اصلی فساد که در واقع خود مسئولان عالیرتبه نظام می باشند، دستگاه قضائی شروع به پرونده سازی، محاکمه و اعدام و زندان دانه ریزهای فساد اقتصادی می کند تا مفسدان حقیقی و آقازاده ها مجال فعالیت مجدد برای چپاول را داشته باشند.
سازمان شفافیت بینالملل (Transparency International) که آمار رواج فرهنگ رشوه دادن و فساد مالی را هر سال در کشورهای دنیا منتشر می کند، گفته از سال 2005 به بعد و از زمانی که ترکیبی پیچیده در طیف وسیعی از سیاست های اقتصادی نادرست در دستور کار اقتصاد ایران قرار گرفت، “بی سابقه ترین سطوح فساد هم در اقتصاد ایران” اتفاق افتاده است.
نتیجه گیری:
پدیده آقازاده ها و فساد اقتصادی در ایران علت و معلول همدیگر هستند و هر کدام به عنوان بستری برای رشد دیگری عمل می نماید. اعلام رتبه 145 ایران از میان 177 کشور در زمینه شفافیت اداری و میزان فساد مالی از سوی سازمان شفافیت بین الملل به خوبی موید این مطلب است که پدیده آقازاده ها و فساد اقتصادی، پدیده است که هر کدام در بستر دیگری رشد می کند و همچنین هیچ گونه اراده حقیقی برای مبارزه با آن وجود ندارد چرا که منتفعان اصلی این پدیده ها خود مسئولان عالیرتبه نظام اند و هر گونه مبارزه با این پدیده از سوی مسئولان نظام در واقع، مبارزه بر علیه خود و در نهایت محکوم کردن خود است که در نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی که چندین خانواده به صورت مادام العمر بر ممتلکات نظام چمبره زده اند، عدالت و دست بریدن ها و اعدام ها تنها برای گرسنگان و مردمان عادی است تا بدینوسیله در شعارهای عوامفریب عدالت جوی خود از آن حوادث استفاده نمایند و آن را به مثابه عدالت حقیقیِ اسلام معرفی نمایند و از سوی دیگر نگاه ها را از مفسدان دانه درشت دور نگه دارند.
نام یاشار سلطانی بعد از مطرح کردن عروسی دختر قالیباف در لویزان و جنجال خانههای نجومی با واگذاری بیش از یک میلیون متر زمینهای میلیاردی در فضای مجازی و مطبوعات مطرح شد.
وبگاهِ معماری نیوز پس از شکایتِ شهرداری و شورای شهر تهران، فیلتر شد و پس از مدتی، یاشار سلطانی نیز بازداشت گردید.
نا بر گفته وکلای یاشار سلطانی او بنا بر سه شکایت به دادگاه احضار شده است:
۱ – شکایت اداره حقوقی شهرداری تهران مبنی بر نشر اکاذیب با انتشار «خبر قرق پارک لویزان برای مراسم عروسی دختر آقای محمد باقر قالیباف».
۲ – شکایت معاونت قضایی شورای شهر تهران مبنی بر نشر اکاذیب با انتشار «خبر انتصاب پسر آقای مهدی چمران در معاونت شهرسازی شرکت نوسازی عباسآباد».
۳ – نامه آقای محمد باقر قالیباف به دادستان تهران در خصوص انتشار «گزارش سازمان بازرسی کل کشور در خصوص نحوه واگذاری املاک شهرداری تهران»
خاقانی مسئول و رئیس سرپرست کارگروه تحقیق و تفحص از شهرداری در بازرسی کل کشور در تماس تلفنی به سلطانی گفته است آیا این مطالب محرمانه بوده است یا خیر، که در جواب سؤال سلطانی گفته در هیچ جای این نامهها مهر محرمانه نخورده است، از این رو این مطالب به هیچ وجه محرمانه نبوده است.
نکته جالب درباره اتهامات یاشار سلطانی این است که خود این اتهامات نشان دهنده راستگویی و حقیقت اخبار منتشره او بوده است چرا که سازمان بازرسی کل کشور این اخبار را می دانسته و فقط پنهان نموده بوده است!

افرادی چون یاشار سلطانی و حتی محمود احمدی نژاد ، پس از آگاهی از فساد درونی جمهوری اسلامی ابراز تعجب می نمایند و سعی دارند با افشاگری مردم را آگاه نمایند؛ کسی که آگاه نبوده خود ایشان بوده اند وگرنه بیشتر مردم از آغاز روی کار آمدن نظام فاسد اسلامی از دزدیها و جنایات این رژیم آگاهی داشته اند. زمانی که آخوند زنباره ای مانند شجونی یک کاخ شمس پهلوی را تصاحب نمود و زنان جوان شهر نو تهران را به بهانه توبه در این کاخ اسکان داد ، مردم می دانستند که چه فساد و جنایاتی در این کاخ در حال جریان است ولی کسی توان اعتراض و مخالفت را با این جانیان نداشت.
بنابراین افشاگری یاشار سلطانی چیز تازه ای نیست و ۳۷ سال است که اوضاع در تمام ایران همین است. املاک میلیاردی میان پاچه خواران خامنه ای و خمینی تقسیم می شود و آنها این املاک را “سهم خود از انقلاب” می خواندند!
نکته دیگر عکس العمل قالیباف و چمران است که بسرعت این اخبار را کذب خواندند ولی در عین حال از افشای گزارش سازمان بازرسی هم گله مند بودند. این گله مندی آنها از افشای گزارش ، نشان می دهد که یاشار سلطانی کذبیات را نشر نداده است و خبر درست بوده.

آرامش و اعتماد به نفس چمران ، قالیباف و دیگر دزدان شهرداری تهران از چه روست؟ کل سیستم از بالا فاسد است و اگر قرار باشد کسی چون قالیباف محاکمه شود سر دیگر این محاکمه به خامنه ای و آقازادگانش مانند مجتبی متصل خواهد بود. چمران در واکنش به این افشاگریها گفته : ” اگر قرار باشد علیه هم حرف بزنیم ، مطمئن باشید که همه بازنده خواهیم بود” . طبیعی است با درگیر بودن برادران لاریجانی در ماجرای زمینخواری میلیاردی که سالهاست مسکوت مانده است ، با درگیر بودن مجتبی خامنه ای در پرونده های نفتی که میلیاردها دلار رشوه به جیب او ریخته شده است ، امثال قالیباف و چمران خیالشان راحت است که این سیستم فاسد ، توان محاکمه آنها را ندارد .
گر حکم شود که مست گیرند…… در شهر هر آنچه هست گیرند
دادگستری ایران پر است از قاضیان فاسد و پولکی که با استفاده از جای و مقام خود ، بی هیچ نگرانی در حال چپاول ملت خرافاتی و منتظر قائم هستند. پس کسانی چون چمران و قالیباف که در جناح خامنه ای هستند می دانند که دادگستری کاری نمی تواند و یا نمی خواهد که در برابرشان انجام دهد. اینجا شهریست که حاکمش دزد ، حکیمش دزد و قاضی و شحنه اش دزدند.

دیوید بلانکت یک سیاستمدار انگلیسی است که بیشترین شانس را برای جانشینی تونی بلر داشت . او که وزیر کشور بود متهم شد که از موقعیت خود در وزارت کشور برای تسریع اعطای ویزا و اجازه کار برای کلفت دوست دخترش سوء استفاده کرده است. یعنی ایشان با توجه به وزیر بودن مراحل رسیدگی به پرونده را سرعت بخشیده بود. همین کافی بود که جنجالی بزرگ برای آقای بلانکت درست شود و ایشان پوزش خواسته و از سمت خود استعفا داد. آینده سیاسی او بعنوان جانشین احتمالی بلر برای همیشه نابود شد و البته خود ایشان هم با پوزش و استعفا نشان داد که به گناه خویش معترف است.
موضوع بالا را مقایسه نمایید با اوضاع ایران! در ایران روزی و ساعتی نیست که یکی از مقامات دزدی و فسادی را مرتکب نشوند. اما جالب است که آب از آب هم تکان نمی خورد و تازه لاریجانی طلبکار هم هست و از افشاگران فساد، عصبانی است و آنها را تهدید به محاکمه و زندان می کند!
واژۀ عدالت و خودِ عدالت، زندانی رژیم جمهوری اسلامی هستند. دزدانی چون سرداران سپاه و امثال قالیباف و چمران بیش از یک میلیون متر زمین متعلق به مردم تهران را از کیسه خلیفه حاتم بخشی کرده اند . اگر ۱۰ متر زمین در دیگر کشورها دچار فساد شود ، مسئولان آن فساد از صحنه سیاست برای همیشه کنار می روند. اما ایران عدالت ندارد! قوه قضائیه ایران در واقع یک جناح از حکومت است. جناحی که از خامنه ای و اطرافیان او تشکیل شده است. استقلال قوه قضائیه که در قانون اساسی ایران آمده است با وجود اصل ولایت فقیه نقض شده و هرگز شعاری بیش نبوده است.
افرادی با نفوذی چون قالیباف ، چمران ، باهنر و حتی نوچه هایی چون سعید طوسی ، شامل عدالت و دادگاهی شدن نمی شوند!
<>
«کلیه اسناد و کپی چکهای صادره که به قریب ١٧٠نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است، موجود است»
«بنده همه اسناد و مدارکی را که نشاندهنده ورود این پولها از قاچاق موادمخدر، قاچاق کالا و بقیه روزنهها در حوزه اقتصادی است، آماده کردهام تا در مجلس به نمایندگان با برخی مصداقها ارائه دهم»
اینها را آقای رحمانی فضلی وزیر کشور و مجری امر انتخابات، طی دوماه گذشته به دفعات تکرار کرد، تا با کمک روزنامههای حامی دولت حس فسادمالی در انتخابات به رگهای جامعه تزریق شود و این اتفاق ادامه داشت تا چند روز گذشته که بالاخره روز موعود فرارسید و رحمانی فضلی برای توضیح درباره پولهای کثیف انتخاباتی و اعلام اسامی متخلفان در مجلس حاضر شد اما طولی نکشید که اخبار این جلسه مردم را بهت زده کرد: « رسانهها حرفم را تحریف کردند من فقط هشدار دادم»
آیا می دانید پاسدار قالیباف، شهردار حزب اللهی تهران ۱،۱۰۰،۰۰۰ متر مربع زمین، خانه ویلایی و آپارتمان به ارزش چند هزار میلیارد تومان به برخی اعضای سپاه و البته گروهی از افراد و نزدیکان خود واگذار کرده است. نام برخی از اعضای شورای شهر تهران نیز در این لیست وجود دارد. گفته میشود ارزش مالی این واگذاری ۲ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان است.
دوستان ما در سایت معماری نیوز بدون هیچگونه جهتگیری سیاسی و جناحی، لیست تمامی افراد، تعاونیها؛ ارگانها، سازمانها و معاونتهایی که به هر شکلی در لیست واگذاریهای شهرداری تهران حضور دارند را منتشر کردند:
یکی از این اسناد نامهای است که سازمان بازرسی کل کشور برای محمد جواد شوشتری، مشاور و مدیر کل دفتر شهرداری تهران ارسال کرده است.
این نامه در تاریخ 15 مرداد 95 و با امضای خاقانی به عنوان رییس هیأت بازرسی پرونده ارسال شده است و خاقانی در آن توضیحاتی در مورد کلیات پرونده ارائه کرده و فهرست اسامی دریافتکنندگان اراضی و املاک واگذار شده را به آن پیوست نموده است.
براساس این نامه، هیأت بازرسیِ سازمان مذکور در روند اجرای حکمِ بازرسی عملکرد ستاد سازماندهی مسکن کارکنان شهرداری تهران و از خلالِ بررسی و مداقه در اسناد و سوابق مربوط به واگذاری اراضی و املاک به شرکتهای تعاونی مسکن کارکنان و مدیران شهری و اشخاص حقیقی متوجه مسائلی شده است که این هیأت آن را «سوء جریانات» میخواند.
بر این اساس مخاطبِ نامه یعنی شوشتری «برخلاف ماده 6 آییننامه مالی و معاملاتی سازمان املاک و مستغلات شهرداری و سایر ضوابط قانونی» دستور واگذاری املاک عمومی شهرداری به اشخاص را صادر کرده است.
در ادامهی این نامه که با سربرگ رسمی سازمان بازرسی کل کشور ارسال شده، آمده است که این واگذاریها «وفق ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری (از مصادیق جرم اختلاس) و ماده 598 قانون مجازات اسلامی، جرم تضییع محسوب شده و همچنین مطابق ماده 13 قانون ارتقاء سلامت نظام اداری مصوب سال 1387 و بندهای 2، 6 و 30 ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری قابل پیگرد قانونی میباشد».
همچنین پیش از پرداختن به جزئیات واگذاریها خاقانی خطاب به شوشتری نوشته است «در راستای ماده 33 آییننامه اجرایی قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، مقتضی است راجع به هر یک از موارد مندرج در جداول پیوست، ضمن معرفی کامل خود […]، دفاعیات خود را به تفکیک هر مورد و به طور مستدل و مستند حداکثر تا تاریخ 20 مرداد 95 به این هیأت ارسال نمایید».
در پایان هم تأکید شده که «بدیهی است در صورت عدم ارسال دفاعیه در مورد مقرر، اقدام قانونی لازم به عمل خواهد آمد».
گزارشاتی که معمارینیوز در طول چند روز اخیر نوشته و منتشر کرده است، مستند به این نامه و پیوستهای آن است.
یاشار سلطانی، سردبیر معماری نیوز که لیست واگذاریهای شهرداری تهران را افشا کرده بود، به دادگاه رسانه تهران احضار شد.
در بین بانکداران اصطلاحی مشهور است به این مضمون که اگر شما از بانکی هزار دلار وام بگیرید باید نگران باشید اما اگر شما از همین بانک یک میلیون دلار وام بگیرید این بانک است که باید نگران باشد، زیرا اگر شما از پرداخت به موقع اقساط خود خودداری نمایید بانک را با مشکلات عدیده ای مواجه خواهید ساخت.
یکی از مشکلات بزرگ نظام بانکی امروز کشور، موضوع مطالبات معوق است. طبق اظهارات اخیر آقای اکبر سهیلیپور رئیس سازمان حسابرسی، رقم مطالبات معوق نظام بانکی کشور با احتساب سود متعلقه به ۹۳ هزار میلیارد تومان بالغ گردیده است. مطالبات معوق نظام بانکي ايران تقریباً ۴ برابر مطالبات معوق براساس استانداردهاي بينالمللي است. آقای ولی اله سیف رئیس کل بانک مرکزی، نسبت مطالبات معوق به کل مطالبات بانکی در بهمن ۱۳۹۲ را برابر ۱۵.۶درصد اعلام نموده که به گفتۀ وی اين رقم بر اساس استانداردها و عرف بينالمللي و شاخصهاي عملکرد باید بين ۲ تا ۵ درصد تسهيلات اعطايي باشد.
با توجه به اینکه برخی بانکها تلاش دارند با اعطای وامهای جدید به بدهکاران و تسویه بدهیهای قبلی آنان و در واقع با آرایش صورتهای مالی، حجم چنین مطالباتی را کمتر از واقع نشان دهند لذا بسیار محتمل است که مطالبات معوق یا وامهای بد بانکها بسیار بیشتر از میزانی باشد که رسماً اعلام گردیده است. مشکلات بانکهای کشور به حدی است که صحبت از اعلام ورشکستگی آنها در محافل کارشناسی و حتی از زبان نمایندگان مجلس امری معمول گردیده است. اکنون بسیاری از بانکهای کشور، به گروگان وام گیرندگان خود درآمدهاند و بانک مرکزی هم که باید ناظر بر عملکرد بانکها و مؤسسات مجاز پولی باشد نمیتواند تصمیم درستی بگیرد. بانک مرکزی نه قادر است ورشکستگی بانکهای مشکل دار را اعلام نماید(به دلیل تعبات وسیع اجتماعی و اقتصادی) و نه مایل است نقدینگی مورد نیاز این بانکها را به سهولت تأمین نماید (به دلیل اتخاذ سیاست کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی).
محتوای نامۀ آذر ماه سال جاری که شورای هماهنگی بانکهای دولتی و خصوصی شده، کانون بانکها و مؤسسات اعتباری خصوصی به بانک مرکزی ارسال نمود، بیانگر استیصال و درماندگی بانکها از فائق آمدن بر وضعی است که گرفتار آناند. در این نامه تصریح شده است «… در حالی که با کاهش تدریجی تورم، انتظار عمومی بر این است که نرخ سود سپردهها از آنچه که قبلاً بود کاهش پیدا کند معلوم نیست جذب سپرده با نرخهای بالا در شرایط فعلی سیستم بانکی که با بحران معوقات کلان، بازدهی پایین سرمایه گذاریها، عدم امکان فروش داراییها مواجه هستند چگونه توجیه شده و چه عاقبتی در انتظار بانکها و مؤسسات مالی خواهد بود…»
وقتی بانکها و مؤسسات مجوزدار کشور چنین آشکار از بحرانی که گریبان آنها را گرفته است سخن می گویند واضح است که مؤسسات و صندوقهای قرض الحسنه غیرمجاز با مشکلات به مراتب سختتری دست و پنجه نرم میکنند. رکود عمومی حاکم بر کشور، شرایطی را ایجاد نموده که سرمایه گذاری در هیچ حوزه ای، سودی ۳۵ درصدی ندارد که سرمایه گذاران امیدوار باشند با اخذ وام ۳۰ درصدی از بانکها و مؤسسات مالی سودی نیز برای خود کسب نمایند. لذا به نظر میرسد وامهای با نرخ بهرهی بالا نیز در معرض عدم بازپرداخت قرار خواهند گرفت و وام دهندگان خود را با مشکل مواجه خواهند ساخت.
رشد سریع صندوقهای قرض الحسنه و مؤسسات مالی در دهۀ ۷۰ و ۸۰ (با مجوزهای صادره از سوی نیروی انتظامی و ادارات تعاون) بذر مشکلاتی را در نظام پولی کشور پاشاند که اکنون ثمرۀ آن، تهدیدی برای نظام بانکی کشور گردیده است. هر اقتصاد خوانده ای به خوبی میداند که فعالیت صندوقها و مؤسسات مالی با استفاده از مکانیزم ضریب فزاینده پولی منجر به خلق پول و نقدینگی میگردد و شاید در هیچ کشور توسعه یافته ای نتوان مورد مشابهی یافت که یک نهاد خلق کننده پول، خارج از نظارت ناظر پولی آن کشور قرار داشته و آزادانه فعالیت نماید. به خاطر داشته باشیم که خلق اعتبار، نوعی چاپ غیرقانونی اسکناس است و هیچ کشور با ثباتی اجازه نمیدهد که ارزش پول ملی کشور با مداخلههای غیرمجاز در معرض خطر قرار گیرد. در هر کشوری چاپ اسکناس تقلبی یکی از سنگینترین مجازاتها را در پی دارد و حتی برخی دولتها، اقدام دولتی دیگر در چاپ مخفیانه اسکناس آن کشور را اقدامی خصمانه و اعلان جنگ تلقی مینمایند. این که چگونه این همه صندوق و مؤسسه غیرمجاز برای سالهای متمادی در کشور فعالیت داشتهاند بی آنکه صلاحیت و تخصص مدیران آنها مورد بررسی قرار گرفته باشد و ریالی هم به عنوان سپرده قانونی به بانک مرکزی نسپرده باشند طنز تلخی است که مشابه آن را به سختی بتوان در جای دیگری از جهان یافت.
سازوکار وقوع سوءجریان پولی
مطالبات معوق، بانکها را با بحران کمبود نقدینگی درگیر نموده و بانکها نیز از سر ناچاری متوسل به منابع بانک مرکزی گردیدهاند لکن بانک مرکزی در راستای کنترل تورم و انضباط پولی، دسترسی به منابع خود را محدود و گران نموده است. بانک مرکزی نرخ بهره دسترسی به منابع خود را ۳۴ درصد تعیین نموده که نرخ بسیار گرانی است. در چنین شرایطی ممکن است سوءجریان بزرگی در نظام بانکی کشور رخ دهد. به لحاظ تئوری این احتمال میرود که برخی از مؤسسات مالی و بانکهای مشکل دار برای فرار از ورشکستگی و تأمین نقدینگی مورد نیاز خود، اقدام به افتتاح حسابهای صوری در مبالغ بالا (بدون اینکه واقعاً پولی وارد بانک شود) برای اشخاص مورد وثوق خود نموده و با بهره گیری از خاصیت ضریب فزاینده پولی اقدام به خلق پول نمایند. اگر ضریب فزاینده پولی کشور را برابر (۵) در نظر بگیریم به این معنا خواهد بود که در قبال افتتاح یک حساب صوری یک میلیارد تومانی، پنج میلیارد تومان پول جدید در قالب اعطای تسهیلات به متقاضیان، خلق خواهد شد.
تا زمانی که میزان این تقلب چشمگیر نباشد و تسهیلات گیرندگان، منابع خود را در همین بانک متمرکز نمایند مشکل بزرگی برای بانک ایجاد نخواهد شد اما بحران زمانی رخ خواهد داد که بخشی از تسهیلات گیرندگان بخواهند منابع خود را به سایر بانکها و مؤسسات مالی انتقال دهند. در این حالت بانکی که مرتکب این روش متقلبانه در مقیاس وسیع شده است با کسری منابع مواجه خواهد شد. اما در صورتی که بانکها و مؤسسات بیشتری درگیر این شیوه شده باشند احتمال مواجه شدن این بانکها با کمبود نقدینگی و به دنبال آن کشف این سوءجریان کمتر خواهد شد. علت آن هم این است که صرفاً اعداد و ارقام از یک سری حسابهای بانکی به یک سری حسابهای بانکی دیگر منتقل میشوند و انتقال پول فیزیکی از بانکی به بانک دیگر ضرورت نمییابد تا کمبود نقدینگی در این نقطه خاص، خود را نشان دهد.
شیوۀ کشف سوءجریان
روش قاطع کشف چنین سوءجریانی آن است که بازرسان بانک مرکزی در یک روز معین(مثلاً ۲۹ اسفند)، موجودی اسکناس و مسکوک تمامی مؤسسات و بانکها را مورد شمارش دقیق قرار داده واصالت اسکناسها را تأیید نمایند سپس ارقام بدست آمده را با موجودی مندرج در حساب صندوق این مؤسسات و بانکها تطبیق دهند. در صورت کسر بودن موجودی فیزیکی پول از موجودی حسابهای بانکی، وقوع سوءاستفاده مالی محرز خواهد بود. با توجه به کثرت شعب مؤسسات و بانکها، صعوبت اجرای این شیوه احتیاج به هیچ توضیح اضافی ندارد لکن روش قطعی تشخیص این سوءجریان صرفاً همین روش است.
روش متقلبانه مورد بحث، اقدامی پیچیده، متهورانه و پر ریسک است که توفیق آن مستلزم هماهنگی چندین مؤسسه و بانک میباشد. نتیجهی عملی آن هم، به نوعی چاپ اسکناس تقلبی است که مجازات آن بسیار سنگین است لذا وقوع چنین تخلفی بعید مینماید اما از طرف دیگر باید به خاطر داشته باشیم که بزرگترین سوءاستفادههای مالی در زمانها، مکانها و به طرقی اتفاق افتادهاند که کمتر کسی وقوع آنها را محتمل میدانسته برای همین هم توجه خاص ناظر پولی به این فرضیه، معقول به نظر میرسد. تاکنون حساسیت دستگاههای نظارتی بیشتر معطوف به نحوهی پرداخت و هزینه کرد تسهیلات بانکی و در مجموع طرف مصارف بانکها بوده و منابع بانکی و شیوهی تأمین این منابع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اکنون وقت آن است که این سمت ترازنامه بانکها نیز با دقت و وسواس زیاد مورد بررسی مقام ناظر پولی و دستگاههای نظارتی کشور قرار گیرد.
پی نوشت
در این نوشتار به منظور تنظیم متنی ساده و روان، مفاهیم پایه پولی، پول، شبه پول، نقدینگی، ضریب فزاینده پولی و ضریب فزاینده نقدینگی به معنای خاص آنها در ادبیات اقتصادی مد نظر قرار نگرفته است اما از این بابت، خللی به کلیت فرضیه مطرح شده وارد نمیباشد.
آمار چکهای برگشتی و مبادلهشده از سایت بانکمرکزی حذف شده است.
بانکمرکزی، نشریه الکترونیکی با عنوان شاخصهای ماهانه اقتصادی را هرماه هرچند با تأخیر منتشر میکرد که در آن به هشت مورد (شاخصهای قیمت، شاخص دستمزد کارگران ساختمانی در مناطق شهری ایران، تعداد و مبلغ اسناد مبادلهشده و برگشتدادهشده در اتاق پایاپای اسناد بانکی تهران، آمار فروش سفته و برات در شهر تهران، آمار سفته و برات واخواستشده در شهر تهران، تعداد و ارزش سهام معاملهشده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران، متوسط قیمت فروش یک سکهتمام بهار آزادی (طرح قدیم و جدید) در بازار آزاد شهر تهران و متوسط قیمت فروش یک دلار آمریکا و یک یورو (اسکناس) در بازار آزاد شهر تهران) اشاره میشد اما در کمال ناباوری، مورد سوم که مربوط به آمار چکهای برگشتی و مبادلهشده است، از دیماه سال گذشته حذف شده است.
ماهها طولانی از پرونده اختلاس 3000 میلیاردی می گذرد ولی هنوز حتی یک دادگاه فرمالیته هم برای خاوری، رییس سابق فاسد بانک ملی که در حال حاضر در کانادا است برگزار نشده.از طرف دیگر، با اهدای پست ریاست کل حراست بانک سپه به “علی عباس شکربیگی” ، بازجوی پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی که قرار بود روند قضایی امنیتی آنرا بررسی کند پرونده اختلاس به نوعی مختومه اعلام شده. بخش فجیع تر ماجرا اینکه، یکی از بزرگترین متهمانِ اختلاس بزرگ کشور، اینک به واسطۀ دوستان و رابطین رده بالای سیاسی و نظامی و دینی خود، مقام عالی رتبۀ دولت حسن روحانی شده است.
اما بخوانید که ماجرا چیست؟
فساد خامنه ای؟
سخن از امپراتوری خامنه ای، خواه نا خواه به این پرسش می انجامد که آیا او فاسد است؟
گرچه گاها برخی افراد حکم بر فاسد نبودن رهبر جمهوری اسلامی داده اند، اما چنین حکمی نیز همانند حکم فاسد بودن او نا رواست: ما از زندگی شخصی آقای خامنهای، در دروه ولایتش، آن چه میدانیم از گفتههای دستگاه تبلیغاتی اوست. از “یا علی” گفتن او به هنگام زادهشدنش تا وام گرفتن از این و آن برای خریدن نان سنگک.
لازم است گفته شود؛ رهبر جمهوری اسلامی از بزرگترین رهبران مافیای قدرت و ثروت در ایران است و درآمدهای حاصله از این منابع، هزینه ی صادرات تروریسم، مداخلات منطقه ای، گروههای لباس شخصی حامی حکومت و … می شود.
“ستاد اجرایی فرمان امام”، “بنیاد مستضعفان”، و دهها قرارگاههاى متعدد زیر نظر رهبر جمهوری، از جمله نهادهایی هستند که به هیچ یک از ارکان دولت اجازه کنترل و حسابرسی نمیدهند
.
با وجود اینکه نهاد رهبری از جاهای مختلفی درآمد دارد ولی ۵ محل را می شود نام برد به عنوان مهم ترین تامین کننده های درآمد رهبری:
اول بودجه عمومی کشور هست که مثل هر نهاد حکومتی دیگر بودجه ای چند هزار میلیاردی را سالانه در اختیار رهبر حکومت قرار می دهد.
دوم : دومین منبع مالی رهبری، ستاد اجرایی فرمان امام است، همان که خبرگزاری رویترز نوشت این نهاد، به تنهایی داراییهایی بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار در سال را در اختیار رهبر جمهوری اسلامی میگذارد و او، حتی بدون در نظر گرفتن نهادهای متمولی مانند «آستان قدس رضوی»، سالانه صاحب یک امپراتوری ۹۵ میلیارد دلاری بوده است.
سومین نهاد بنیاد مستضعفان هست که بیش از ۴۵۳ شرکت دارد و این ها را در ۶ هلدینگ بزرگ جمع کرده. هلدینگ سازمانی ست که انواع و اقسام کارهای اقتصادی رو با هم انجام میده. هلدینگ بانک سینا، هلدینگ صنایع، هلدینگ دامپروری و غیره که تمام شرکت های این بنیاد اون جا هستن. بسیاری از شرکت های بزرگ در این هلدینگ های بنیاد قرار می گیرند و بنیاد فقط هلدینگ مالی اش که بانک سیناست، طبق اعلام رسمی در سال گذشته حدود هزار میلیارد تومان درآمد داشته است.
چهارمین نهاد قرارگاه خاتم الانبیا است که طبق گفته ی خود فرمانده اش امسال ۳ هزار میلیارد تومن با دولت قرارداد دارند که این هم زیر نظر رهبری ست.
سوالی که باقی میماند این است که سردسته دزدها و فاسدان اقتصادی در این نظام کیست، چه مقامی است که تحت ولایت و حاکمیت او فساد نهادینه شده و دزدهای بزرگ پشت گرم به نهادها و مهرههای حکومتی اموال مردم را غارت و چپاول میکنند؟
به نظرم، سر دزدان و فاسدان شخص خامنهای است که یک قلم از ثروت افسانهای او 95میلیارد دلار فقط مربوط به یکی از نهادهای تحت کنترل او به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» است.

First, there is the country’s public budget, which, like any other government agency, provides the supreme leader with a multi-billion-billion budget annually.
Khatam al-Anbia’s fourth headquarters, according to its commander, has contracted 3,000 billion Tomans with the government this year, which is also under the leadership’s supervision.
In my opinion, khamenei‘s personal thieves and corruptors, one factor of his legendary fortune of $95 billion, relates only to one of the institutions under his control called the Executive Headquarters of the Imam’s Order.
با توجه به مسأله فساد به ويژه فسادهاي بانكي، اين پرسش بهوجود آمده است كه فساد در گذشته چگونه بوده و در دوره ٨ساله ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ چگونه شده است؟ چند روز پيش برحسب اتفاق گزارشي را ديدم از بازرسي ويژه رياست جمهوري كه در سال ١٣٨٠ تهيه شده بود. اين گزارش درباره اختلاس در بانكهاي كشور طي سالهاي ١٣٧٩-١٣٧٢ بود. جالب اينكه در همان زمان نسبت به موضوع حساس شده بودند، زيرا گزارشهاي اداري تأييد كرده بود كه اختلاس توسط كاركنان بانكها درحال افزايش است، لذا به سرعت دستور داده ميشود كه موضوع رسيدگي شود، و بازرسي ويژه نيز به سرعت اقدام به تهيه گزارشي ميكند.
هرچند گزارش تأكيد ميكند كه بخشي از اطلاعات مخدوش است، ولي در هر حال نكات قابل توجهي در آن گزارش است كه وقتي با شرايط دوره دولت پيش مقايسه ميكنيم به عمق فاجعهاي كه در اين سالها رخ داده پي ميبريم. مطابق گزارش در فاصله سالهاي ١٣٧٦ تا ١٣٧٩، بهطور متوسط سالانه ١٩٠ فقره اختلاس رخ داده بود. متوسط رقم اختلاس شده در اين ٣سال، حدود ٤١ ميليارد ريال بوده است. و طي ٨سال كل مبلغ اختلاس شده برابر ٢٧٥ ميليارد ريال بوده است.
حال اگر اين رقم متوسط ٤١ ميليارد ريال سالانه را با ارقامي كه در سالهاي اخير ديدهايم كه گاه به هزاران ميليارد تومان و نه ريال ميزند، حتي با فرض بزرگ شدن حجم پول در گردش جامعه و بانکها، متوجه ميشويم كه حجم اختلاسهاي بانكي در دوره ١٣٨٤ تا ١٣٩٢، صدها برابر گذشته شده است (با رعايت رشد تورم) ولي مسأله مهمتر از افزايش رقم اختلاس نيز وجود دارد. بهطور كلي در دوره و مقطع زماني سالهاي پيش از ١٣٨٤، اختلاسها در سطوح پايين بود و با كمك كارمندان جزء و متوسط شعب بانکی صورت ميگرفت، حتي در جريان اختلاس از بانك صادرات که طی آن فاضل خداداد اعدام شد نيز، كارمندان جزء بودند كه در ارتباط با افراد صاحبنفوذ قرار داشتند و در اختلاس به آنان كمك ميكردند. در حالي كه در ٨سال دوره اخير، قضيه به كلي فرق ميكند، و مديريتهاي شعب و حتي بالاتر از آنان و در يك مورد رئيس بانك ملي مستقيماً در جريان اختلاس دست دارند و همكاري ميكنند. به عبارت ديگر، بالا رفتن ارقام اختلاس فقط به دليل افزايش تعداد اختلاسهاي كوچك نيست، بلكه به دليل شکلگیری اختلاسهاي كلان و با مشارکت برخی از مقامات بانکی است. اگر متوسط رقم سالانه اختلاس را در آن دوره به متوسط تعداد اختلاس تقسيم كنيم، هر اختلاس بهطور متوسط حدود ٢٠٠ ميليون ريال يا ٢٠ ميليون تومان ميشود، روشن است که این حجم از اختلاس در حوزه كارمندان به نسبت جزء قرار دارد، در حالي كه در دوره ١٣٨٤ تا ١٣٩٢، بعيد است كه متوسط اختلاسها کمتر از ٥٠٠ ميليارد (٢ هزار برابر بیشتر) باشد.
اين ارقام نهتنها در حوزه كارمندان جزء نيست بلكه آنان حتي نميتوانند چنين پولهايي را براي خود بردارند. چون قضيه آنان به سرعت لو خواهد رفت. چنین اختلاسهایی را نمیتوان به فساد افراد تقلیل داد بلکه این موارد از یک بیماری و ناهنجاری ساختاری در کلان ساختار دولت حکایت میکند. به هم ریختن ساختار نظارتی و نظام بازرسی و اصل قرار گرفتن اراده فردی و بیاختیار شدن کارمندان و مدیران در برابر سیاسیون و کنارگذاشتن مقررات نظام بروکراتیک و نادیده گرفتن قانون در کنار اتکای بیحد به درآمدهای بادآورده نفتی، جملگی موجب شکلگیری فساد اداری گسترده و ساختاری شد که تا سالهای سال عوارض آن بر تن بیرمق نظام اداری باقی خواهد ماند. جالب اينكه در آن زمان (٧٢ به بعد) اگرچه مبارزه با اختلاسهاي مذكور قاطع و به نحو ملموسی بازدارنده نبود، ولي در هر حال این کار در ساختار بانكها انجام ميشد، و حدود سالانه نزديك به ١٠٠ نفر محكوميت اداري و قضايي پيدا ميكردند، در حالي كه در دوره اخير تا وقتي كه خبر قضيه اختلاسها علني و به سطح مطبوعات و رسانهها كشيده نشد، پيگيري حقوقي نيز كمرنگ بود، و به نظر میرسد که بیشتر تحت فشار افکار عمومی با این موارد برخورد شده است.
در سیستم بانکی کشور هزار و۴۳۲ نفر بدهکار میلیاردیاند که ۹۰۰ نفر آنها بدهی بالای ۱۰ میلیارد تومان داشته و ۵۳۲ نفر دیگر آنها بدهی بالای ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰ میلیاردی دارند و کسی جرات بازخواست آنها را ندارد، چرا که به دست ها و قدرت های پشت پرده وصل هستند.
در تحقیقات صورت گرفته پیرامون موارد فوق، متوجه شدیم که از بیشتر بدهکاران بانکی و اعتبار گیرندگان، وثیقه کافی دریافت نشده و تسهیلات بالایی به آنها اعطا شده است. و هماکنون مجموع مطالبات معوق بانکها به 82 هزار میلیارد تومان رسیده است .
در اینجا لازم است بگوییم جمع زیادی بهعنوان بدهکار کلان بانکی شناسایی شدهاند که دستهای پشت پرده مانع از رسیدگی به این موضوع است. دستهای پشت پرده ای که به سپاه، ستادهای نماز جمعه، نمایندگان رهبری، آستان قدس، و همچنین آقازاده های مسئولین باز می گردد.
فهرست هزار و 432 بدهکار بالای 50 میلیارد تومان
بر اساس بررسیها کل مطالبات غیرجاری بانکها بیش از 100 هزار میلیارد تومان است.
و مانده مطالبات غیرجاری بالای 10 میلیارد تومان جمعاً رقمی معادل 62 هزار میلیارد تومان است که در اختیار 900 ذینفع اعم از حقوقی و حقیقی است.
همچنین مطالبات غیرجاری بالای هزار میلیارد تومان در اختیار 3 ذینفع قرار دارد .
اما دارندگان بدهی غیرجاری بالای 500 میلیارد تومان هم 18 نفر هستند که چیزی حدود 15 هزار میلیارد تومان از حجم مطالبات را به خود اختصاص دادهاند.
به این اعداد و ارقام بدهی غیرجاری بالای 100 میلیارد تومان را هم باید اضافه کرد که مجموع این نوع بدهی 42 هزار میلیارد تومان است که در اختیار 145 نفر است.
همچنین میزان بدهی غیرجاری بالای 50 میلیارد تومان جمعاً 47 هزار میلیارد تومان است که در اختیار 283 نفر اعم از حقیقی و حقوقی قرار دارد. اینها را مردم باید بدانند…
اسامی کسانی که با زد و بند و لابی و رابطه، توانسته اند وامهای بلاعوض، رانت و امتیاز های کلان بگیرند و یک ریال را به حساب کشور باز نگردانده اند، به شرح زیر است:
واگن سازی کوثر (تحت امر چند مقام سپاه)
عبدالله یونسی (از سرداران سپاه)
توسعه گستران ارمغان
عباس صحت
حمیدرضا راهدار
خسرو صحت
سایپا
چنگیز فولادی
رحمان علی اکبری
محمدرضا احسانفر
سرمایه گذاری ملت
مدیریت سرمایه گذاری ملت
فرآورده های دریایی ارس
سرمایه گذاری امیر منصور آریا
محمد رستمی
پویا ریل آسا
شیما رشید شمالی
سرمایه گذاری بین المللی مهندسین مشاور لار
علیرضا اخگری
نازنین اکمل
یاسمن اکمل
تعاونی عام کارآوران
سرمایه گذاری ترنیان سهم
سرمایه گذاری سپهر ایرانیان کیش
بین المللی عمران رضوی
تعاونی چندمنظوره همسایار
احیاصنایع خراسان
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستایی و کشاورزی ایران
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستایی و کشاورزی خوزستان
رم پیشگام
مهدی عظیمی نژادان
سهراب رضایی پور
اصغرپیران
کیوان کامران نیا
متالوژی پودر مشهد
علیرضا کوچکی ایذه
حسین حمزه ای
عبدالمحمد رازانی
مجید طالش
محمدحسن یاوری
مسعود آقایی گرگانی
فضل الله کامیاب
سامان گستر
رضا دانش آموز
هزاره جدید تجارت
سحرخیزان تجارت نوین
صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد
سرمایه گذاری اقتصاد نوین پارسیان
شهریار پرویزی
تولیدی بازرگانی بین المللی پویاغرب
سرمایه گذاری دزاب پویا
ستاره منصوبی
مرضیه رضایی نظری
بازرگانی تدارک کارآمد پویا ابریشم
قباد چوبدار
مهرداد چوبدار
آذین چوبدار
امین چوبدار
حامین چوبدار
زیبا شاه کرمی
سیدمحمدرضا حسینی
فرزاد اناری
احمد رزاقی منش
سرمایه گذاری حامی گستره شرق
مصطفی پسلیانی فرد
سرمایه گذاری مهرگان
سرمایه گذاری هتل های پارس
ناجی پاس
گروه هتل ها و مراکز تفریحی پردیس
بنیاد تعاون ناجا
داوود کاغذچی
مسعود نونژاد
صدرا
سینا فرآیندنیرو
سرمایه گذاری و تجارتی معین رنان
عبدالله نوذری
محمد رسولی
علی محمد رفیعی
مهدی فراهانی
داریوش خلوتی
گروه صنعتی سدید
سرمایه گذاری کارکنان گروه مپنا
ماهیدشت کرمانشاه
مهدی فلاحتیان
محمد فلاحتیان
علیرضا فلاحتیان
محسن فلاحتیان
مجید فلاحتیان
نیکروز تامین نیلوفری
سرمایه گذاری غدیر
سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت
پرشین فولاد
صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد
گروه ملی صنعتی فولاد ایران
بازگانی مدبران اقتصاد
آهن و فولاد لوشان
سرمایه گذاری سایپا
افق توسعه انرژی خلیج فارس
مهدی دهقان پور
مریم دهقان پور
زهرا دهقان پور
حبیب اله دهقان پور
فرشته مهدویه
کارخانجات نورد لوله یاران
گهر انرژی سیرجان
سرمایه گذاری سامان مجد
ساختمان او پول
سرمایه گذاری سروش یاران
حسین اسلامی مشکنالی
وظیفه ما جوانان و دانشجویان است که صدای زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام در ایران باشیم.
امروز در ایران در سایۀ رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی، جمع کثیری از شهروندان و فعالان به دلیل باورهای مذهبی یا اعتقادی خود در زندان و یا تحت حکم اعدام به سر میبرند و دستگاه امنیتی رژیم ایران، بعنوان یک شگرد جدید، با تهدید یا دادن وعده به خانوادههای آنان، و سوء استفاده از شرایط دشوار آنان سکوتی را از زندانی و خانوادههای آنان درخواست میکند که نهایتا هیچ منفعتی برای قربانی به همراه ندارد و این را باید ما فعالان حقوق بشری فریاد بزنیم.
لازم می دانم توضیح دهم؛ حسن روحانی که کار خود به عنوان رئیس جمهور ایران را در مرداد ۱۳۹۲(اوت ۲۰۱۳) آغاز کرد در رقابتهای انتخاباتی مدعی شده و گفته بود که اقلیتهای دینی و قومی «باید عدالت را احساس کنند.”، اما گزارش های سازمان ملل در مورد حقوق بشر ایران با اشاره به همین سخنان اورده است: “تبعیض علیه اقلیتهای دینی و قومی هم در عمل و هم در قوانین رژیم ایران ادامه دارد.”
از سویی دیگر، در طول یک سال گذشته از دهم دسامبر سال گذشته (روز جهانی حقوق بشر) تا امسال، صدها نفر بازداشت و اعدام و محکوم به اعدام شده اند و رژیم جمهوری اسلامی همچنان زندان بزرگ شهروندان است.
As young students, it is our duty to be the voice of those who are imprisoned due to political activities and all of those who are facing death penalty in Iran.
طی هفته های اخیر موضوع پیوستن یا نپیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم، بحث مناقشه برانگیزی را در درون طبقه حاکم رژیم برانگیخته است. پوشیده نیست؛ که فساد نهادینه شده در جمهوری اسلامی که پولشویی صرفا یکی از لایه های پنهان و آشکار این فساد حکومتی است، به صورت یک واقعیت غیر قابل انکار بر پیشانی جمهوری اسلامی حک شده است. واقعیتی که بیش از همه ریشه در سیستم بوروکراتیک دولت اسلامی و نظام فاشیستی مذهبی حاکم بر ایران دارد. واقعیتی انکارناپذیر که دستگاه قضایی، ارگان های مافیایی منصوب خامنه ای و بطور اخص فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و دیگر ارگان های نظامی جمهوری اسلامی بیش از همه در فساد و “پولشویی گسترده” منفعت دارند.
قابل ذکر است: جمهوری اسلامی یک رژیم سر تا پا فاسد، مستبد، خودرای و بغایت ارتجاعی است. حکومتی که در آن نه نهادی مستقل برای نظارت بر عملکرد ارگان های حکومتی وجود دارد و نه احزاب سیاسی و مطبوعات آزاد و مستقل در جامعه حضور دارند که بتوانند بدون زندان و محاکمه در مورد فساد و پولشویی عوامل و نهادهای حکومتی افشاگری کنند. در چنین وضعیتی و در شرایطی که حاکمیت استبدادی بر تمام شئونات جامعه چنگ انداخته، پر واضح است که دست نهادهای پرقدرت حکومتی برای ورود به هرگونه اختلاس، رشوه، دزدی، قاچاق کالا و مواد مخدر باز است. از آنجا که این همه ثروت های میلیاردی “کثیف” که هر ساله نصیب نهادهای حکومتی و “برادران قاچاقچی” سپاه پاسداران می شود، لازم است به شکلی قانونی وارد چرخه اقتصاد کشور شوند. پولشویی همان راه قانونی ورود پول های “کثیف” به چرخه اقتصاد است.

پولشویی در واقع همان فرایندی است که در آن، پول حاصل از اقدامات غیر قانونی تبدیل به پول یا ثروتی می شود که در ظاهر امر از راه های قانونی به دست آمده و به این طریق رد فساد از پول شسته شده و پول های حاصل از قاچاق، دزدی و اختلاس به شکل قانونی وارد اقتصاد کشور می شوند. به عبارت دیگر پولشویی به این دلیل صورت می گیرد که منبع واقعی پول نامشخص باقی بماند. از این رو نفس پولشویی یک اقدام مجرمانه است. اقدامی مجرمانه و غیر قانونی که کسی یا ارگانی برای رد گم کردن درآمد حاصل از یک اقدام مجرمانه اولیه، به جرم بزرگتری متوسل می شود. پوشیده نیست افراد و یا نهادهایی که به پولشویی اقدام می کنند، عمدتا کسانی هستند که از قاچاق مواد مخدر، اختلاس، رشوه و سایر راه های غیر قانونی کسب درآمد کرده اند و لذا به دنبال حذف رد پای پول های بدست آورده هستند.
با چنین توصیفی از پولشویی و با توجه به گستردگی فساد حاکم بر جمهوری اسلامی به روشنی می توان ابعاد پولشویی و چرایی اقدام به این عمل مجرمانه را دریافت. نمونه ها بسیارند و موارد مشخص و چند هزار میلیاردی آن بیش از هر زمانی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد صورت گرفت. در دوران احمدی نژاد نهادهای نظامی وعناصر فعال حکومتی به بهانه دور زدن تحریم ها، هزاران میلیارد تومان از ثروت کارگران و زحمتکشان جامعه را بالا کشیدند. پول های “کثیفی” که از طریق رانت خواری، رشوه و اختلاس کسب شدند و سپس در همدستی با روسای بانک مرکزی در ایجاد بانک ها و موسسات مالی خصوصی -از جمله بانک ها و موسسات مالی وابسته به سپاه پاسداران- در مجاری به ظاهر قانونی قرار گرفتند.
ماجرای پولشویی چند هزار میلیارد دلاری بابک زنجانی در صادرات نفت و ارتباط نزدیک او با سردار سعید قاسمی وزیر نفت کابینه احمدی نژاد اکنون برای همگان روشن است. سرداری که از مسئولیت قرارگاه خاتم الانبیا یک شبه به مقام وزارت نفت رسید تا راه دور زدن تحریم ها را برای افرادی همچون بابک زنجانی و دیگران هموار سازد. نتیجه این گونه اقدامات دولتی اما، گسترش فساد، رشوه، دزدی، اختلاس و پولشویی کلان در دوره ۸ ساله احمدی نژاد ریاست جمهوری برگزیده و منصوب شخص خامنه ای شد. نمونه دیگر پرونده سردار احمدی مقدم فرمانده سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی است. او نیز در دوران احمدی نژاد به بهانه دور زدن تحریم ها اقدام به صادرات دو میلیون بشکه نفت کرد که پول حاصل از آن هرگز در جایی ثبت نشد.
اختلاس سه هزار میلیارد تومانی محمد رضا خاوری، مدیر کل سابق بانک ملی و فرار او به کشور کانادا نمونه دیگری از پولشویی کلان در جمهوری اسلامی است. موارد فوق فقط مشتی از خروار هستند که بعضا در جریان تشدید نزاع جناح های حکومتی افشا و به بیرون درز کرده اند. صدها و هزاران مورد دیگر از اختلاس های این چنینی وجود دارند که همچنان در پس پرده قدرت باقی مانده اند. پولشویی های کلانی که شاید زمانی دیگر و در پی تشدید نزاع های درونی علنی شوند.
جدای از رشوه و اختلاس و رانت خواری های متداول در جمهوری اسلامی، قاچاق مواد مخدر و ورود اجناس و خودروهای لوکس چند میلیاردی از مبادی ورودی متعلق به سپاه پاسداران، بخش دیگری از این پول های “کثیف” است که در فرایند پولشویی رایج در جمهوری اسلامی قرار می گیرند. طبق اعلام سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز(۱۲ تیرماه ۹۶)، فقط حجم قاچاق کالا در کشور به میزان ۶/ ۱۲ میلیارد دلار در سال است که قاچاق پوشاک، طلا و لوازم آرایش در صدر آن قرار داشته اند. علاوه بر این، به گفته قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر، منفعت قاچاق چیان از قاچاق مواد مخدر در ایران به ۳ میلیارد دلار در سال می رسد. این حجم از قاچاق کالا و مواد مخدر عموما از مبادی ورودی و گمرک هایی صورت می گیرد که عمدتا در اختیار و کنترل سپاه پاسداران است. ثروت های چپاول شده و به یغما رفته توده های مردم ایران که عموما ارگان های حکومتی، فرماندهان ارشد سپاه و نهادهای فرهنگی وابسته به مراکز قدرت از این پول ها بهره می برند. بدون شک، فساد و تبانی و زد و بند و رشوه، در ابعادی وسیع، رژیم جمهوری اسلامی را در بر گرفته است .
Bribery, misery, corruption and money laundering in Iran under the rule of the Islamic Republic is an undeniable fact.
The corruption that has been institutionalized in the Islamic Republic, where money laundering is just one of the hidden and obvious layers of this government corruption, has been carved out as an undeniable fact on the back of the Islamic Republic.
In recent weeks, the issue of joining or not joining the Islamic Republic of Iran Convention against Money Laundering and Financing Terrorism has sparked a controversial debate within the regime’s ruling class.
It is not uncovered; the corruption found in the Islamic Republic, where money laundering is merely one of the hidden and obvious layers of this government corruption, has been carved out as an undeniable fact on the back of the Islamic Republic. The fact that most of all rooted in the bureaucratic system of the Islamic state and the fascist religious system ruling Iran. The undeniable fact that the judiciary, the mafia organs appointed by Khamenei and, in particular, the senior commanders of the Revolutionary Guards and other military organs of the Islamic Republic most often benefit from corruption and “widespread money laundering”.
It is worth mentioning that the Islamic Republic is a corrupt, authoritarian, self-styled, and largely reactionary regime. There is a government in which there are nine independent institutions to oversee the functioning of government bodies and not political parties and a free and independent press in the community that can expose non-prisons and prosecutions of corruption and money laundering to government agents and institutions. In such a situation and in conditions where authoritarian rule has seized upon all the interests of the community, it is clear that the hands of powerful government institutions are open to any kind of embezzlement, bribery, theft, smuggling of drugs and drugs. Because all these “dirty” billions of wealth, which each year comes from government institutions and “traffickers brothers” of the Revolutionary Guards, must enter the country’s economic cycle legally. Money laundering is the legal way of entering dirty money into the economy.
Money laundering is in fact the process in which money from illegal acts becomes money or wealth that is apparently obtained by legal means, in this way, the rejection of corruption from money laundered and money derived from smuggling , Theft and embezzlement enter the country’s economy legally. In other words, money laundering is due to the fact that the real source of money remains uncertain. Hence, money laundering is a criminal act. The criminal and illegal act that a person or organization resorts to a larger crime in order to reject the loss of income derived from a criminal offense. It is not at all People or institutions involved in money laundering are mostly those who earn money from drug trafficking, embezzlement, bribes and other illegal ways, and are therefore seeking to eliminate the trace of earned money.
With such a description of money laundering, and given the extent of corruption in the Islamic Republic, the dimensions of money laundering can be clearly determined and why they are committing this criminal act. There are many examples, and certain cases, and several thousand billion, have taken place more than ever during the presidency of Ahmadinejad. During the Ahmadinejad era, military institutions and active elements of the government, on the pretext of circumventing the sanctions, raised thousands of dollars from the wealth of the workers and the working people of the society. The “dirty money” earned through ransom, bribery and embezzlement, and then, in conjunction with the central bank governors, in the creation of banks and private financial institutions, including banks and financial institutions affiliated with the Revolutionary Guards, appeared to be legal in the Germans Were placed.
A few billion-dollar money laundering Babak Zanjani’s oil exports and his close relationship with Sardar Saeed Ghasemi, the oil minister Ahmadinejad’s cabinet, is now clear to everyone. Sardar, who took charge of Khatam al-Anbia’s camp overnight to the Ministry of Oil, to pave the way for sanctions against Babak Zanjani and others. The result of such government actions, however, was the spread of corruption, bribery, robbery, embezzlement, and massive money laundering over Ahmadinejad’s eight-year presidential election, appointed by Khamenei. Another example is the case of Sardar Ahmadi-Moghaddam, former commander of the Islamic Republic’s law enforcement force. He also exported two million barrels of oil at the time of Ahmadinejad on the pretext of circumventing the sanctions, whose money was never registered anywhere.
Billion-Dollar embezzlement of Mohammad Reza Khavari, former director general of the National Bank and his escape to Canada, is another example of a massive money laundering in the Islamic Republic. The above is just a handful of craters that have been exposed and leaked during the intensification of the conflict between government factions. There are hundreds and thousands of other misconceptions that remain behind the scenes. Large money laundries that may become public again after intensifying internal conflicts.
Apart from the bribes, embezzlement and renditions in the Islamic Republic, drug trafficking and the entry of billions of luxury goods and vehicles from the entrance to the Revolutionary Guards are another part of these “dirty” money, which is common to the money laundering process in the republic. Islamic. According to the spokesman for the Anti-Smuggling and Currency Commodity Chief (July 3, 2017), the country’s only smuggled goods amount to $ 12.6 billion a year, with smuggling of clothing, gold and toiletries. In addition, according to the deputy secretary general of the Counter Narcotics Office, the trafficker’s profit from drug trafficking in Iran reaches $ 3 billion a year. This volume of smuggling of goods and drugs generally comes from entry points and customs, which is mainly in the control and control of the Revolutionary Guard.
Undoubtedly, the regime of the Islamic Republic is involved in corruption, collusion, and bribery on a large scale.
یکی از دلایل ایجاد حجم عظیم تخلفات و فسادهای مالی و اقتصادی در جمهوری اسلامی، انسداد فضای سیاسی کشور و فضای آزادی بیان است. وقتی آزادی بیان برای رسانهها و افراد وجود نداشته باشد، اشخاص بدون هیچ ترسی مرتکب فساد میشوند و در چنین شرایطی بر عملکرد اصحاب قدرت نظارت می کنند و نهادهای ناظر نقششان تقلیل می یابد. به نظر من شرایط سیاسی و اجتماعی ایران در سایه رژیم جمهوری اسلامی، زمینه را برای بروز تخلفاتی بزرگ و فساد مالی فراهم نموده است. همچنین به نظرم از دیگر عوامل ایجاد فساد روزافزون در ایران فعلی، تسلط یافتن افرادی فساد بر اصحاب قدرت است که زمینه را برای بروز فسادهای عظیم افزایش میدهد. 
One other reasons of corruption in Islamic Republic: If Media are not Free, People commit Financial Crimes without Fear.
One of the reasons of high rate corruption in the economy of Islamic Republic is the political dead-end and critical situation of free speech. When there is no free speech for median and intellectuals, frauds commit crimes without fear and in this situation there will be no supervision on authorities and the role of those institutions who are responsible to watch and control corruption is reduced.
In my opinion the social and political situation in Islami Republic have prepared the context of big financial corruption. And the other reason of the increasing corruption in today Iran is the fraud people can control authorities.